چهارمین جلسه از دوره اول کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی دورود، با استادی مسافر همایون، نگهبانی مسافر حسین و دبیری مسافر ولی با دستور جلسه (کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر و تصاویر آن) سهشنبه 26 خرداد ماه ۱۴۰5 ساعت 17 شروع به کارکرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان همایون هستم یک مسافر
در ابتدا از جناب مهندس دژاکام و خانواده محترم ایشان که این بستر ارزشمند را فراهم کردند تا من و تمام کسانی که خواستار رهایی هستند بتوانیم از آن بهرهمند شویم، صمیمانه تشکر میکنم. همچنین از نگهبان محترم، دبیر گرامی، ایجنت محترم، لژیون سردار؛ آقا حمیدرضا و آقا عبدالله و تمام خدمتگزارانی که در این شعبه زحمت میکشند تا دوستان به رهایی برسند، بسیار قدردان و سپاسگزارم. از اینکه اجازه دادند این جایگاه خدمتی را تجربه کنم نیز از همه آنها صمیمانه تشکر میکنم.
در خصوص دستور جلسه، همانطور که دبیر محترم اعلام کردند، کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» کتاب مرجع و از متون اصلی کنگره ۶۰ است. یک سیدی از مهندس درباره این کتاب وجود دارد که بسیار جالب است و پیشنهاد میکنم دوستانی که علاقهمند هستند حتماً آن را گوش دهند.
در آن سیدی گفته میشود که کتاب مفید، کتابی است که ارزش و قابلیت چندین بار خوانده شدن را داشته باشد؛ کتابی که بتواند جسم، نفس، روح و جان انسان را از تاریکی نجات دهد. وقتی به این موضوع فکر کردم، از خودم پرسیدم: آیا کتاب ۶۰ درجه چنین کاری انجام داده است؟
اگر به آمار نگاه کنیم، پاسخ مشخص است. تمام فعالیتهای کنگره بر اساس الگو و آمار ثبت شده است. حداقل آماری که اعلام شده، رهایی بیش از ۲۰۰ هزار نفر از اعتیاد است. اگر خانوادههای این افراد را هم در نظر بگیریم، میبینیم چه تعداد زیادی از انسانها از مشکلات و رنجهای بزرگ رها شدهاند. این اتفاق به واسطه چه چیزی رخ داده است؟ چه ویژگیای در این کتاب وجود دارد؟
در ابتدای کتاب، مهندس نوشتهاند: «این کتاب برای تمام کسانی است که خواستار رهایی از اعتیاد هستند؛ پزشکان و هر کسی که میخواهد درباره اعتیاد بداند.» حتی اگر فرد سواد زیادی نداشته باشد و فقط توانایی خواندن و نوشتن داشته باشد، میتواند از این کتاب استفاده کند.
اما واقعیت این است که وقتی من برای اولین بار کتاب ۶۰ درجه را خواندم، بخشهایی را که مربوط به کاهش پلهها بود میفهمیدم. زمانی که اساتید با نویسنده کتاب صحبت میکردند، متوجه عمق صحبتها نمیشدم. در آن زمان اقتضای فهم من همین بود؛ چون تازه وارد شده بودم و تنها هدفم این بود که پلهها را کم کنم و اعتیادم درمان شود.
آنچه من به تجربه فهمیدهام این است که اگر کسی در کنگره بماند و مسیر را ادامه دهد، بهتدریج متوجه عمق این مطالب میشود. تقریباً برای هر مسئلهای در زندگی میتوان پاسخی در این آموزشها پیدا کرد. اما نکته بسیار مهم این است که این آموزشها باید عملیاتی شوند.
در کنگره هیچ اجباری وجود ندارد. اگر کسی بخواهد میآید و اگر نخواهد نمیآید. اما کسی که با خواست قلبی در این مسیر میماند، در ادامه متوجه میشود که چه اقیانوس بیپایانی از علم و آموزش در کنگره وجود دارد.
اجازه بدهید یک تجربه شخصی هم بگویم. روزی در یکی از بیمارستانهای تهران، در بخش سرطان حضور داشتم. وقتی وارد آن فضا شدم، ناخودآگاه در ذهنم مقایسهای شکل گرفت؛ اینکه علم کنگره تا چه اندازه از بسیاری از نگاههای رایج جلوتر است.
در آن بخش، بیماران زیادی با انواع سرطان حضور داشتند؛ یکی مشکل دستگاه گوارش داشت، یکی فک، یکی چشم. پزشکان در بسیاری از موارد ناچار بودند عضو درگیر را از بدن بیمار جدا کنند. خانوادهها با التماس، سفارش و حتی پرداخت هزینههای سنگین درخواست عمل میکردند.
اگر مقالات مهندس درباره سرطان را مطالعه کنید، متوجه میشوید که نگاه کنگره چقدر عمیق و متفاوت است.
تنها راه فهمیدن این مطالب این است که در این مسیر بمانیم. در یکی از سیدیهای اخیر مهندس جملهای بود که میگفت: «اعجاب در ادامه است.»
گاهی انسان مانند کسی است که در کنار یک کوه عظیم ایستاده است. وقتی خیلی نزدیک آن هستیم، عظمتش را درک نمیکنیم. باید فاصله بگیریم تا بتوانیم بزرگی آن را ببینیم کتاب 60 درجه و کنگره هم چنین حالتی دارد.
بیش از این وقت شما را نمیگیرم. از محبت شما و از اینکه به صحبتهای من گوش دادید بسیار سپاسگزارم.
عکس : مسافر محمد مرزبان
بارگزاری و ارسال : مسافر حسین لژیون اول
- تعداد بازدید از این مطلب :
98