سیدی قلب با واژه درمان شروع میشود درمان هر چیز و هر مسئلهای. اینکه ما برای درمان نیازمند به این هستیم که مشکل یا بیماری را بشناسیم و برای شناخت هر چیز باید خوب ببینیم، خوب بشنویم و خوب حس کنیم که میرسیم به همان مسئله صوت و نور و حس که خداوند هم در قرآن به این موضوع اشاره دارد سمع و ابصار و قلوب که گفتند که جایگاه سمع گوش و ابصار چشم و قلوب قلب است که همان حس است.
مسئله حس فوقالعاده مسئله مهمی است، چراکه صوت و نور هم توسط حس دریافت میشوند و ما باید برای هر چیزی به حس خود رجوع کنیم و اگر حس ما بسته باشد، ما اصلاً متوجه اتفاقات اطراف خود نمیشویم، نمیبینیم، نمیشنویم و برای همین همیشه به مشکل برمیخوریم و این کمکم باعث بسته شدن حس ما میشود و از همان جا حس ما تیره و تاریک میشود و در مسائل زندگی، چه با خود و چه با دیگران به مشکل برمیخوریم. راستی حس من چگونه است؟
در این سیدی آقای مهندس من را به فکر واداشت که به گونهای دیگر به خودم و احساساتم نگاه کنم، درصدد باشم که حس را از تیرگی و تاریکی بیرون بکشم و به سمت روشنایی ها ببرم. یاد بخشندگی آقای مهندس افتادم که اگر ایشان حس بخشندگی نداشتند، آیا روش درمان اعتیاد را در اختیار کسی قرار میدادند؟ آیا اگر حس عشق و ایمان آقای مهندس نبود، جهان اعتیاد الان به چه سمتی هدایت شده بود؟
این است نتیجه حس خوب، نجات جان میلیونها انسان، نجات جهان از بزرگترین بیماریها، سیگار و چاقی و سرطان و هزاران بیماری دیگر که در حال درمان است. راستی درمان باید در قسمت جسم و روان و جهان بینی اتفاق بیفتد که همان افکار و اندیشه است و حس ما باید ابتدا در صورت پنهان درست شود، ساخته و پرداخته شود تا ما از بند افکار منفی و استرس و بیماریها نجات پیدا کنیم.
اگر من امروز هستم و صدای آقای مهندس را میشنوم و در کنار آن صدای خنده فرزندم را دارم، بخاطر این است که مردی با یک حس زیبا و قلبی سفید و روشن قدم در راه کمک به انسانها برداشت. پس در پیرو این مسیر و راه، من باید خدمت کنم با حس خوب، بلا عوض و عاشقانه تا شاید بتوانم کمکی به دیگران بکنم. در این سیدی فرمودند که بهشت و جهنم چیست؟ واقعاً بهشت و جهنم کجاست؟ جایی که حال خوب هست، جایی که عشق است، صداقت و از خودگذشتگی و ایمان و صبر است، جایی که قلب ما برای تک تک عزیزانمان و تمامی موجودات میتپد، بهشت آن جا است.
و اما آن جایی که کینه و نفرت و حسادت و خشم و انتقام هست، جهنم است و اولین کسی که در این آتش جهنم میسوزد، کسی جز خود ما نیست. من آموختم ما به زور و تازیانه نمیتوانیم به کسی چیزی یاد بدهیم، کسی را درمان کنیم، کسی را از اعماق چاه بیرون بکشیم، ولی با عشق و محبت همه درها را میتوانیم باز کنیم؛ البته که به راحتی این اتفاق نمیافتد و رنجها و سختیهای زیادی دارد که همیشه فرمودند سختی.ها برای بزرگ شدن ما هستند.
مثلاً روش تغذیه سالم، در عین اینکه روشی راحت و ساده است، اما برای فردی که سالها پرخوری کرده سخت است که بگذرد و عبور کند، اما بعد از تحمل این سختیها و صبوری کردن و به حس و حال خوبی میرسد که قابل وصف نیست، به جسمی سالم میرسد که قابل باور نیست. اینها است که در پی حس سالم دست به دست چرخیده تا امروز به دست من رسیده و امروز، طبق وادی سیزدهم، پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است.
امروز سر آغاز دیگری است برای من، برای ما که باید راه استاد بزرگ را ادامه بدهیم، حرکت کنیم عاشقانه و با احساسی پر از نور تا این پیام را به گوش جهان و جهانیان برسانیم که دردها درمان دارند، فقط باید خوب ببینیم و خوب بشنویم و خوب حس کنیم. من امروز میتوانم با رعایت اصول و قوانین و حرکتهای کنگره مسیر کنگره را به درستی طی کنم، در حالیکه به هم نوعان خودم عشق میورزم و شاهد حال خوش روزانه آنها هستم و این بزرگترین و بهترین حس و حال است که بهشت من و شما این است. این هدف اصلی کنگره است؛ عشق، عشق، عشق.
منبع: سیدی قلب
نویسنده: مسافر لژیون تغذیه سالم همسفر ملیحه
ارسال: راهنما همسفر فهیمه از نمایندگی کوروش آذرپور (لژیون ششم)
صفحه کاهش و افزایش وزن
- تعداد بازدید از این مطلب :
42