انسانهای خوب همیشه در برابر مشکلات به این فکر میکنند که چگونه میتوانند آن مشکل یا مسئله را حل کنند ولی برعکس انسانهایی وجود دارند که میگویند : چه چیزی قرار است گیر من بیاید ؟ آیا حل شدن این موضوع برای من سود یا معنفتی دارد ؟ اگر سود یا منفغتی داشت آنوقت به دیگران کمک میکند.
در این قضیه جامعهای موفقتر عمل میکند که افراد آن همیشه میخواهند مشکلات یکدیگر را حل کنند.
پس تفکر ما در مورد چگونه حل کردن مسائل، از اهمیت بالایی برخودار است. زیرا یک تفکر اشتباه باعث میشود تا ساختارهای یک جامعه به کلی نابود شود.
همیشه خرابی از یک نقطه بسیار کوچک و کم اهمیت آغاز میشود و همه چیز را نابود میکند مانند: آتش سوزی در جنگل، از یک نقطه کوچک شروع میشود و بعد کل جنگل یا یک شهر نابود میشود.
استاد امین فرمودند: برای اینکه یک جامعه درست و اصولی داشته باشیم نیازمند معلمان واقعی و راستین هستیم. این معلمها هستند که میتوانند در انسانها معجزه به وجود بیاورند.
برای اینکه سیستم های یک جامعه را از کار بیندازیم کافی است معلمان آن جامعه را از کار برکنار کنیم یا متحواهایی را که آموزش میدهند را دست کاری کنیم آن وقت آن جامعه در مدت خلیی کم رو به نابودی میرود.
برای اینکه همه چیز رشد پیدا کند نیازمند یک رب، مربی است و همیشه روح تحت فرمان مربی است و فقط انسان دارای روح است. شاید دیگر موجودات بتوانند به صورت غریزی زندگی کنند و یک پتانسیلهایی دارند ولی فاقد روح هستند، و این روح است که در انسان باعث میشود تا علم را یاد بگیرد و از ساختار آفرینش سر دربیاورد و آنها را بشناسد.
انسان از نفس واحده آفریده شده است.
یک آموزگار خوبیها ( روح ) و یک آموزگار بدیها ( جن ) درون انسان قرار دارد.
انسان هر چه بیشتر گوش به فرمان رب یا راهنما خودش باشد روح قدرتمندتر میشود و به مراتب، یادگیری انسان هم بیشتر و بیشتر میشود. این امر باعث میشود جن درون انسان هر روز ضعیفتر شود به طوری که دیگر توانایی انتقال القا افکار منفی را در انسان ندارد.
اگر شما سر کلاس نشسته باشید و صبحتهای راهنما را گوش بدهید اما زمانی که به خانه رفتید کار خود را انجام بدهید هیچ موقع به نتیجه نمیرسید. معمولا کسانی که به صبحت راهنما گوش میکنند و عمل میکنند افراد بسیار باهوشی نیستند و از هوش بسیار معمولی برخوردار هستند اما چون به صبحتهای راهنما خود گوش میدهند همیشه به نتیجه میرسند.
رب یا راهنما باید یکسری ویژگی ها داشته باشد: اولین ویژگی یک راهنما این است که مطلبی را که به انسان آموزش میدهد باید با نیاز ما مرتبط باشد یعنی؛ در لژیون در مورد اعتیاد، روش DST، وادیها و در مورد مواد شبه افیونی بدن صبحت کند.
ویژگی دوم این است که موضوعی که آموزش داده میشود باید حقیقی باشد، بایستی مطلبی که بیان میکند قوانین واقعی زندگی باشد.
برای مثال سالها آموزش سم زدایی در بدن برای درمان اعتیاد داده میشود شاید موضوع مرتبط بود ولی حقیقی نبود.
ویژگی سوم که خیلی کلیدی و مهم است این است که یک راهنما باید مطلب را به گونهای بیان کند که ساده و قابل فهم باشد باید مطلبی که بیان میشود مطلب واقعی، حقیقی و راستین باشد در غیر این صورت باعث انحراف در افراد میشود.
افتخار این نیست که مطلب طوری بیان کنم که هیچکس متوجه نشود این فقط بیانگر این موضوع است که خودم آن مطلب را یاد نگرفتهام. این یاد گرفتن است که در انسان ها ایجاد علاقه میکند. اگر انسان چیزی را دوست داشته باشد همیشه از آن مراقبت میکند.
من اگر جنگل را دوست داشته باشم هیچ وقت زباله نمیریزم، هیچ وقت باعث نمیشوم جنگل آتش بگیرد.
پس این معلمها هستند که می توانند در انسان علاقه ایجاد کنند.
راهنمایان کنگره ۶۰ در جایگاه بسیار بالایی قرار دارند پس از آنها فرمانبرداری کنیم تا روح درون ما قدرت پیدا کند که بتوانیم مطلب را خوب یاد بگیریم تا تغیرات واقعی در ما به وجود بیاید.
منبع: اپلیکیشن دژاکام سیدی( مدرس )
رابط خبری : همسفر شیدا رهجوی راهنما همسفر فرشته( لژیون هفتم )
نویسنده: همسفر شیدا ( لژیون هفتم )
ویرایش و ارسال: همسفر وجیهه نگهبان سایت
نمایندگی ساوه
- تعداد بازدید از این مطلب :
56