English Version
This Site Is Available In English

جانا، سخن از زبان ما می‌گویی

جانا، سخن از زبان ما می‌گویی

جلسه هشتم از دوره سی‌وچهارم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی ملاصدرا به استادی راهنما همسفر نجمه، نگهبانی همسفر مرضیه و دبیری همسفر مریم با دستورجلسه «کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر و تصاویر آن» روز دوشنبه ۲۵ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکر و سپاسگزار هستم که بار دیگر اجازه حضور در کنگره ۶۰ را دارم و در کنار شما آموزش دریافت می‌کنم. از همسفر مرضیه، نگهبان جلسه، گروه مرزبانی و راهنمایان DST که به من اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم، تشکر می‌کنم. از همسفر سعیده، راهنمایم، نیز تشکر می‌کنم؛ زیرا اگر امروز اینجا هستم و در کنگره حضور دارم، همه‌وهمه به دلیل آموزش‌های همسفر سعیده است. ایشان همیشه می‌گفتند: «اگر از کنگره رفتید و دیدید می‌توانید بدون آموزش‌های کنگره به زندگی‌تان ادامه بدهید، به کنگره برنگردید؛ اما اگر رفتید و دوباره در حل مشکلات زندگی بازماندید، برگردید؛ زیرا تنها راه چاره، کنگره ۶۰ است. با نیامدن به کنگره چیزی درست نمی‌شود؛ بایستی آموزش‌ها را بگیرید که بستگی به همت خودتان دارد تا آن‌ها را در زندگی کاربردی کنید.»

دستور جلسه این هفته «کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر و تصاویر آن» است. ابتدا جمله‌ای از کتاب را بیان می‌کنم: «کالا باید خالص و باارزش باشد تا به کار تجارت بیاید.» این کتاب بسیار ارزشمند است و برای جهانیان، بشریت و انسانیت نوشته شده است. این کتاب حاصل تجربیات مهندس حسین دژاکام است که از ترک‌های ناموفق خود نوشته‌اند. ایشان لحظه‌به‌لحظه تجربه‌هایشان را ثبت کرده‌اند و همچنین صورت‌مسئله اعتیاد را مشخص نموده‌اند.

درواقع، ایشان گره‌های کور اعتیاد و روش درمان آن را بیان می‌کنند. با نگارش کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر»، روش DST کشف شد. بنده با خواندن این کتاب، حس همزادپنداری داشتم و ناخودآگاه با خود گفتم: «جانا، سخن از زبان ما می‌گویی.» به‌گونه‌ای که تمام لحظاتی را که ما در کنار مصرف‌کننده خود تجربه کرده بودیم، می‌توانستیم با خواندن این کتاب تصور کنیم.

این کتاب شاید پیام‌های بسیار عمیقی داشته باشد که درک برخی از آن‌ها برای من دشوار باشد؛ اما به‌طور قطع، تجربیات مهندس حسین دژاکام بسیار شبیه تجربیات زندگی منِ همسفر بود که در کنار یک مصرف‌کننده زندگی می‌کردم.

کتاب دارای چهارده تصویر است که توسط لیدی شاکه مارکاری طراحی شده‌اند و همچنین شامل چهارده قطعه موسیقی است؛ مانند آوای کنگره ۶۰ و آوای تولد که دکتر امین دژاکام زحمت ساخت آن‌ها را کشیده‌اند.

از چهارده تصویر کتاب، دو تصویر روی جلد قرار دارد. اولین تصویر، درون انسان‌ها را نشان می‌دهد. در طبیعت نمی‌توان چنین تصویری را مشاهده کرد؛ جایی که هم کویر با شن‌های روان و هم دریا با سرسبزی و شادابی باشد. این تضاد تنها در وجود انسان دیده می‌شود. اگر انسان لحظه‌ای غفلت کند، وارد جهنم می‌شود و اگر تلاش کند، وارد بهشت خواهد شد.

شن‌های روان همان جهنمی است که ما برای خودمان درست می‌کنیم و در مقابل، آب‌ها نماد بهشتی هستند که به تصویر کشیده شده است. کلمه «الله» در بالای صفحه نشان می‌دهد که در هر شرایطی، چه در بهشت باشید و چه در جهنم، می‌توانید حضور خداوند را احساس کنید.

تصویر آخر کتاب، عقابی را در حال پرواز نشان می‌دهد. این عقاب همان مصرف‌کننده‌ای است که پس از پایان سفر، می‌تواند بدون مصرف مواد پرواز کند، بیدار شود و با آرامش و آگاهی به اطراف خود بنگرد.

تصویر شماره یک، مسیر حرکت را که یخبندان است نشان می‌دهد. در این تصویر، یک پیکان قرمز و فرسوده در جاده‌ای کوهستانی، پرپیچ‌وخم، پوشیده از برف و یخ و در کنار پرتگاه‌های عمیق در حال حرکت است. آن ماشین قرمز همان مصرف‌کننده است که اگر لحظه‌ای غفلت کند، به عمق دره سقوط خواهد کرد.

اگر فردی که وارد کنگره۶۰ شده است بخواهد درمان شود اما سر و صدای زیادی ایجاد کند، برف‌ها شروع به ریزش می‌کنند و بهمن رخ می‌دهد. بنابراین، مصرف‌کننده باید با آرامش سفر کند. مسافران سفر اول، زمانی که وارد کنگره می‌شوند، نیاز دارند همسفران آرامش را برای آن‌ها فراهم کنند؛ بدون سرزنش، مشاجره، توصیه‌های مکرر و درگیری‌های بیهوده. درحال حاضر باید سفر خود را انجام دهند؛ رسیدگی به سایر مسائل را می‌توان به زمان مناسب‌تری موکول کرد.

در کنگره نیز نباید هیاهو کنیم و همه‌جا اعلام کنیم که درمان شده‌ایم؛ زیرا نیروهای منفی وجود دارند که ممکن است مانع ادامه مسیر ما شوند. آمدن به کنگره کار ساده‌ای نیست. گاهی تصمیم می‌گیرید به کنگره بیایید، اما موانع مختلفی بر سر راه مسافر و همسفر قرار می‌گیرد.

تصویر درخت، نشان‌دهنده مصرف‌کننده‌ای است که بر اثر مصرف مواد، درونش تخریب شده است. موریانه‌ها تمام وجودش را فرا گرفته‌اند و از درون پوسیده شده است. منِ همسفر نیز با افکار منفی، ترس و ناامیدی، درون خود را دچار پوسیدگی و خرابی کرده بودم.

تصویر نبرد درون، جهان‌بینی یک مصرف‌کننده را نشان می‌دهد که می‌خواهد از مواد جدا شود و با تمام توان در برابر نیروهای بازدارنده مقاومت می‌کند. اگر لحظه‌ای غفلت کند، نیروهای منفی بر او غلبه خواهند کرد.

در پایان کتاب، پیامی وجود دارد که در سفر اول، زمانی که آن را مطالعه کردم، باعث شد بیشتر درباره کنگره فکر کنم. در روزهای ابتدایی حضورم در کنگره، تنها برای درمان مسافرم مانده بودم؛ به این دلیل که من باشم تا او هم باشد. اما خواندن این پیام باعث شد بمانم و بعدها در آزمون راهنمایی شرکت کنم.

پیام این‌گونه است: «بیایید تا این آتش ویرانگر را مهار کنیم و آتش را تبدیل به بزرگ‌ترین پرنده نماییم که سرعت صوت را همراه داشته باشد و با سرعت نور، بهترین رنگ‌ها را به نمایش بگذارد تا به مکانی برسیم که از آنجا انشعاب یافته‌ایم. به جهت فرمان، نوری باشیم که خداوند می‌خواهد، نه آتشی که همه‌چیز را ویران نماید. نمایش نور از شعله‌های آتش باشید و آستانه‌ای برای شعله‌های آتشی که می‌خواهند سوار بر نور باشند و از خاکستر شدن گریزان هستند».

«تغییر جایگاه دبیر کارگاه آموزشی»

«نشان پیمان وادی هشتم»

مرزبانان کشیک: همسفر میترا و مسافر محمد
تایپیست: خدمت‌گزاران سایت
عکاس: همسفر الهه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
ارسال: همسفر میترا مرزبان خبری
همسفران نمایندگی ملاصدرا (نیک‌آباد)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .