چهارمین جلسه از دوره هفـــتادو دوم سری کارگاههای آموزشی و خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی ابنسینا با استادی راهنمای محترم مسافرامیر، به نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر محمد با دستورجلسه "کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر و تصاویر آن " روز دوشنبه 25 خرداد ۱۴۰۵ در ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد جلسه:
سلام دوستان من امیرهستم یک مسافر.امروز توفیق حاصل شد که در این جایگاه حاضر شوم و آموزش ببینم. از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر میکنم که این بستر را برای من فراهم کردند تا بیایم آموزش ببینم و به حال خوش برسم. همچنین از آقای محمدباقر، ایجنتِ شعبه، کمال تشکر را دارم و نیز از مرزبانان عزیز و تمام دوستانی که اینجا خدمت میکنند سپاسگزارم. در رابطه با دستور جلسه و کتاب «۶۰ درجه زیر صفر» و تصاویری که در این کتاب وجود دارد، میخواهم نظر خودم را بگویم. برداشت من از این کتاب این است که: آقای مهندس نام این کتاب را به این دلیل «۶۰ درجه زیر صفر» گذاشت، اعتیاد را به سرما تشبیه کرده است. در این سرما نه گرمایی هست، نه تفکر مثبتی، نه اندیشهای که بتوانم در آینده چه کار کنم؛همه حس ها یخ زده است. وقتی من وارد سفر شدم وقتی کتاب را باز کردم و آن تصویر ماشین را دیدم اصلاً چیزی نفهمیدم. بعداً که کمی مطالعه کردم، از آنجایی که طاقت نداشتم و نقطۀ تحملم صفر بود، خواستم ببینم آخر عاقبت این ماشین که در این وضعیت میرود، کجا میخواهد برسد. رفتم به انتهای کتاب «۶۰ درجه» و خواندم و به تصاویر نگاه کردم. دیدم همان کسی که با آن وضعیت میرفت، حالا آمده بود، روی این برفها و یخها اسکی بازی میکرد، با حال خوش ورزش میکرد.باید بگویم که من خودم این مسیر را رفته ام و پیش از من انسانهای بسیار بزرگی این مسیر را رفته اند، از جمله استاد و راهنمای بزرگمان آقای مهندس و پس از ایشان راهنماها و راهنمای خودم.
اکنون، زمانی که داشتم این سفر را شروع میکردم، به این عکس نگاه کردم و گفتم: «خدایا، یعنی ممکن است انسان از اینجا رد شود؟». این راهی که پرخطر است، به نظر من راه مستقیم همین بود.با اینکه خطراتی در این راه هست (حالا دره هست، یخبندان هست)، حالا به جسم ما که با آن تخریبی که کرده ایم نگاه کنیم. اول اینکه لاستیکهایمان صاف شده بود، هیچی، بخاری ندارد این ماشین، علاوه بر این موتورمان هم افتاده به روغنسوزی، رادیاتور جوش میآورد و اصلاً ترمز نداریم. این یک مسئله است. مسئلۀ دیگر سختی این راه است که باید این راه را با این ماشین، با این جسم طی کنیم. یک سفر اولی حتماً باید بداند که در این مسیرِ صراط مستقیم هیچگاه راحتی و آسانی نیست. همیشه صراط مستقیم با ناکامیها شروع میشود، با سختیها شروع میشود، با کوه ها، تپه ها، دره ها، یخبندانها، جادههایی که بسیار لغزنده اند، با بیپولی، با بدهکاری، با بیکاری. این مسیر را شروع میکنیم، ولی در عوض آن موقع که به انتها میرسیم، وارد شدن درِ بهشت است و انسان وقتی به آنجا میرسد، همان میشود: رهایی، همان درمان است و آنجا میتواند آن مزد (رهایی و درمان اعتیاد) هست را بگیرد. امیدوارم همه سفر اولی های عزیزاین مسیررا طی بکنند و به حال خوب و رهایی برسند. ممنونم که گوش کردید.

تنظیم و تایپ: مسافر مهدی لژیون دوازدهم
عکس: مرزبان خبری
نگارنده: مسافر محمد لژیون دوازدهم
- تعداد بازدید از این مطلب :
59