جلسه دوم از دوره هجدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی اردستان به استادی راهنمای تازهواردین همسفر مهدیه، نگهبانی همسفر معصومه و دبیری همسفر زهرا با دستورجلسه «کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر و تصاویر آن» روز دوشنبه ۲۵ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت 16:00 آغاز بهکار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
در ابتدا خداوند را شاکر و سپاسگزارم که یکبار دیگر قسمت و روزی من شد تا در این جایگاه آموزش بگیرم. از ایجنت، مرزبانان، نگهبان جلسه و راهنما همسفر مهتاج که اجازه خدمت در این جایگاه را به من دادند، کمال تشکر و قدردانی را دارم. دستور جلسه امروز «کتاب عبوراز منطقه ۶۰درجه زیر صفر و تصاویر آن است.» این کتاب، توسط آقای مهندس حسین دژاکام در سال ۱۳۷۷ نوشته شده است و درواقع در مورد تجربیات آقای مهندس از درمان با متد DST، شناخت جسم انسان و صورت مسئله اعتیاد و خیلی از مسائل دیگر در آن صحبت میشود.
این کتاب درواقع، به نوعی آگاهی برای خانوادههایی که هم مصرفکننده دارند و هم مصرفکننده ندارند، مورد استفاده قرار میگیرد و اوضاع و احوال یک فرد مصرفکننده را بیان میکند و به نوعی آنها را آگاهی میدهد. این کتاب برای تمام امور، پزشکان، محققین، مسئولین و خیلی از افراد دیگر، اشخاصی که دانشجو هستند و جوانهای امروزی ما، قابل خواندن و استفاده است و میتواند به این افراد کمک کند. کتاب ۶۰درجه زیر صفر، شاید همه را سیراب نکند؛ اما میتواند از غرق شدن عده کثیری جلوگیری کند. این کتاب ساده و روان نوشتهشده و برای همه قابل فهم و درک است. گاهی اوقات ممکن است، این کتاب را بخوانیم و چیزی متوجه نشویم که آقای مهندس هم در این مورد میفرمایند: «لازم است این کتاب چندین بار خوانده شود.»
آقای مهندس در این کتاب راجعبه استادان خودشان صحبت کردند و در ابتدای کتاب توضیح میدهند و میفرمایند: «اینکه استادان من که هستند، چه هستند و چه میگویند، اصلاً مطرح نیست، مسئله و موضوع اصلی ما درواقع چیز دیگری است.» کتاب ۶۰درجه زیر صفر در چند گروهبندی مختلف نوشته شده، اینکه اعتیاد چیست؟ تأثیر اعتیاد بر زندگی و حیات انسان چگونه است و روش چگونگی درمان و مسائل دیگر مطرح میشود. اکنون سؤالی که اینجا مطرح میشود این است که چرا منطقه ۶٠درجه زیر صفر میگویند؟ ۶٠درجه زیر صفر یک مکان، درجه و نقطهای است که درواقع هیچ موجود زندهای در آن نمیتواند زندگی کند و زنده نمیماند و کاملاً یخبندان است. درواقع مصرفکننده مواد مخدر هم همینطور است وجود، قلب و جسم او یخ زده و سرما تمام جوارح، درون و برون او را فرا گرفته است.
وقتی که ما در زندگی خودمان یک مصرفکننده داریم؛ درواقع آن مصرفکننده، هیچ چیزی را متوجه نمیشود. اینکه اصلاً زندگی و امورات او چگونه میگذرد و متوجه نمیشود که فرزندش چگونه بزرگ میشود و بسیاری مسائل دیگر، علت آن این است که به واسطه مصرف مواد، به جسم او تخریب وارد شده و تمام حسهایش از بین رفته است؛ برای اینکه این حسها در او زنده شود و درونش دوباره آن نور، انرژی و گرما را داشته باشد، نیاز دارد که به روش DST حدود ۱۰ الی ۱۱ ماه سفر کند و بعد از سفر، آن موقع تازه حسهایش باز میشود و بسیاری از مسائل برایش روشن میشود. این یخبندان و یخزدگی انسان، فقط مختص به این نیست که آن فرد مصرفکننده باشد؛ بعضی مواقع، من همسفر حسادت میکنم، درگیر بخل میشوم و هزاران نوع ضد ارزش دیگر دارم و همه این موارد باعث میشود که درون من، تبدیل به یک غول یخ شود و سرما تمام وجود من را فرا بگیرد.
آقای مهندس در یکی از سیدیهایشان فرمودند که تصاویر در سه بخش که شامل: نبرد درون و بیرون انسان، جسم و شناخت جسم انسان و بخش مسیر حرکت هستند. این کتاب ۱۴ تصویر دارد که ۱۲ تصاویر درون خود کتاب هستند. در تصویر روی جلد کتاب ما شنزار را میبینیم که تمثیل انسانهایی هستند که درگیر مشکلات و اعتیاد هستند. سرسبزی را مشاهده میکنیم که به منزله سبزی حیات است و برق، نشانه و تمثیلی از درون انسان و یا قدرت مطلق است. این تصویر میخواهد به ما بگوید: خداوند انسان را بر سر یک دوراهی قرار میدهد؛ یعنی یک راه بد و یک راه خیر یا همان نیروی مثبت و منفی هدایت کرده است؛ اگر انسان به سمت نیروی منفی برود، تبدیل به شنزار میشود که هیچ نوع حیاتی در آن نیست و اگر به سمت نیروی مثبت برود، به سمت دریایی است که در آن همه چیز وجود دارد.
تصویر شماره ۱، تصویر ماشینی است که در یخبندان و کوهستان میخواهد حرکت کند. جاده کاملاً لغزنده و خطرناک است؛ درواقع این تصویر، آغاز مسیر حرکت یک سفر اولی را نشان میدهد. برای اینکه آن سفر اولی بتواند، با این ماشین که تمثیلی از جسم انسان است حرکت کند، بهخاطر اینکه جسمش دچار تخریب شده، نمیتواند یکدفعه حرکت کند؛ پس باید پلهپله و با روش DST مسیر را طی کند تا بتواند به درمان و رهایی برسد. برای اینکه شخص به تعادل نسبی برسد، اینجا نیازمند ۲ الی ۴ ماه زمان است و طول میکشد که شخص به یک تعادل خاصی برسد.
تصویر شماره ۲، درخت پوسیده در سرما است که در تصویر دیده میشود و تمثیل این است که آغاز سفر آقای مهندس در فصل زمستان بوده است. تنه درخت در اینجا تمثیلی از درون انسان است. این موریانهها و کرمها درواقع تمثیلی از تخریب مواد مخدر هستند که فرد با مصرف مواد مخدر به درون خود آسیب زده است. جوانههای ریزی که مشاهده میکنیم، تمثیلی از این است که آن مسافر با حرکتی که انجام میدهد، آن جوانهها؛ یعنی سیستم ایکس و سیستم درونی او، کمکم در حال بازسازی هستند. درختان استواری که در کنار جاده دیده میشوند؛ درواقع انسانهایی هستند که از هرگونه آلودگی به دور و انسانهای سالمی هستند.
تصویر شماره ۳، درواقع تنه درخت پوسیده خیلی کوچکتر شده و جوانهها بزرگتر شدهاند؛ یعنی فردی که در حال سفرکردن است، مسیر حرکت را به خوبی طی میکند، مسیر برایش روشنتر شده و سیستم جسمش کمکم در حال راهاندازی است. جاده و مسیر، تمثیلی از طولانی بودن راه است؛ یعنی همچنان باید ادامه بدهد و حرکت کند. تپه نشانه مطالب گفته شده و یا ذخیره شده است. درختان سرسبزی که مشاهده میکنیم، درواقع تمثیلی از انسانهایی هستند که از آلودگی به دور هستند و شخص میتواند از آنها الگو بگیرد.
تصویر شماره ۴، درخت پوسیده در فصل پاییز را نشان میدهد. اینجا تنه درخت کاملاً از بین رفته و میبینیم که جوانهها خیلی بزرگ شدهاند. این تصویر درواقع میخواهد صور آشکار و پنهان انسان را برای ما به اشتراک بگذارد. در این تصویر همچنان باید راه را ادامه داد. جاده به منزله همان طولانی بودن مسیر است؛ یعنی هنوز باید حرکت خودش را آهسته ادامه دهد. درختانی که میبینیم، درواقع همان انسانهای سالمی هستند که دچار تخریب نشدهاند.
تصویر شماره ۵، غسل در صحرا است. این تصویر نشاندهنده این است که شخص میخواهد از هرگونه آلودگی دور شود و باران رحمت بر روی او نازل میشود. شنها و این آب سیاهرنگ، یعنی آلودگیها که به رنگ سیاه هستند، از او دور میشوند؛ اما این آلودگیها آنقدر بد هستند که حتی شنهای صحرا هم آنها را نمیپذیرند. این تصویر یکی از زیباترین تصاویر است. در این تصویر دو شخص با دو قوم مختلف را میبینیم که در واقع لباس سفید برای این شخص میآورند که این لباس سفید تمثیلی از پاکی است.
تصویر شماره ۶، مربوط به جسم انسان است. اینجا ما جوانهها را میبینیم که به خوبی رشد کردهاند؛ یعنی آن شخصی که در حال سفر کردن است، به خوبی رشد پیدا کرده و مسیر حرکتش را به خوبی ادامه میدهد. اسب سپید، تمثیلی از نیروها و جذابیت نیروهای منفی است. نیروهای منفی میتوانند مثل یک اسب سپید، در ظاهر جذاب باشند؛ اما در باطن انسان را به بیراهه میبرند. آن سرسبزیهایی که در تصویر مشاهده میکنیم؛ درواقع نمونهای از انسانهایی هستند که حیات خود را به دست آوردهاند و اکنون از حال خوبی برخوردار هستند.
تصویر شماره ۷، تصویر عبور از منطقه ۶۰درجه و درواقع تصویر دوم آن است. اینجا دیگر خبری از آن جاده کوهستانی، وحشتناک و خطرناک نیست؛ اما نور خورشید مستقیم روی ماشین است؛ درواقع میخواهد بگوید که به انتهای سفر نزدیک شدهایم و نور امید در دل آن مسافر روشن شده است؛ اما اگر حواسش نباشد و درگیر حاشیه، ضدارزشها و نیروی منفی شود، خیلی راحت میتواند، از مسیر حرکت خودش خارج شود و سقوط کند.
تصویر شماره ۸، همین تصویر است، با این تفاوت که دیگر خبری از آن جاده پرپیچوخم یا آن جادهای که قبلاً میدیدیم نیست؛ اما اینجا یک تفاوت وجود دارد و آن این است که نور خورشید کمرنگتر و کمتر شده است، دیگر خبری از آن جاده نیست؛ اما گلولای وجود دارد. اینجا تقریباً در حال تمام شدن سفر آن مسافر است و در انتهای سفر خودش قرار دارد؛ اما نمیتواند؛ چون به پایان سفرش رسیده، ناگهان انرژی او را بگیرد و فکر کند میتواند این مقدار باقیمانده از سفرش را سریع طی کند و یکشبه مشکلاتش را حل کند. اینجا دقیقاً سختی کار خیلی بیشتر است؛ چون نیروهای منفی بیشتر سراغش میآیند و خیلی راحت میتواند از مسیر خارج شود.
تصویر شماره ۹، مربوط به درون انسان است؛ درواقع میخواهد از تخریب مواد مخدر بگوید که وقتی انسان دچار تخریب و تاریکی اعتیاد میشود، درونش مانند یک صحرای سوزان است. این تصویر نشاندهنده جسم بیمار است. ویرانهای از اجساد و استخوانها، درواقع همان درون انسان است. یک جادوگر هم اینجا وجود دارد که مدام میخواهد، انسان را از مسیر اصلی و هدف خودش دور کند که درواقع همان نیروی منفی است و اینجا نبرد درون انسان، بین نفس و عقل است.
تصویر شماره ۱۰، سیلاب را مشاهده میکنیم که بیماریها و مشکلات را به اعماق حفرهها میبرد؛ اما اگر شخص کوچکترین اشتباهی بکند و از سفرش غافل شود، خودش هم میتواند همراه آب وارد این حفرهها شود. اینجا مربوط به نبرد نیروهای درون انسان است با اینکه باران رحمت الهی بر او نازل میشود، نباید خیال آسوده داشته باشد؛ چون ممکن است دچار لغزش شود.
تصویر شماره ۱۱، مربوط به درون انسان است. اینجا جوانهها خیلی رشد کردهاند، انسان لباس نو بر تن کرده، حال خوبی دارد و حسهای تازهای را تجربه میکند. ما سرسبزی را مشاهده میکنیم و درونش بذرهایی را کاشته که با توجه به آگاهی و آموزشهایی که داشته، این بذرها تبدیل به جوانه شدهاند و اما تصویر شماره ۱۲، تصویر اسکیموها است که اینجا فرد، گل رهایی را دریافت کرده و از جهان تاریک اعتیاد خارج شده، او میتواند با وارد شدن به سفر دوم حتی اگر مشکلی داشته باشد، بهراحتی آن را حل کند و دیگر از آن سرمای آزاردهنده خبری نیست. اینجا ما تازه میتوانیم، روی مسافر حساب باز کنیم.
تصویر آخر، تصویر عقاب و یک آتش را مشاهده میکنیم. عقاب نماد قدرت و تنها پرندهای است که میتواند بر فراز قلهها صعود کند و بالا برود. در این تصویر، بالهای عقاب باز است که نماد به دست آوردن قدرت و توانایی است؛ درواقع این تصویر مظهر قدرت و رحمت نور الهی است. در این تصویر عقاب سپید توانسته است، نشان دهد که با قدرت و توانایی که به دست آورده، توانسته آتش ویرانگر اعتیاد را مهار کند.

مرزبانان کشیک: همسفر زهرا و مسافر حسین
تایپست: همسفر ستاره رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دوم)
عکاس: راهنمای تازهواردین همسفر اعظم
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر معصومه
همسفران نمایندگی اردستان
- تعداد بازدید از این مطلب :
128