چهاردهمین جلسه از دوره اول کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی دورود، با استادی راهنمای محترم مسافر ایمان، نگهبانی مسافر حسین و دبیری مسافر محسن با دستور جلسه (کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر و تصاویر آن) یکشنبه 24 خرداد ماه ۱۴۰5 ساعت 17 شروع به کارکرد.
سلام دوستان ایمان هستم یک مسافر
این اولین دستور جلسهای بود که من با آن در جایگاه استادی نشستم و این جایگاه را تجربه کردم. تصمیم گرفتم بیشتر درباره سفر اول صحبت کنم. چون خودم در جلسات خیلی مشارکت نمیکردم. روزی که برای اولین بار در جایگاه استاد نشستم، شاید بیشتر از چهل ثانیه صحبت نکردم. همان موقع این موضوع برایم تداعی شد که سفر من چگونه بوده و از کجا به کجا رسیدهام.
به همین دلیل توصیه میکنم در جلسات سعی کنید مشارکتکننده خوبی باشید تا در این مسائل قویتر شوید. برای من خیلی جالب بود که بعد از هفت سال دوباره این دستور جلسه را تجربه کردم.
در مورد کتاب «۶۰ درجه زیر صفر و تصاویر آن»، معمولاً در جلسات بیشتر درباره تصاویر این کتاب صحبت میشود. اگر به این تصاویر دقت کنیم، میبینیم که هرکدام مفهوم عمیقی دارند. شاید بسیاری از دوستان سفر اول حتی توجهی به این تصاویر نکرده باشند. خود من هم اوایل به آنها توجه نمیکردم؛ نه وقتی کتاب میخواندیم و نه وقتی تصاویر را میدیدم.
یکی از تصاویر، حرکت یک اتومبیل در جادهای یخبندان است. این تصویر تمثیلی از حرکت ما در مسیر درمان است. در مجموع چهار تصویر درباره حرکت ماشین در آن جاده یخبندان وجود دارد. آن یخبندان میتواند نمادی از تاریکیهای درون من، ضد ارزشها یا همان اعتیاد باشد. زمانی که میخواهم از آن عبور کنم، این حرکت به عبور از یک گذرگاه سخت تشبیه شده است.
تصاویر کتاب بسیار ساده و روان هستند و کمک میکنند بتوانیم حرکت خود و سفرمان را تصویرسازی کنیم. اگر تصور کنیم در یک جاده یخبندان که پر از قندیل و خطرناک است حرکت میکنیم و در کنار آن درهای عمیق قرار دارد، اگر سر و صدا و هیاهو ایجاد کنیم چه اتفاقی میافتد؟ قطعاً سقوط خواهیم کرد.
در سفر اول، این سر و صدا میتواند انجام کارهای عجولانه یا ورود به مسائل جدید و سنگین باشد؛ مانند درگیر شدن در مسائل ازدواج، طلاق یا موضوعات دیگر بدون توجه به توصیههای راهنما. چنین مسائلی ممکن است باعث انحراف در سفر اول شود و در نهایت به سقوط منجر شود؛ درست مانند زمانی که قندیلها فرو میریزند و مسیر بسته میشود.
این تصاویر حتی برای یک شعبه هم کاربرد دارند. ما میدانیم که این شعبه تازه تأسیس است. اگر در آن هیاهو، بینظمی یا نافرمانی از راهنما وجود داشته باشد، قطعاً نمیتوانیم یک شعبه قوی داشته باشیم. همه ما به کنگره آمدهایم تا خدمتگزار باشیم یا در آینده راهنمایی کنیم. بنابراین باید با نظم حرکت کنیم و گوشبهفرمان راهنما باشیم. اگر بیاحترامی کنیم یا به راهنما توجه نکنیم، همانند حرکت در جاده یخبندان است که با کوچکترین سر و صدا ممکن است سقوط رخ دهد.
بخش دیگری از تصاویر مربوط به دنیای درون است و بیشتر به صور پنهان ما ارتباط دارد. اینها همان جنگ تفکرات است. در وادی دوم گفته میشود که یک جنگ نرم در درون انسان وجود دارد؛ جنگ افکار. مثلاً ممکن است با خودم بگویم چرا فلانی آنطور با من صحبت کرد؟ چرا گفت دارو را کم کن؟ چرا گفت سیدی بنویس؟ چرا میگویند پیراهن سفید بپوش؟
همه اینها میتواند افکار مرا به هم بریزد و باعث شود در این جنگ فکری بازنده شوم. به همین دلیل گفته میشود وقتی وارد کنگره میشوید، گوشبهفرمان راهنمای خود باشید. گاهی شما احساس میکنید جلویتان یک دیوار بسته است، اما راهنما میگوید مستقیم حرکت کن. در آن لحظه باید اعتماد کنید. اگر اعتماد نکنید و بخواهید مسیر دیگری بروید، ممکن است دچار سقوط شوید.
در کنگره گفته میشود همه ما از نعمت عقل برخوردار هستیم، اما چون حس ما آلوده است، اطلاعات نادرستی به عقل میرسد.
یکی دیگر از تصاویر کتاب، تصویر «غسل در صحرا» است. این تصویر بیانگر این نکته است که صفحه سفیدی که در اختیار ما بوده، به مرور تبدیل به صفحهای سیاه شده است. ما چیزهایی را روی آن کشیدهایم که نباید میکشیدیم؛ مانند اعتیاد، بدرفتاری، نافرمانی، خودخواهی و بسیاری از مسائل دیگر.
در تصویر غسل در صحرا، این صفحه به تدریج شستوشو داده میشود و دوباره یک صفحه سفید در اختیار ما قرار میگیرد.
در نهایت، همه این تصاویر به تصویر آخر میرسند؛ تصویر عقاب. عقاب نماد قدرت، صلابت و اعتماد به نفس است. عقاب جایگاه خود را در جایی میسازد که در دسترس هر کسی نباشد.
وقتی ما مصرفکننده بودیم، جایگاهمان در دسترس همه بود. اگر کوچکترین اتفاقی در خانواده میافتاد، تقصیر را گردن ما میانداختند. چرا؟ چون جایگاه ما در دسترس بود و نزدیکترین فرد برای سرزنش، شخص مصرفکننده بود.
اما در نهایت باید آن عقاب درون خود را پیدا کنیم و به صلابت و قدرت برسیم؛ به جایگاهی که در دسترس هر کسی نباشد و هر کسی نتواند به آن تعرض کند. عقاب همیشه جایگاه خود را در نقطهای دور از دسترس میسازد.
کسی که بتواند از گذرگاههای سخت عبور کند، میتواند آن عقاب درون خود را پیدا کند. به نظر من یکی از سختترین گذرگاهها، گذرگاه اعتیاد است.
ممنون از اینکه به صحبتهای من گوش دادید.
عکس : مسافر حسین مرزبان
بارگزاری و ارسال : مسافر حسین لژیون اول
- تعداد بازدید از این مطلب :
165