English Version
This Site Is Available In English

در این هستی، هیچ چیزی سریع به دست نمی‌آید

در این هستی، هیچ چیزی سریع به دست نمی‌آید

جلسه چهارم از دوره شانزدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، در نمایندگی شهباز با استادی راهنما مسافرحمید، نگهبانی مسافر احمد و دبیری مسافر مرتضی با دستور جلسه «کتاب عبور از منطقه ۶۰درجه زیرصفروتصاویرآن» یکشنبه، ۲۴ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

«سلام دوستان، حمید هستم یک مسافر.

از راهنمای عزیزم، آقا رضا، بسیار سپاسگزارم؛ هرچه دارم از آموزش‌های ایشان است و امیدوارم در کنار خانواده محترمشان همیشه سلامت و تندرست باشند. همچنین از دبیر گرامی، آقا مرتضی، و آقا احمد تشکر می‌کنم که مرا دعوت کردند تا در این جایگاه حضور داشته باشم و خدمت کنم.

واقعاً دلم برای شعبه «شهباز» تنگ شده بود. گاهی اوقات انسان از جایی جدا می‌شود، اما چون «سیمش» هنوز وصل است، پیوندش باقی می‌ماند؛ درست مثل همان لحظاتی که آقای نگهبان اعلام می‌کنند چهارده ثانیه سکوت کنیم و به خداوند بزرگ پناه ببریم. وقتی سیم انسان وصل باشد، بسیاری از مطالب، گفته‌ها و حتی ناگفته‌ها می‌تواند بر او تأثیر بگذارد. چقدر خوشحال شدم که امروز شما عزیزان را دیدم.

در مورد دستور جلسه «کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» و تصاویر آن، باید بگویم این کتاب، بزرگ‌ترین و مهم‌ترین جزوه در کنگره ۶۰ است. نویسنده این کتاب، بنیان‌گذار کنگره ۶۰، آقای مهندس حسین دژاکام هستند. تمام اتفاقاتی که در طول سفر اول ایشان رخ داد — از زمانی که سفرشان را در ماه رمضانِ سال ۱۳۷۵ آغاز کردند تا لحظه رهایی در ۱۵ آذر ۱۳۷۶ — در این کتاب شرح داده شده است. ایشان مسیرِ این ۱۰-۱۱ ماه را در قالب تصاویر مختلف به تصویر کشیده‌اند تا منِ مسافر بتوانم با وضوح بیشتری درک کنم که کنگره ۶۰ چیست، مواد مخدر، درمان و ترک چه معنایی دارند و چگونه می‌توانم به رهایی برسم.

تصاویر این کتاب را می‌توان به سه بخش تقسیم کرد: اول، عبور از یخبندان و نمایش آن اتومبیل؛ دوم، تصویر درخت پوسیده و صحرا؛ و سوم، نبرد درونی که در نهایت به رهایی ختم می‌شود. به نظر من، این یک «کتاب زنده» است؛ چرا که هر بار آن را باز می‌کنم و می‌خوانم، با مطلب و مفهوم جدیدی روبه‌رو می‌شوم. راستش را بخواهید، در ابتدا این کتاب را درک نمی‌کردم، تا اینکه به روزهای پایانی سفرم نزدیک شدم. راهنماهای کنگره ۶۰ قطعاً در لژیون‌ها روی کتاب ۶۰ درجه کار می‌کنند، اما من تا زمان فرارسیدن ایام امتحانات، عملاً با محتوای عمیق آن آشنا نبودم. وقتی شروع به خواندن کردم، متوجه شدم که چقدر ساده و قابل‌فهم توضیح داده شده است؛ فهمیدم با خواندن این کتاب چقدر می‌توانم سفرم را راحت‌تر کنم و چگونه از آن یخبندان، از آن سرمایی که وجودم را فراگرفته بود و از آن تاریکی مطلق، به‌تدریج خارج شوم.

من همیشه عجول بودم و دوست داشتم سفرم زودتر تمام شود. مدام از آقا رضا می‌پرسیدم که «کی پله من عوض می‌شود؟» و ایشان می‌گفتند که اصلاً این‌طور نیست؛ باید زمانش برسد. در این هستی، هیچ چیزی سریع به دست نمی‌آید. درمان اعتیاد، امتحان دادن، راهنما شدن و هر اتفاق دیگری، نیاز به زمان دارد…»

«در کتاب “عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر”، آقای مهندس دژاکام به نکته بسیار مهمی اشاره می‌کنند؛ اینکه برای رسیدن به درمان قطعی و حالِ خوش، بازه زمانی ۱۰ تا ۱۱ ماهه لازم است تا پروسه درمان طی شود. ایشان روشی را تحت عنوان DST ابداع کردند که نقشه راهِ من برای رسیدن به رهایی است.

مهم‌تر از هر چیز، این کتاب “صورت‌مسئله اعتیاد” را برای من روشن کرد. آقای مهندس در مقالات علمی خود که در سطح جهانی نیز ارائه می‌شوند، تأکید می‌کنند که علت اصلی شکستِ روش‌های مرسوم و بازگشتِ مجدد به اعتیاد (که در کمپ‌ها یا سایر انجمن‌ها دیده می‌شود)، عدم درکِ درست از صورت‌مسئله اعتیاد است.

ایشان در این روش، مثلثی را مطرح می‌کنند که شامل سه ضلع جسم، روان و جهان‌بینی است. برای بازسازی جسم، من باید سفرم را با داروی OT آغاز کنم. صورت‌مسئله اعتیاد به من آموخت که مصرف مواد مخدر باعث شده تولید مواد شبه‌افیونیِ طبیعیِ بدن من متوقف شود یا از کار بیفتد. بنابراین، باید طبق روش DST عمل کنم تا این کارخانه‌های تولید مواد درونیِ بدن دوباره راه‌اندازی شوند.

واژه DST مخففِ نام مهندس دژاکام، ضریب کاهش ۸ دهم درصد، و پله‌های ۲۱ روزه است که در تایم (زمان) ۱۰ الی ۱۱ ماهه انجام می‌شود تا من به رهایی برسم. با بازسازیِ جسم و راه‌اندازیِ سیستم‌های تولیدکننده مواد شبه‌افیونی، به طور خودکار روان، خلق‌وخو و گفتارِ من نیز تغییر کرده و متعادل می‌شود.

در کنار این مسیر، جزوات آموزشی بسیاری در نشریات کنگره وجود دارد که برای سفر اولی‌ها بسیار حیاتی است. در ضلعِ سوم، یعنی جهان‌بینی، با آموزش‌های آقای مهندس، تغییرِ نگرش بسیار راحت‌تر اتفاق می‌افتد. من هر بار که این کتاب را می‌خوانم، مطالب جدیدی برایم آشکار می‌شود؛ به همین دلیل به همه دوستان توصیه می‌کنم حتماً آن را از نشریات تهیه کنند و بارها و بارها مطالعه‌اش کنند.

در نهایت، امیدوارم با زحمات تمامِ بخش‌های کنگره ۶۰، از جمله مرزبانی، واحد OT، نشریات و به ویژه راهنمایانِ عزیز، همه ما دست به دست هم دهیم تا بتوانیم یک انسانِ دردمند را به درمان و حالِ خوش برسانیم. از همه شما سپاسگزارم.»

عکاس:مسافر محسن

تنظیم:مسافرحسین 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .