کتاب عبور از منطقه۶۰درجه زیر صفر؛ به نویسندگی مهندس حسین دژاکام، در ارتباط با اعتیاد و روش درمان آن است، که با روشی نوین با استفاده از متد DST و بازسازی سیستمهای حیاتی و گاهاً از بین رفته بدن صورت میگیرد. این روش، بر پایه درمان بنا شده است، نه ترک یا قطع ناگهانی و یکمرتبه مواد مخدر. تصاویر این کتاب شامل: تصویر جلد و ۱۴ تصویر درونمتن، به عنوان نمادهایی احوال درونی و احوال جسمی در طول درمان و مسیر پرپیچ و خم مسافر را از یخبندانِ اعتیاد، ظلمت تا رسیدن به روشنایی و تعادل به تصویر میکشد. همچنین این تصاویر به نوعی یک نقشه راه برای بیمار اعتیاد در حال درمان است. در این کتاب برای سه مسئله: جسم، روان، جهانبینی، ۳ دسته تصویر ارائه شده: گروه اول: مسیر حرکت درمان را نشان میدهد که همان حرکت در یخبندان است. گروه دوم: جسم و فیزیولوژی که همان درخت پوسیده است و گروه سوم: افکار، اندیشه و جهانبینی که غرش طوفان در صحرای ویران است.
اکنون شرحی بر این سه گروه را به صورت کلی در اختیار شما میگذاریم. گروه اول: جاده یخبندان و سُر، لاستیک ماشین صاف و بدون یخشکن است و اگر سُر بخورد، سقوط به اعماق درّه حتمی است، اگر تند برود، امکانپذیر نیست و این مسئله بیانگر این است که اگر در این شرایط و با چنین ماشینی قرار بگیریم؛ باید خیلی آرام حرکت کنیم و کسی که در این جاده حرکت میکند، باید هوشیار و بیدار باشد؛ چرا که حرکت سریع باعث بازگشت به اعتیاد خواهد شد. تصویر بعد: اواسط سفر را نشان میدهد، ماشین از مناطق کوهستانی خارج شده و به جاده میرسد که نور خورشید را میبیند و نور خورشید به صورت او میخورد، در آنجا میخواهد به ماشین سرعت بدهد. نور خورشید، الهی و خوب است؛ اما اگر کسی که در تاریکی و ظلمت بوده و به یکباره وارد روشنائی شود، آسیب میبیند و باید از منطقه تاریک، به صورت ذرهذره وارد نور شود. این تصویر بیان میکند که اگر شخص در سفر احساس کرد که وضعیت بهتری دارد نباید به درمان سرعت بدهد تا زودتر به رهایی برسد؛ چرا که بدن او باید پاسخ بدهد، سیستم راهاندازی و ترمیم شود. درمان اعتیاد مربوط به یک سیستم سلولی است و در کوتاهمدت امکانپذیر نیست؛ چون ناقلهای عصبی باید ترمیم و بازسازی شوند.
سپس به تصویری میرسیم، که دیگر نه یخبندان وجود دارد و نه پرتگاه. ماشین در یک جاده چسبنده که لاستیک آن در گل قرار دارد در حال حرکت است که تقریباً در این مرحله خطر ریزش و سقوط وجود ندارد؛ اما هنوز خطر کمی همراه او است و از آن مرحله هم که عبور میکند، به رهائی میرسد. در تصویر آخر گروه اول که تصویر اسکیبازان است، از آن اتومبیل خارج شده و از حرکت خود روی آن برف (بعد از رهائی ) دچار لذّت و شعف میشود. گروه دوم: جسم معتاد؛ اولین تصویر گروه دوم، یک درخت پوسیده است که در کنار آن دو درخت قوی و سالم قرار دارد. درخت پوسیده در این تصویر؛ نشان جسمی آسیب دیده است که هم به دلیل مصرف مواد و هم فقر غذایی، به این شکل در آمده و تخریب زیادی به آن وارد شده است. سپس، فصل بهار از راه رسیده و آن درخت پوسیده کوچک شده و در کنار آن، درختهای سالم مشاهده میشود که سمبل انسانهای خوب است.
تصویر بعد فصل پائیز است و درخت پوسیده به حداقل رسیده و درختان دیگر هم محکم هستند. پس از این تصویر، به تصویر غسل در صحرا که کاملاً جسم فرسوده از بین رفته و جسم جدید آمده است میرسیم و از ملیتّهای مختلف برایش لباس به نشان پاکی میآورند. تصویر آخر در گروه دوم؛ شخص با لباس جدید که نشان جسم سالم و جدید است نشان داده شده است. گروه سوم: افکار، اندیشه و جهانبینی. تصویر اول، درون یک انسان مصرفکننده را نشان میدهد که به صورت شهری ویران است. غرش رعد در صحرای ویران که نه آبی است و نه آبادی، ویرانهای از استخوانهای اجساد گذشته در طول این راه و حرارت، وجود شهر را به آشوب تبدیل نموده است و طوفان درونی که حصارهای شهر را به سرنگونی میخواند و جادوگر خفته که عصیان نموده است. در اینجا ندای درون به بیمار نهیب میزند که کجای کار هستی؟! همه چیز را ویران کردی! این صدا، صدای وجدان او است. تصویر بعد: سیل آمده است و سیل همان رحمت خداوند است؛ اما اگر نتوانی تحمل کنی و ادامه پیدا کند، تبدیل به لعنت خداوند میشود. در این تصویر قدرت الهی بصورت سیلاب سرازیر میشود؛ اما درگیری و جنگ ادامه دارد و میخواهد از منجلاب خارج شود، سیلاب میخواهد دوباره او را داخل سیاهچال بیندازد؛ اما فرد محکم صخره را گرفته و دست خود را نیز خراش داده است و مقاومت میکند. در طول سفر هزاران اتفاق میافتد که باعث برگشت شود؛ اگر سفر درست نباشد باعث میشود که شخص پشیمان شود پس شخص باید خیلی مراقب باشد.اگر از اینجا نجات پیدا کرد و از حفرهها جان سالم به در برد، به تصویر بعد میرسد که احساس خستگی تمام میشود و نوری در آسمان ظاهر میگردد و راه را برای او نمایان میسازد. قدمی بر میدارد و بر زمین باران خورده نگاه میکند، وجود حیات را در آن به صورت جوانههای منظم، به صف میبیند و آن وجود، شهری است که اکنون جای جای آن از نعمت الهی به حیات بازگشته و راه به نقطه زندگی یافته است، با وزش نسیم، منتظر دگرگونی تازه میماند. در اینجا دیگر صحرای سوزان وجود ندارد و جوانهها نشاندهنده شاگردان فرد هستند که باید در این مسیر به آنها کمک کند.
و در آخر، در پشت جلد کتاب عقابی در حال پرواز است، که نشان قدرت و توانایی است. سعی کنید مانند عقاب باشید. اگر به آن قدرت و درجه لازم نائل شوید. مانند عقاب به پرواز درخواهید آمد.
منبع: کتاب ۶۰درجه، صحبتهای آقای مهندس در جلسات جهانبینی
نویسنده: همسفر مونا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون چهارم)
رابط خبری: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر اعظم( لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر لیلا( لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دماوند
- تعداد بازدید از این مطلب :
414