جلسه هشتم از دوره پنجاه و نهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی سمنان، با استادی راهنمای محترم مسافر محمدرضا، نگهبانی مسافر مصطفی و دبیری مسافر مجید، با دستور جلسه «آداب معاشرت، ادب، بیادبی، تعادل، بیتعادلی» در روز سهشنبه ۱9 خرداد ماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان محمدرضا هستم یک مسافر، از آقای مهندس و خانواده محترمشان به جهت به وجود آوردن این بستر و همچنین راهنماهای خوب خودم که باعث حال خوب من شدهاند تشکر میکنم. ما معمولاً صحبتهایمان را با شکرگزاری آغاز میکنیم و شاید این موضوع برای تازه واردین جای سؤال باشد. یک جایی مطلبی را خواندم که یک دانشمند از چند نفر درخواست کرد که روزانه 10 دقیقه شکرگزاری کنند و نتیجه آن پس از یک هفته افزایش سطح ایمنی بدن و کاهش قابلتوجه استرس و کورتیزول بود و این دانشمند ثابت کرد که بجای استفاده از قرصهای اعصاب میتوان فقط با روزی 10 دقیقه شکرگزاری سلامتی روان و جسم را تضمین نمود.
.JPG)
ما در کنگره 60 یاد گرفتهایم که شکرگزاری سه مرحله دارد زبانی، قلبی و عملی. ارتباط شکرگزاری با دستور جلسه در این است که وقتی کسی برای من کاری را انجام میدهد یا اینکه سر سفرهای مینشینم، خارج از ادب است که در آن لحظه از او تشکر نکنم و این قدردانی در همان لحظه حال مرا نیز خوب میکند. معمولاً کسانیکه عادت به تشکر کردن دارند، کمتر الفاظ بد بکار میبرند، این نشان میدهد که شخص به تعادل رسیده است. یکی از دلایل شکرگزاریهایی که من سفر اولی، سفر دومی و یا راهنما در کنگره انجام میدهم این است که به یاد بیاورم که کجا بودهام و اکنون به کجا رسیدهام، شکرگزاری به خاطر چیزهایی که در کنگره به دست آوردهام؛ مثلاً اینکه در بیرون از کنگره به دنبال مواد نیستم، صبح با خماری بیدار نمیشوم، شبها با فکر مواد نمیخوابم و چیزهایی که کنگره از من گرفت؛ مثل اضافهوزن، سیگار و مواد مخدر. حالا به خاطر آموختن همه اینها ادب حکم میکند که از جناب آقای مهندس و راهنمایم تشکر کنم؛ ولی این تشکر فقط به زبان نیست و باید قلبی هم باشد، وقتی قلبی شد باعث میشود در عمل هم با گوشبهفرمانی آن را اجرا کنم.
.JPG)
در قسمت دوم صحبتهایم شعری را میخوانم که میگوید: از خدا خواهیم توفیق ادب، بیادب محروم ماند از لطف رب، وقتیکه آقای مهندس از ادب صحبت میکند میگوید باید آدابش را هم رعایت کنید. وقتیکه وارد یک کشوری میشویم باید فرهنگ آنجا را بلد باشیم هنگامیکه وارد کنگره شصت شدم بایستی آداب این مکان را یاد بگیرم؛ وقتی یاد گرفتم، ادب در من نهادینه میشود و خودبهخود تعادل در من به وجود میآید. تعادل این است که هر چیزی به نظم در جای خودش قرارگرفته باشد و بیتعادلی در نقطه مقابل آن قرار دارد، رهجویی که میخواهد بداند در تعادل هست، ابتدا باید ببیند که آیا نظم دارد یا خیر؟ به نظر من دستور جلساتی که آقای مهندس انتخاب میکنند باعث میشود تمام کارهایی که روزی از یادمان رفته بود، مانند آداب معاشرت و غذا خوردن به ما یادآوری شود. یکی از جاهایی که ما خیلی بیادبی میکنیم زمانی است که به بدن خود بیاحترامی میکنیم جسم انسان خیلی شریف است؛ ولی ما آن را در نظر نمیگیریم و هر چیزی که بدن از ما طلب میکند را در اختیارش میگذاریم و برای همین آرامآرام جسم از تعادل خارج میشود. آقای مهندس بعد از سکتهای که کرده بودند، یکی از اساتیدشان به ایشان گفته بود که شما به قلبتان بیاحترامی کردید. آقای مهندس آرامآرام به ما یادآوری میکنند که ما نسبت به خیلی چیزها بیادبی کردهایم و این بیادبیها باعث بیماری شده و این بیماریها را در کنگره داریم یکبهیک درمان میکنیم، از اینکه به صحبتهای من توجه نمودید از همه شما سپاسگزارم.
عکاس: مسافر بهروز لژیون نهم
نگارش متن: مسافر کریم لژیون پانزدهم
ارسال مطلب: مسافر میلاد
مرزبان خبری: مسافر میلاد
- تعداد بازدید از این مطلب :
225