دلنوشته همسفر نازنین رهجوی راهنما همسفر سمانه (لژیون چهارم) درمورد دستور جلسه: «آداب معاشرت، ادب و بی ادبی، تعادل و بی تعادلی»
سالهاست که با تفکر غلط، رفتار و کردار غلط و آداب معاشرت غلط، زندگیام را سپری میکردم. اکنون زندگی خود را به دو بخش تقسیم میکنم: قبل از آشنایی با کنگره۶۰ و بعد از آشنایی با کنگره۶۰.
چندی پیش فکر میکردم احترام گذاشتن به دیگران زورکی است و برای اینکه احترام دیگران را داشته باشم، باید بسیار قلدر باشم و زبان نیشزنندهای داشته باشم. من این تفکر را داشتم که باید اینگونه با دیگران برخورد کرد تا کسی جرئت نکند بیاحترامی کند.
اما هر چقدر که پیش میرفتم، اوضاع بدتر میشد و بهتر نمیشد. در نتیجه، به واسطه مسافرم با کنگره۶۰ آشنا شدم.
وقتی سر کلاسهای کنگره۶۰ نشستم، دریافتم که مسیری که من پیش گرفته بودم، بسیار بسیار غلط بوده است. اول فکر میکردم که برای درمان مسافرم اینجا هستم؛ اما این باوری غلط است؛ زیرا خود من نیز به درمان احتیاج دارم.
خدا را شکر میکنم که مرا از قعر تاریکیها نجات داد و راهی به من نشان داد تا بتوانم خوب زیستن را بیاموزم.
آقای مهندس دژاکام به ما درس زندگی میدهند. ایشان نه تنها اعتیاد را درمان میکنند؛ بلکه روح و روان ما را نیز سر و سامان میدهند. به ما یاد میدهند چگونه با دیگران برخورد کنیم، چگونه خواستههایمان را مطرح کنیم و حتی چگونه زندگی کنیم و هنر زندگی کردن، هنر کنگره است.
اینک من ذرهذره و قدمبهقدم در این مسیر گام برمیدارم و خوشحال و سپاسگزارم که در مسیر درست هستم و به سوی هدفهای درست حرکت میکنم.
نویسنده: همسفر نازنین رهجوی راهنما همسفر سمانه (لژیون چهارم)
ویرایش: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم) نگهبان سایت
ارسال: همسفر مهتاب رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی اندیشه
- تعداد بازدید از این مطلب :
35