هشتمین جلسه از دوره هفدهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران آقا، نمایندگی شفا مشهد، با استادی راهنمای محترم مسافر جواد، نگهبان همسفر علیرضا و دبیری همسفر جعفر، با دستور جلسه «آداب معاشرت، ادب و بیادبی، تعادل و بیتعادلی» شنبه ۱۶ خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان جواد هستم یک مسافر. خداوند را شاکر و سپاسگزارم بابت اجازه حضور و توفیق خدمت. متشکرم از راهنمای محترم مهدی و گروه مرزبانی، ایجنت و نگهبان جلسه که به من اجازه خدمت دادند تا آموزش بگیرم. تمامی دستورجلسات کنگره ۶۰ مهماند و از ارزش بالایی برخوردارند و برای منِ مسافر و همسفران جهت آموزش قوانین زندگی و خدمت است. بسیار مسائلی که یاد گرفتن آنها برای من سخت بود، در کنگره ۶۰ به بهترین نحو سادهسازی شد و به من آموزش داده شد و نتیجه آن هم این شد که من بتوانم آنها را در بیرون از کنگره به انجام برسانم.هدف نهایی کنگره60 این است که انسان بعد از درمان به تعادل برسد. یکسری ریزهکاریهایی وجود دارد که با انجام آنها انسان به رشد و تعادل میرسد و اکثر انسانها از آنها غافلاند. چه وقت من به تعادل میرسم و چه وقت از تعادل خارج میشوم؟ اگر از تعادل خارج بشوم چه اتفاقی میافتد و اگر از تعادل خارج نشوم چه اتفاقی میافتد؟ همه ما این را درک کردهایم که من اگر در تعادل نسبی به سر میبرم، حتماً یکسری از آداب معاشرت را یاد گرفتهام. چه شد که من بیادب شدم؟ زمانی این اتفاق میافتد که من از تعادل خارج میشوم. اگر من به خودم نگاه کنم، میبینم که اگر جایی باعث شد که من به تعادلی برسم، رعایت قوانین در زندگی شخصیام بوده است. انسان وقتی در مسیر الهی حرکت میکند، نیازمند یک راه، راهنما و یک بستر است؛ این ریزهکاریها همینها هستند. برای خود من بسیار جالب است که در حرمت کنگره که دوبار خوانده میشود، قوانینی را به ما میگوید که یاد بگیریم. همه ما در زندگی قبل از کنگره ۶۰ شاید به دلیل عدم آگاهی از قوانین، یکسری کارها را انجام دادهایم. وقتی که ما از قوانین عبور می کنیم موجب چه چیزی میشود؟ عدم رعایت قوانین باعث این میشود که انسان آدرس خود، گوهر وجودی خودش را گم کند.

وقتی که سر جای خودت نبودی، یعنی که از قوانین عبور کردی. فرامین و اجرای قوانین به آدرس واقعی تو نمیرسند. چه اتفاقی میافتد؟ زمانی که از قوانین عبور کردیم، از تعادل خارج میشویم؛ برعکس دیگران میشویم. مثلاً همه شبها میخوابند اما ما بیداریم، از آداب معاشرت دور میشویم. در بخش همسفران زمانی که از تعادل خارج میشویم، در جامعه میگویند شخص بددهن است، بدقول است، غیبت فلانی را کرده است. حال، انسانی مسافر که از تعادل خارج شده و آدرس خود را گم کرده است، یکسری از مسائل را انجام نداده است و از قوانین عبور کرده است؛ نظم و انضباط زندگیاش از دستش خارج شده است. انجام دادن یکسری کارها، حتی اگر ناخواسته باشد، مجبورَت میکند تا تو آداب را رعایت نکنی. من دنیا را برای خودم به دو بخش تقسیم کردم، یک نبایدها بود که هرکس میگفت فلان کار را باید انجام دهی، من انجام نمیدادم، چون از تعادل خارج شده بودم؛ آدم بددهنی بودم و هیچکس از همنشینی با من لذت نمیبرد. دنیای بایدها برای من بعد از ورود به کنگره ۶۰ است. به من آموزش دادند که اگر تو خودت را گم کردهای، به دلیل این است که یکسری چیزها را رعایت نکرده و آنها را انجام ندادهای. به من میگفتند که سیگار بد است، مواد بد است، اما من آن کارها را میکردم؛ چه شد که طرد شدم؟ به دلیل انجام همان کارها. اما چه میشود همان آدمی که همه از همنشینی با او لذت نمیبردند و از او دوری میکردند، وقتی میآید و در دنیای بایدها بازی میکند، همه دوست دارند در کنار هم باشند؟ چون آن فرد به درجهای از تعادل رسیده است و باعث آزار و اذیت دیگران نمیشود و به عبارتی، خودش هم زندگی میکند و میگذارد دیگران هم زندگی کنند.در کنگره ۶۰ که دنیای بایدها میشود، یادگیری اصول اولیه اجرای قوانین زندگی است. زمانی که بستر استفاده از موقعیتها برایت آماده میشود و تو درست استفاده کردن از آن را بلدی، به آدم متعادلی تبدیل میشوی. کسی متعادل است که بتواند آنچه را میآموزد، به مرحله اجرا برساند. متشکرم که با سکوتتان به صحبتهای من گوش کردید.

مرزبان خبری: همسفر معین
تایپ: همسفر محمد حسین (لژیون چهارم)
ویراستاری و ارسال خبر: همسفر حسین (لژیون یکم)
سایت همسفران آقا نمایندگی شفا مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
48