دومین جلسه از دوره اول کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی دورود، با استادی راهنمای محترم مسافر محمد، نگهبانی مسافر حسین و دبیری راهنمای تازهواردین مسافر حمیدرضا با دستور جلسه (دخانیات؛ سیگار، ویپ، پیپ و قلیان) سهشنبه 12 خرداد ماه ۱۴۰5 ساعت 17 شروع به کارکرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان محمد هستم یک مسافر؛
ابتدا از نگهبان جلسه و تمام خدمتگزاران شعبه دورود تشکر میکنم. از خداوند میخواهم به من نیرو و قدرت بدهد تا بتوانم تجربیات و احساسی را که در درونم هست برای شما بیان کنم و انشاءالله جلسهای پربار و پرانرژی داشته باشیم.
وقتی وارد شعبه شدم، واقعاً حس بسیار خوبی داشتم؛ حسی که شاید نتوانم بهخوبی بیانش کنم. با خودم فکر میکردم چه کار عظیمی در اینجا در حال انجام است؛ کاری که واقعاً در تصور یک فرد عادی نمیگنجد. مخصوصاً برای یک سفر اولی که تازه وارد کنگره شده است.
وقتی به بیرون از کنگره نگاه میکنیم، مصرفکنندههایی را میبینیم که در تاریکی مواد مخدر گرفتار شدهاند و مانند اسب عصاری دور خودشان میچرخند. هر سال تعداد زیادی از آنها از بین میروند و واقعاً نمیدانند چه باید بکنند. بعضی از آنها صبح که از خواب بیدار میشوند با آرزوی مرگ بیدار میشوند؛ یعنی آنقدر تاریکی در درونشان نفوذ کرده که دیگر راهی پیدا نمیکنند.
شاید فکر کنید این افراد انسانهای ضعیفی هستند، اما باور کنید بعضی از آنها زمانی افرادی بودند که دیگران روی آنها حساب میکردند. اما راه را بلد نبودند و هر سال و هر ماه از بین میروند.
نسل اول در شکلگیری یک ساختار بسیار مهم است. اگر خشت اول درست گذاشته نشود، این بنا هرچقدر هم بالا برود در نهایت باید خراب شود و از نو ساخته شود.
در ادامه میخواهم در مورد دستور جلسه که نیکوتین و سیگار است صحبت کنم.
یکی از شاخصههای یک شعبه زمانی مشخص میشود که ببینیم لژیونهای ویلیام وایت چقدر فعال هستند و چند نفر برای درمان سیگار اقدام کردهاند. این مسئله یکی از فاکتورهایی است که نشان میدهد سطح یک شعبه تا چه اندازه رشد کرده است.
شاید این سؤال پیش بیاید که چرا در کنگره تا این اندازه بر درمان سیگار تأکید میشود. واقعیت این است که سفر اول بدون درمان سیگار فایده نخواهد داشت.
اگر بخواهم از تجربه خودم بگویم، زمانی که من سفرم را شروع کردم هنوز این تأکید به اندازه امروز نبود. من حدود شش ماه سیگار را سفر نکردم تا اینکه قانونی گذاشته شد که اگر کسی سیگاری باشد نمیتواند خدمت کند. آن زمان سفر سیگار را شروع کردم.
وقتی وارد سفر سیگار شدم متوجه شدم که خماری من بسیار کمتر شد. باور کنید قبل از آن شاید دو یا سه ماه درست نخوابیده بودم. خوابم بسیار کوتاه و آشفته بود؛ گاهی بیست دقیقه، نیم ساعت یا یک ساعت.
اما وقتی سفر سیگار را شروع کردم و دوره سازگاری طی شد، دیدم چقدر شرایط من بهتر شد. حتی ارتباط حسی من با راهنمایم هم تغییر کرد. قبلاً اگر راهنما ده جمله میگفت شاید یکی از آنها را متوجه میشدم؛ اما بعد از شروع سفر سیگار میدیدم تقریباً همه حرفهایش را درک میکنم و حرفهایش به دلم مینشیند.
احساس میکردم آن غباری که روی حس من بود کنار رفته است.
از همان زمان اهمیت این موضوع را درک کردم و حدود پنج سال است که بهعنوان راهنمای ویلیام وایت (راهنمای سیگار) در حال خدمت هستم و تلاش میکنم این موضوع را به سفر اولیها منتقل کنم که سیگار باید درمان شود، نه اینکه فقط ترک شود.
در سفر سیگار باید به چند نکته مهم توجه کرد. زمانی که سیگار را کنار میگذارید، ممکن است ذهن شما پیشنهادهای دیگری بدهد؛ مثلاً قلیان، سیگارهای برقی یا وسایل مشابه. حتی ممکن است بگویید فقط یکی دو کام میگیرم.
اما باید بدانیم اینها بسیار فریبنده هستند و میتوانند بهراحتی ما را به نقطه اول برگردانند. حتی موادی مانند ناس یا سایر محصولات نیکوتینی نیز همین کار را انجام میدهند.
در واقع همه اینها مانند ماری با چند سر هستند؛ اگر با هر کدام از آنها بازی کنیم، در نهایت ما را نیش میزنند و دوباره به نقطه اول بازمیگردانند.
از اینکه به صحبتهای من توجه کردید از شما سپاسگزارم.
عکس : مسافر محمد مرزبان خبری
بارگزاری و ارسال : مسافر حسین لژیون اول
- تعداد بازدید از این مطلب :
100