من قبل از اینکه ازدواج کنم، از هر کسی که سیگار میکشید متنفر بودم و با خودم فکر میکردم که همسر یک فرد سیگاری چگونه او را تحمل میکند؟! چگونه میشود با یک فرد سیگاری و مصرفکننده زندگی کرد؟!
اینطور فکر میکردم که اگر یک شخص قانونگذار در جامعه بودم، فردی که برای ترک مواد یا سیگار اقدام کرده است و موفق نشده است را باید اعدام کرد. خواست خداوند اینگونه رقم خورد که من با فردی که هم مواد مصرف میکرد و هم سیگاری بود، ازدواج کردم.
۱۲ سال با تمام کشمکشها، بالاخره وارد کنگره۶۰ شدیم. با آموزشهایی که گرفتم، کمکم نقطه تحمل خودم را بالا بردم. دیگر از فرد سیگاری متنفر نیستم، بلکه او را بیماری میدانم که باید ذرهذره به درمان برسد.
قبلاً اصلاً اجازه نمیدادم مسافرم پیش من و بچهها سیگار روشن کند، ولی الان میدانم که بالاخره یک روز، در زمانی که مشخص است، او نیز سیگارش را درمان خواهد کرد. دیگر مثل قبلها به او غر نمیزنم، درکش میکنم و میدانم او هم یک روز از بند سیگار، همانند مواد که بهتازگی از آن رها شده است، رها خواهد شد.
از تمام آموزشهای جناب آقای مهندس حسین دژاکام و خانواده محترمشان و راهنمای خودم، راهنما همسفر ناهید تشکر میکنم.
رابط خبری: همسفر پریسا رهجوی راهنما همسفر ناهید (لژیون دوم)
ارسال: همسفر طاهره رهجوی راهنما همسفر ترانه (لژیون سوم) نگهبانسایت
همسفران نمایندگی اِرم کرج
- تعداد بازدید از این مطلب :
80