جلسه ششم از دوره نهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰، نمایندگی ماهشهر به استادی مسافر محمود، نگهبانی مسافرعارف و دبیری مسافر مسعود با دستور جلسه 《 سیگار، قلیان، ناس، پیپ و ویپ 》 در روز یکشنبه ۱۰ خردادماه راس ساعت ۱۷ آغاز شد.

سخنان استاد:
سلام دوستان. من محمود هستم، یک مسافر.
در مورد سیگار و ویپ باید بگویم که من خودم شدیداً سیگار میکشیدم؛ روزی دو پاکت مصرف میکردم. خدا را شکر میکنم که به کنگره ۶۰ آمدم. تاریخ ورود من مهرماه ۱۴۰۲ بود، راهنمای من هر هفته به من میگفتند: «سیگار را درمان کن.» دو ماه که ازسفر درمان اعتیادم گذشت تصمیم گرفتم سیگار را درمان کنم. دو بار سفر سیگارم را خراب کردم خلاصه بار سوم که شروع کردم؛ از صبح تا ظهر که نکشیدم موفق شدم و با آدامس نیکوتینی «نیکولایف» ادامه دادم. حال من خیلی بهتر شد. اوایلش خیلی سخت است؛ مثل کاری میماند که به آن مسلط نیستید. سیزده سال با سیگار زندگی کردهام، حالا میخواهم بدون سیگار زندگی کنم، پس اوایلش سخت است. الان حتی اگر بخواهید در یک شرکت جدید کار کنید، شاید روزهای اول به شما فشار بیاید، چون این کار را نکردهاید. بعد از آن، آرامآرام ذهن شما آرام میشود. سیگار را به وسیلهی آدامس نیکولایف توانستیم درمان کنیم و حال من کمکم بهتر شد و از افکار منفی فاصله گرفتم.
آدم تا نیاید در موقعیت آن موضوع، حسش را درک نمیکند. مثلاً من تا نیامدهام در جایگاه راهنما، نمیفهمم کار راهنم چگونه است؛ یا جایگاه یک پهلوان را تا در آن موقعیت قرار نگیرم، نمیدانم چه حسی دارد. درمان سیگار نیز همینطور است. تا شما آن را حس نکنید، متوجه نمیشوید که چقدر لذتبخش است و چه اثر منفی داشته است. «ریهی آدم یک تمیزکننده دارد که سیگار آن تمیزکننده را به مرور زمان نابود میکند؛ دیگر آن ریه تمیز نمیشود و این باعث سکتهی قلبی میگردد.»
با اینکه سه ماه بود در مسیر درمان بودم و شربت اپیوم مصرف میکردم، اما افکارم منفی بود. وقتی سیگار را ترک کردم، بعد از ده روز یک حس مثبت نسبت به دیگران پیدا کردم. رفتار، اخلاق و همه چیز را تغییر میدهد. درمان سیگار هم سهل است و هم سخت؟ اگر انجام دهید، سهل است؛ اگر انجام ندهید، برای شما سخت میشود. من الان ۲۷ ماه است که سیگار نمیکشم؛ اصلاً نمیدانم وقت چگونه گذشت. همان اوایل سخت بود، بعد از آن به روال عادی زندگی برگشتم. قبلاً هم سیگار را ترک کرده بودم؛ دو ماه، سه ماه ترک داشتم، اما همیشه وسوسهی سیگار داشتم. ولی با روش دیاستی، اصلاً وسوسهی سیگار ندارم. همکارانم سرکار سیگار میکشند؛ از صبح تا ظهر سیگار میکشند، اما من دیگر توجهی نمیکنم. قبلاً نگاه میکردم که چطوری میکشد، چقدر سیگار میکشد، چطوری روشن میکند؛ به خاطر همین میرفتم و سیگار میکشیدم. اما با روش دیاستی طوری سیگار را درمان کردم که دیگر هیچ وسوسهای ندارم. انگار آن حالت از درون ذهنم بیرون رفته است. انشاءالله که همهی دوستان بتوانند درمان سیگار را انجام بدهند.
جناب مهندس میگویند: «درمان اعتیاد با درمان سیگار کامل میشود.» واقعاً من الان این حس را دارم. همینطور اعتیاد، فرقی نمیکند سیگار باشد یا مواد، هر دو اعتیادآور هستند. انشاءالله همه بتوانند در این مسیر موفق باشند.
گروه سایت نمایندگی ماهشهر
تایپ: مسافر عارف، مسافر محمود از لژیون یکم و مسافر علی لژیون دوم
ویرایش و ارسال مطلب: مسافر فضیل
- تعداد بازدید از این مطلب :
51