جلسه سوم ورودم به شعبه دستورجلسه دخانیات بود، خیلی تحت تاثیر صحبتهای استاد جلسه قرار گرفتم. با اینکه نباید مشارکت میکردم؛ ولی استاد به من اجازه مشارکت داد. از اول مشارکت بغض داشتم، مشارکت من کاملاً دلی بود. با اینکه فقط گاهی قلیان مصرف میکردم؛ ولی عذاب وجدان به سراغم آمده بودحالا که وارد کنگره۶۰ شدهام؛ باید طبق قانون پیش روم، با گریه مشارکت کردم و از خدا و دوستان خواستم که کمکم کنند تا از همین مصرف تفریحی قلیان هم رها شوم؛ چون چندين سال قبل دکتر قلب به من گفته بود که نباید قلیان مصرف کنم.
بعد از پایان صحبتهایم با تشویق دوستان حس خوبی در من بهوجود آمد. بعد از پایان جلسه یکی از راهنماهای ویلیام با حسی فوقالعاده مرا در آغوش گرفت و به خاطر اینکه صریح صحبت کرده بودم، تشویقم کرد. سه ماه از حضور من در شعبه گذشته بود. راهنمای خوبم همسفر عفت و راهنمای ویلیام همسفر زهره پیگیر من بودند که حتما وارد لژیون ویلیام شوم؛ ولی دچار تردید شده بودم. با خود میگفتم که من چند ماه یک بار قلیان میکشم و اذیت نمیشوم؛ چرا باید لژیون ویلیام بروم؟ چند ماهی با خودم درگیر بودم؛ ولی با صحبتهای راهنماهای کنگره۶۰ ترغیب و وارد لژیون ویلیام شدم.
لحظات خوبی را کنار دوستانم گذراندم، کلی تجربه کسب کردم. با خوردن آدامس مشکلی نداشتم، دیگر هیچ علاقهای به کشیدن قلیان هم نداشتم؛ حتی جاهایی که قبلاً میگفتم: مگر میشود اینجا باشی و قلیان نکشی، مثل: لب ساحل، اما با آموزشهای کنگره۶۰ و لژیون ویلیام ۱۱ ماه از سفر من گذشت. با کمک راهنمای ویلیام همسفر نسرین و با دستان پر از مهر آقای مهندس به رهایی رسیدم. خدا را هزاران بار شکر میکنم که کنگره۶۰ را در مسیر زندگی من قرار داد تا بتوانم این حسوحال خوب را تجربه کنم.
نویسنده: مسافر نیکوتین همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر عفت (لژیون چهاردهم)
رابط خبری: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر عفت (لژیون چهاردهم)
ویرایش: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پانزدهم) دبیر اول سایت
ارسال: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پانزدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کوروش آذرپور
- تعداد بازدید از این مطلب :
87