هفتمین جلسه از دوره هفدهم سری کارگاه های آموزشی خصوصی همسفران آقا، نمایندگی شفا مشهد، با استادی راهنمای محترم همسفر محسن، نگهبانی همسفر علیرضا و دبیری همسفر امیرعلی، با دستور جلسه دخانیات (سیگار، قلیان، ناس، پیپ، ویپ)، شنبه 09 خرداد ماه 1405، ساعت 17 آغاز به کار نمود.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، محسن هستم، یک همسفر. متشکرم از ایجنت محترم و گروه مرزبانی که به من این خدمت را دادند تا آموزش بگیرم.دستور جلسه، دخانیات است؛ دستور جلسهای بسیار مهم. متأسفانه جامعه درگیر دخانیات است. دخانیات شامل چه چیزهایی است؟ شامل سیگار، ناس، قلیان، انتی، پیپ و ویپ.بسیاری از جوانان را در پارکها میبینیم که همه در حال مصرف دخانیاتاند. چرا؟ چون نمیدانند چه ضرر و زیانی به خود وارد میکنند. واقعاً دخانیات ضرر و زیان بسیاری دارد؛ از جمله آسیب رساندن به سیستم ایکس انسان، تأثیر روی سیستم گوارش، و در قسمت ریهها باعث سرطان میشود و کلی بیماری دیگر. میخواهم از خودم بگویم. من حدود ۱۳ تا ۱۴ سال درگیر دخانیات بودم؛ درگیر قلیان و ناس. الان که به آن زمان فکر میکنم و یادم میآید، خیلی اذیت میشدم، چون آموزشی نداشتم، علمی نداشتم که اینها بعدها چه بلاهایی قرار است برای من به وجود بیاورد. با این حال، از آن لذت میبردم. بعد از باشگاه میرفتم کافه و قلیان میکشیدم و بعد از آن ناس هم میانداختم پشت لبم و خیلی هم لذت میبردم. فکر میکردم این خوب است و به من انرژی میدهد، اما در حقیقت از من انرژی میگرفت. نمیدانستم که اینها در حقیقت فقط به من ضرر و زیان میرسانند.به مدت سه سال، ناس و قلیان استفاده نکردم. مشکلاتی که برای من به وجود آمد، از جمله مشکلات گوارشی و خراب شدن دندانها و لثههایم بود. مشکل هضم غذا داشتم و برای راه رفتن به اندازه کافی نفس نداشتم. اگر هر شب یک قلیان نمیکشیدم، شب من صبح نمیشد.

زمانی که مشکلات به وجود آمد، تازه به فکر خودم افتادم. پیش خیلی از دکترها رفتم برای مشکل گوارش، انواع و اقسام داروها را هم خوردم، اما درمان نشدم تا وقتی که آمدم شیروان و سفر نیکوتین انجام دادم. راهنمایم آقای محمدرضا رضایی بود. گفتند: «محسن، مطمئنی که بدنت به این سفر نیاز دارد؟» گفتم: بله. گفتند: «از کجا میدانی؟» گفتم: فکر میکنم که باید این سفر را انجام دهم. گفتند: برو قلیان یا ناس استفاده کن؛ اگر دیدی واقعاً بدنت نیاز دارد، بیا و سفر کن، و اگر دیدی بدنت نیاز ندارد، نیازی به سفر نیست.من هم به حرف راهنمایم گوش کردم و رفتم به سمت یک کافه و یک قلیان کشیدم و دیدم که بدنم واقعاً احتیاج دارد، بعد از سه سال. رفتم پیش راهنمایم و گفتم: من بدنم واقعاً احتیاج دارد. گفتند: باشه، بیا سفر کن، اما حواست بسیار جمع باشد.من سفر کردم به مدت ۱۰ ماه و ۱۰ روز و خداوند را شاکرم که مشکلاتم حل شد؛ مشکلات گوارشی، مشکلات ریهام، لثه و دندانهایم خوب شد و الان در خدمت شما دوستان هستم.ممنون که با سکوتتان به حرفهای من گوش دادید.
مرزبان خبری: همسفر معین
تایپ: همسفر محمد حسین
ویراستاری و ارسال خبر: همسفر حسین
سایت همسفران آقا نمایندگی شفا مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
455