جلسه چهارم از دوره نود و یکم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ ویژه مسافران و همسفران نمایندگی شادآباد با استادی مسافر حسن، نگهبانی مسافر عیسی و دبیری مسافر رضا با دستور جلسه «دخانیات» شنبه ۹ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار نمود.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد
سلام دوستان حسن هستم یک مسافر
در ابتدای صحبتهایم شاکر خداوند هستم که امروز این جایگاه نصیب من شد که بتوانم در این جایگاه حضور پیدا کنم و از آموزشهای کنگره استفاده کنم. من هر وقت به این دستور جلسه سیگار میرسیم یاد روزهای اولی میافتم که به کنگره آمدم. دستور جلسه امروز از دو بخش تشکیل شده است که بخش اول آن مربوط به دستور جلسه هفتگی کنگره یعنی دخانیات است.
من سال ۹۳ که به کنگره آمدم آقای مهندس دومین سال رهایی از سیگارشان را جشن گرفته بودند و من به همراه آقای رضوانی پارک رفتیم. زمانی که اوایل به کنگره آمدم خیلی از بچهها سر لژیون سیگار میکشیدند و آقای رضوانی داستان سکته آقای مهندس و سفر سیگار ایشان را برای من تعریف کردند. اولین نفر در کنگره خود آقای مهندس سفر سیگار را انجام دادند و کم کم لژیونهای سیگار در پارکها و در شعبهها نیز راه اندازی شد. یادم هست که در فیلمهای قدیمی مربوط به دهههای ۴۰ و ۵۰ اً شخصیتهای اول فیلم سیگار میکشیدند و کم کم در دهههای بعدی شخصیتهای منفی فیلم سیگار میکشیدند و الان کار به جایی رسیده است که کلاً نشان دادن کشیدن سیگار در فیلمها ممنوع شده است. به نظر من چیزهایی مانند سیگار و قلیان و چاقی حتی مواد مخدر چه بخواهیم و چه نخواهیم از مد افتادهاند. الان واقعاً نکشیدن سیگار به یک ارزش تبدیل شده است. طبق تحقیقاتی که گروه تحقیقاتی کنگره نتایج آن را چند سال پیش اعلام کردهاند عداد افرادی که در کنگره برگشت میخورند بالای ۹۷ درصد آنها مصرف سیگار دارند. اگر دقت کنیم بسیاری از افرادی که الان در کنگره حضور دارند ورودشان به دنیای اعتیاد با مصرف سیگار یا قلیان بوده است. دروازه ورود به اعتیاد سیگار است چه بخواهیم و چه نخواهیم. آقای رضوانی همیشه در مورد مصرف سیگار این را میگفتند که هر موضوعی را اگر بخواهیم خیلی بزرگش کنیم هیچ وقت حل نمیشود پس بنابراین ما هم نباید درمان سیگار را خیلی بزرگش کنیم. با سیگار نمیشود جنگید پس بهتر است اصلاً تحویلش نگیریم. افرادی که سالهاست به کنگره میآیند وقتی دیگران را میبینند که درمان شدهاند پس باید به این نتیجه برسند که درمان سیگار هم امکانپذیر است. جا دارد اینجا از همه راهنماهای درمان سیگار در کنگره ۶۰ و در شعبه شادآباد تشکر کنم.
اما بخش دوم دستور جلسه تولد اولین سال رهایی پهلوان محترم مسافر احمد است. احمد آقا سال ۱۴۰۲ وارد لژیون نهم یعنی لژون آقای نوروزی شدند. دقیقاً ۱۰ ماه سفر کردند و سفر بسیار خوب و استانداردی داشتند. احمد آقا بعد از تحویل لژیون آقای نوروزی وارد لژیون یکم شدند. ایشان از آن جمله رهجوهایی هستند که هر راهنمایی آرزو دارد همچین رهجویی داشته باشد. همه نمرههای احمد آقا در کنگره خیلی خوب است. هم رهجوی خوبیست و هم خدمتگزار خوبی. بسیار برای لژیون زحمت میکشند. یک دوره دنوری را تجربه کردند و الان هم پهلوان هستند و من از صحبتهای ایشان متوجه شدم که خیلی دوست دارد مرزبان بشود. مطمئناً لیاقت تجربه این جایگاه را دارد. به همسفران محترمشان تبریک میگویم و همچنین به راهنمای همسفرشان تبریک میگویم، اگر احمد آقا این جایگاه را تجربه میکنند قطعاً به خاطر زحمات این عزیزان است. احمد آقا رهجوی بسیار دوست داشتنی هستند و امیدوارم که شال راهنمایی را به گردن ایشان ببینم.
.jpg)
خلاصه سخنان مسافر
سلام دوستان احمد هستم یک مسافر
اول خدای خودم را شکر میکنم که توانستم این جایگاه را تجربه کنم. از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر میکنم. از مرزبانی دوره قبل شعبه و مرزبانی این دوره تشکر ویژه دارم. از آقای رضوانی ایجنت محترم دوره قبل که به من برای گرفتن این شال بسیار کمک کردند تشکر میکنم. از آقای محمود نوروزی ایجنت دوره فعلی که راهنمای سفر اول بنده نیز بودند بسیار تشکر میکنم. از حسن آقا راهنمای عزیزم بسیار تشکر میکنم که در لژیون از ایشان بسیار انرژی میگیرم.
من احمد ۱۷ سال مصرف کننده مواد مخدر بودم و در تاریکی حضور داشتم و طی این ۱۷ سال هیچگاه نه ترک و نه قطع مصرف انجام دادم . بنده در این ۱۷ سال ۲ آنتیایکس داشتم یکی آنتی ایکس مواد و یکی آنتی ایکس زمان. در این ۷ سال آخر روزانه نزدیک ۸ ساعت مواد مصرف میکردم و آنقدر روی یک طرف بدنم قرار گرفته بودم که آن طرف بدنم پینه بسته بود. پیش خودم فکر میکردم که بهترین عشق و حال را انجام میدهم، آنقدر مصرف میکردم که پدر و مادر من از اینکه من ترک کنم میترسیدند و فکر میکردند برای من اتفاقی میافتد و اعتقاد داشتند که من اگر بتوانم مصرفم را کم کنم میتوانم تا آخر عمرم مصرف کنم. ولی خدا را شکر کنگره بود و من توانستم به واسطه کنگره اعتیادم را درمان کنم. بنده در خانوادهای به دنیا آمده بودم که مذهبی بودند و به خمس و زکات و بخشش اعتقاد داشتند ولی بخششهای من به واسطه مصرف مواد مخدر به گونهای شده بود که فقط میبخشیدم و کمک میکردم که نگویند احمد مصرف کننده است. ولی خدا را شکر با حضور در کنگره فهمیدم که بخشش جور دیگری است و نباید گفته شود. الان به شکر خداوند من ۶ ماه است که پهلوان شدم ولی هنوز پدر و مادر من این موضوع را نمیدانند، دیگران کمک کردند که پدر و مادر احمد اینک احمد را نه تنها یک پهلوان بلکه یک قهرمان ببینند. در پایان از همسفرانم بسیار تشکر میکنم که باعث استحکام من در کنگره شدند و طی ۱۰ ماه ۱۰ بار برای من تولد گرفتند و ۱۰ مرتبه من شمع تولد فوت کردم. همچنین از همسفر همسرم خانم معصومه تشکر ویژه دارم و از همسفر دخترم خانم فاطمه تشکر میکنم که آموزشهای این دو عزیز در خانه به کمک من آمده است.
در گلریزان اخیر بنده قصد داشتم که دختر عزیزم ریحانه را به عنوان دنور معرفی نمایم ولی با توجه به اینکه همسفرم نیز اعلام دنوری کرده بودند، ریحانه جان قبول نکردند و از من خواستند که آن را به دوره بعد موکول نمایم ولی روز گلریزان آقای رضوانی پهلوانها را جمع کردند و از آنها خواستند که یک تیکاف داشته باشند و من نیز فرصت را مغتنم شمرده و دنوری دخترم را اعلام نمودم. زحمت این کار را خانم یاراحمدی و راهنمای محترم دخترم خانم فاطمه کشیدند و امروز از خانم فاطمه میخواهم که هم به عنوان راهنما و هم به عنوان نگهبان لژیون سردار لوح دنوری دخترم را به ایشان تقدیم کنند. ممنون که به صحبتهای من توجه کردید.
صحبتهای راهنمای همسفر
سلام دوستان معصومه هستم یک همسفر.
خداوند را به خاطر این لحظه ناب شکرگزارر هستم، بسیار از این اتفاق و سورپرایز دنوری ریحانه عزیز خوشحال شدم. از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر میکنم که با آموزشهایشان اجازه دادند این لحظهها را تجربه کنیم. از مسافر آقای احمد خیلی تشکر میکنم و به ایشان افتخار میکنم که سفر بسیار خوبی داشتند و آن بیداری که آقای مهندس میفرمایند در ایشان اتفاق افتاده است. این بیداری آنقدر بوده که در طی یک سال و نیم سفرشان به پایان رسیده و هم پهلوان شدهاند و هم خدمتگزار کنگره هستند. از ریحانه عزیز تشکر میکنم که با این سن در کنار پدر و مادرشان در کنگره حضور پررنگی داشتند. به راهنمایان مسافر آقایان حسن و آقای نوروزی تبریک میگویم و همچنین به خانم فاطمه راهنمای محترم عرض تبریک دارم . تبریک ویژه را به خانم زهرای عزیز که بهمن ماه ۱۴۰۲ وارد لژیون شانزدهم شدند و از روز اول حس مثبت و بسیار آرامی داشتند. از ویژگیهای بارز ایشان هم در صور آشکار و هم در صور پنهان بخشندگی ایشان میباشد و همچنین آرامش درونیشان که همیشه انرژی مثبت را به دیگران منتقل میکنند. این خاصیت برجسته این خانواده میباشد و ویژگی تولدهای کنگره این است که استقامت یک فرد و اطرافیان آن فرد سنجیده میشود. باز هم خداوند را به خاطر حضور در کنگره شکر میگویم و از همه شما عزیزان تشکر میکنم.
تولدهای کنگره فقط یک تولد معمولی نیستند از نظر من و در پس آنها اتفاقهایی افتاده که صبر و استقامت و صبوری یک انسان و انسانهای اطراف آن است که به ثمر نشسته و این خیلی قشنگ است. زهرای عزیز آدمی بود که بدون سی دی وارد کنگره نشده و همانند مسافرشان هفتهای دو تا سه تا سی دی ینوشتند و وارد لژیون شدند و این برای من خیلی جالب بود. از خدای خودم سپاسگزارم از همه شما ممنونم که به صحبتهای منو گوش دادید.
صحبت های همسفر زهرا
سلام دوستان زهرا هستم یک همسفر
خیلی خوشحالم که امروز در کنار شما عزیزان هستم. خدا را شکر میکنم که در کنگره حضور دارم تا با آموزشهای کنگره بتوانم از تاریکی خودم عبور کرده و به روشنایی برسم. اول از همه از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر میکنم و از خداوند طول عمر و سلامتی خواستارم. از راهنماهای مسافرم آقای نوروزی و آقای حسن کریمی تشکر میکنم که به مسافرم کمک کردن تا به حال خوش برسند. از راهنمای خودم خانم معصومه عزیز تشکر میکنم و امیدوارم از من راضی باشند. از راهنمای دخترم تشکر میکنم و از مسافرم تشکر میکنم که سفر خوبی را داشتند و امیدوارم خدمتگزار خوبی در کنگره باشند.
من هیچ وقت دوست ندارم از گذشته صحبت کنم و دوست دارم همیشه از زمان حال صحبت کنم عزیزان را که تک تک میبینم، میبینم حالشان خیلی خوب است، انشالله که حالشان بهتر از این شود و برای تک تک این عزیزان این جایگاه را از خداوند خواستارم که تجربه کنند. از همه عزیزان که در اینجا حضور دارند تشکر میکنم.
صحبتهای راهنمای همسفر
سلام دوستان فاطمه هستم یک همسفر.
خیلی خوشحالم و از خداوند شاکرم که در کنار این خانواده حضور دارم. امروز از صبح یکی از شعرهای آقای مهندس ذهنم زمزمه میشد که میگفتند:
معشوق به سامان شد تا باد چنین بادا
کفرش همه ایمان شد تا باد چنین بادا
یکی از ویژگیهای بارز این خانواده احساس امنیت و آرامشی است که در وجودشان موج میزند. نشانههای ایمان چهره روشن و آرام هست. خیلی تبریک میگویم به آقا احمد خیلی زحمت کشیدن که ریحانه را سورپرایز کردن و هممون انرژی گرفتیم از این سوپرایز و به ریحانه تبریک میگویم. آقای احمد انقدر خوب سفر کردند که من این مدت با دخترشان بودم اصلاً احساس نکردیم ه یک مصرف کننده در حال درمان در خانهشان دارند مسئولیتشان را پذیرفتند و حرکت کردند. به همسرشون خانم زهرا و راهنمای محترم خانم معصومه خیلی تبریک میگویم. ریحانه فوق العاده آرام، متین و هدفمند بودند که در زندگیشان هدف دارند و برای تمام هدفهایشان در زندگی میجنگند. خداوند میخواهم که در هر زمان و هر مکان دست ریحانه جان را بگیرد.
صحبت های همسفر ریحانه
سلام دوستان ریحانه هستم یک همسفر
خداوند را شکر میکنم که در کنار شما دوستان حضور دارم و تولد یک سالگی پدرم را جشن میگیریم. از پدرم خیلی تشکر میکنم و اصلاً همچین انتظار سورپرایزیرا نداشتم که اسم مرا در دنوری بنویسد. از خانم فاطمه تشکر میکنم که هیچ چیز را بروز ندادند و راز نگهدار بودند. از خانواده آقای مهندس تشکر میکنم. از راهنماهای پدرم آقای نوروزی و حسن کریمی تشکر میکنم. از خانم فاطمه راهنمای عزیز خودم خیلی تشکر میکنم که با آموزشهایشان مسیر را برای من روشن کردند و با محبت من را شرمنده خودشان کردند.
.jpg)
تایپ و ارسال: خدمتگزاران سایت شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
170