جلسهی اول از دوره سوم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰، نمایندگی ماهشهر به استادی مسافر اسیسانت مجتبی، نگهبانی مسافر عارف و دبیری همسفر محمد با دستور جلسه《 وادی سوم و تاثیر آن روی من》در روز پنجشنبه مورخ ۷ اردیبهشتماه راس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:
سلام دوستان، من مجتبی هستم یک مسافر.
دستور جلسه امروز 《وادی سوم و تأثیر آن روی من 》است، عنوان وادی میگوید: باید دانست هیچ موجودی به میزان خودِ انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند.
کار کنگره با یک نفر آغاز شد و جناب مهندس تلاش کردند و به جلو حرکت کردند، و در ادامه نفرات دیگر آمدند، کمک کردند و کنگره ۶۰ به این ساختار تبدیل شد. نمایندگیهایی که در تمام شهرهای کشور از شعبههای جنوب، شمال، غرب و شرق شروع به کار کردند و افرادی سختیهای فراوان را، با مشکلات شغلی، کاری، خانوادگی تحمل کردند تا این شعبهها تاسیس گردد.
خود کنگره ۶۰، مثال و نمونهای از وادی سوم است که تمام مسئولیت و کارهای آن را خود اعضای کنگره انجام میدهند و از نظر مالی نیز به خود متکی هستند.
اگر جای نیاز به راهنمایی داشته باشیم، میتوانیم با دیگران مشورت کنیم، ولی در نهایت تصمیم اصلی با خودِ ماست. مشورت دیگران خیلی به ما کمک میکند، ولی باز هم ما هستیم که کار را انجام میدهیم.
این اتفاق درون شعبه ماهشهر نیز افتاد. ابتدا در سال ۱۴۰۲ از یک پارک شروع شد. این پارک شاید من که در تهران زندگی میکنم، معنای تابستان ماهشهر را خیلی متوجه نمیشوم. ولی آن کسی که اینجا زندگی میکند، کامل متوجه گرمای آن میشود که در چه گرمایی و در چه آب و هوایی آمدند و نشستند. آن کسی که این کار را شروع کرده است، آن کسی که زحمت این کار را کشیده است، آن کسی که در این شرایط درمان شده و بعد از درمانش شروع به خدمت کرده است، خیلی ارزش دارد.
ما در کنگره میگوییم: «باارزشترین افراد در کنگره ۶۰ تازهواردین هستند.» یعنی ورودی یک نمایندگی، آن آدم از تمام اعضای کنگره ۶۰ باارزشتر است. چون اگر او نباشد، من هم نیستم. من هستم برای اینکه به او کمک کنم، خدمت کنم. او که بیاید، شروع به سفر کند و درمانش را شروع بکند و در ادامه بتواند سختیهایی را متحمل شود، مواد مصرفی را کنار بگذارد، جهانبینی را یاد بگیرد، دانایی به تنهایی مفید نیست، جهانبینی کاربردی است. همانطور که روی جزوه جهانبینی نوشته شده است:«جهانبینی کاربردی»؛ یعنی بتواند عمل کند، مثل همان دانایی مؤثر، به مرور زمان با سختی که میکشد رها میشود. بعد آزمون میدهد، راهنما میشود. یا با سختیهایی که دارد، مرزبان میشود.
ادارهٔ یک نمایندگی به دست کسانی داده میشود که با تلاش و زحمت به جایی رسیدهاند که کمک میکنند افرادی مثل خودشان بتوانند داخل این نمایندگی زندگیشان را پیدا کنند، راه درمانشان را پیدا کنند.
این کارها به ظاهر و در صحبت کردن آسان به نطر میآید: «کاری ندارد، هفته دو روز میرویم، روی صندلی مینشینیم و یک سری صحبت میکنیم.» شاید برای خودِ من دوازده سال پیش همین تفکر بود. ولی وقتی آمدم، زمانی که لژیون گرفتم، متوجه شدم که نه، به این سادگی نیست. باید خیلی چیزها را بدانم، خیلی کارها را تجربه کرده باشم که بتوانم یک رهجو، اگر سوالی از من بپرسید، بتوانم در بهترین حالت ممکن جواب بدهم، بهترین جواب را به او بدهم.
این را برای این میگویم که امروز اگر اینجا نشستهایم، نتیجهٔ زحمات چندین آدم است. آن آدمها بدون هیچ منتی آمدند و حالا هم هیچ منتی ندارند. خودشان درگیر اعتیاد بودند، توانستند یک کاری انجام بدهند و آن کار انجام شد.
اگر نسل اول به دقت عمل کند، نسلهای بعدی بهتر از قبلیها عمل میکنند. یعنی هر چقدر کنگره میگذرد و نسل به نسل جلوتر میرویم، افراد قویتر و داناتر عمل خواهند کرد، برای اینکه علم همیشه به سمت جلو حرکت میکند. آقای مهندس هر هفته سیدی میدهند، مسائلی که پیش میآید، آن همه آزمایشها و آن همه تحقیقاتی که در کنگره ۶۰ صورت میگیرد را گزارش میدهند.
قول معروفی هست که میگوید «یار من به مکتب نرفت، مشق ننوشت، به یک قمزه مسئله آموز، دوصد مدرس شد.» خودِ من ، دانشگاه نرفتم، و به واسطهٔ آموزشهایی که داخل کنگره دیدم، به واسطهٔ ارتباطاتی که داخل کنگره ۶۰ با اعضا دارم چیزهای زیادی را آموختم، در مورد یک سری بیماریها و سیستم بدن اطلاعات زیادی را کسب کردم و با خاصیت خیلی از داروها نیز آشنا شدم.
در کنگره ۶۰ اگر بخواهم خدمتگزار باشم، حتماً باید نسل بعدیِ خیلی خوبی را پرورش بدهم. افرادی که آمدهاند، میبینند که با چه عشقی کار میکنم حتماً در ذهنشان میماند که فلان شخص با چه عشقی کار میکرد، پس من هم همین کار را انجام میدهم. چون میخواهد مثل الگوی خود باشد، بهتر از او عمل میکند.
مصداق این سخن: «باید دانست هیچ موجودی به میزان خودِ انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند.» خود ما در کنگره هستیم که هیچ کمکی از بیرون انتظار نداشته باشیم و به خود متکی باشیم. مثلث کنگره میگوید: عدالت، معرفت و عمل سالم، این سه پارامتر را با تمام وجود انجام بدهیم.
از اینکه به صحبتها گوش دادید، از همه سپاسگزارم.
در ادامه این جلسه مراسم اهدای شال ایجنت و مرزبانی نیز برگزار گردید.
تصاویر اهدای شالها




گروه سایت نمایندگی ماهشهر
تایپ: مسافر عارف، مسافر محمود از لژیون یکم و مسافر علی لژیون دوم
ویرایش و ارسال مطلب: مسافر فضیل
- تعداد بازدید از این مطلب :
128