با ناراحتی، غم و غصههایی که در دل داشتم، همیشه دنبال کسی بودم که با او حرف بزنم و آرام شوم، کسیکه سنگ صبورم باشد، حرف دلم را بفهمد و مرا درک و راهنمایی کند، نه اینکه سرزنش و یا قضاوت کند. نمیدانستم با چه کسی دردودل کنم، بهخاطر مسافرم به کنگره۶۰ آمدم، راهنما انتخاب کردم و وارد لژیون شدم. راهنمایی که همچون مادری دلسوز و خواهری مهربان همیشه کنارم بود.
وقتی میگویند: راهنما یعنی نمایانگر راه، واقعا همینطور است. با راهنماییهای خوب ایشان بود که توانستم در کنگره۶۰ ماندگار شوم، راهم را پیدا کنم و راه برایم نمایان شد. فهمیدم که تنها بهخاطر مسافرم نباید میآمدم؛ بلکه برای خودم باید به کنگره۶۰ میآمدم. برای خودم که در تاریکیها فرو رفته و بهدنبال کسی بودم که دستم را بگیرد و مرا نجاتم دهد.
همسفر عفت عزیزم: ممنونم که همیشه صبورانه مرا تحمل میکنید و به من آموزش و آرامش دادید. من آرامش امروزم را مدیون آموزشهای شما هستم، شمایی که همچون یک معلم و یک راهنما، تمام دانستهها و دانشهایی را که خودتان در این راه طی کردهاید، بدون هیچ چشمداشتی به من هم آموختید و میآموزید. وقتی که در لژیون به شما نگاه میکنم که چهقدر از عمق وجودتان برای ما صحبت میکنید و انرژی میگذارید.
واقعا نمیدانم چگونه و با چه زبانی از شما تشکر کنم. شما معنای به تمام محبت، ایمان، صبر، استقامت، بردباری و عدالت هستید. شما همچون فرشته ای آسمانی و مهربان مرا از اعماق تاریکی و ظلمت که در آن بودم نجات دادید. از آن همه خشم، عصبانیت، کینه و نفرت که سراسر وجودم را لبریز کرده بود، دستم را گرفتید و نجاتم دادید.
مولای متقیان حضرت علی علیهالسلام میفرمایند: هر کس یک کلمه علم به من بیاموزد مرا بنده و غلام خویش ساخته است. امیدوارم من هم که بنده و رهجوی شما هستم بتوانم ذرهای از زحمات شما را با عمل کردن به آموزشهایی که از آموزههای شما میگیرم جبران کنم. راهنما: یعنی کسیکه راه را نمایان میکند. راهنما فقط یک راه نما است.
نویسنده: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر عفت (لژیون چهاردهم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون ششم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کوروش آذرپور
- تعداد بازدید از این مطلب :
28