همسفر امالبنین:
به نام خدایی که قادر مطلق است و هر چه دارم از اوست. نمیدانم از کجا شروع کنم از قبل ورود به کنگره که در اعماق تاریکی بودم و روزگار را با همه غم و غصههایم سپری میکردم بدون اینکه درک درستی از خود، خدای خود و زندگی داشته باشم.
امروز با آموزشهای مهندس و راهنماییهای راهنما عزیزم به این ایمان رسیدم که خداوند به انسان اختیار داد تا مسیر را خود انتخاب کند. راه صراط مستقیم یعنی: دوری از ضد ارزشها؛ مانند: کینه، نفرت، ریا، خیانت، دروغ، بدقولی و... یا مسیر ضد ارزشی را ادامه بدهد. این انتخاب را هر انسانی برای خود رقم میزند.
بهراستی راهنما کیست؟ راهنما به معنی نشاندهنده راه و کسی که دیگران را در نشاندادن مسیر مناسب کمک میکند. راهی که باعث شد با کمک راهنما مسیر درست و الهی را پیدا کنم. روزی که برای اولینبار وارد کنگره شدم، حال خیلی خرابی داشتم آنقدر که خواستم از آنجا بروم؛ اما مرزبان همسفر محدثه گفت: صبر کن اینجا حالت خوب میشود. به اصرار ایشان با گریه روی صندلی نشستم تا سه جلسه بهعنوان تازهوارد بودم بعد به من گفتن با حس خود راهنما انتخاب کن آن روز درک درستی از حس نداشتم؛ اما دل من به راهنما همسفر فاطمه کشید.
راهنمایی که الان دو سال است شاگردش هستم؛ باید اعتراف کنم که نتوانستم محبتهای ایشان را جبران کنم. با آموزشهای کنگره بود فهمیدم حس اولین نقطه بهکارگیری قوه عقل است، حسهایم بیدار شدهاند؛ چون دو تا آدم همجنس همدیگر را جذب میکنند و همسفر فاطمه همجنس خود من بود. کسی بود که بارها دیدم قانون کنگره را در عمل کاملاً اجرا میکند و به قوانین کنگره احترام میگذارد.
همیشه به من میگفت امالبنین فرمانبردار باش و سیدیها را بنویس اوایل مخالف نوشتن سیدی بودم؛ اما الان به این درک رسیدم که سیدی چه مزایایی دارد. راهنمایی که با همه وجود؛ حتی بدون دریافت حقوق، وقت و انرژی خود و از همه مهمتر با عشق بلاعوض و خالصانه به من کمک کرد تا بتوانم قوی شوم و حال خود را بهتر کنم. خوشحال هستم که ایشان را انتخاب کردم.
شاهد زحمات بیقیدوشرط همسفر فاطمه هستم و با همه وجود از ایشان تشکر میکنم. امیدوارم بتوانم اندکی از زحماتش را جبران کنم؛ چون نتوانستم حق راهنما خود را ادا کنم سپاسگزار ایشان هستم. اگر کنگره ۶۰ نبود من این حال خوب را نداشتم سپاسگزار آقای مهندس هستم که همچین متدی را برنامهریزی کردند و راهنمایان خوبی در اختیار ما گذاشتند تا آموزش بگیریم و بتوانیم خود و درون خود را بهتر بشناسیم. خدا را شکر میکنم بهخاطر اینکه به لطف او این مسیر برای من باز شد.
همسفر نجمه:
این هفته عزیز و گرامی را به همه راهنماهای زحمتکش کنگره ۶۰ کشورم از جمله شعبه قائمشهر تبریک و تهنیت میگویم. آقای مهندس در مورد راهنما و هفته راهنما صحبتهای پرباری در سیدیهایشان کردند و از زحماتی که برای مسافر و همسفر میکشند خیلی صحبت کردند.
از نظر من همانطور که معلم در آموزشوپرورش مقام بالایی دارد در کنگره هم راهنما جایگاه و مقام بالایی دارد؛ چون این راهنما است که به من آموزش میدهد چگونه با جسم و روان خودم که سالها درگیر تاریکی بوده رفتار کنم. این راهنما است که تمام درد و رنج من را با تمام وجود میفهمد برای اینکه خودش این مسیر را تجربه کرده میتواند بهتر راهنمایی کند.
رفتار راهنما با رهجویشان دلسوزانه و عاشقانه است و همیشه مشتاق دیدنشان هستم. در کنگره وقتی من راهنماها را میبینم آنقدر حس خوبی به من دست میدهد وقتی بغلشان میکنم دلم میخواهد با تمام وجودم آنها را در آغوش بگیرم. انرژی که من از راهنماها میگیرم هیچ جا وصفشدنی نیست.
کنگره تنها جایی است وقتی مشکلی داری و ناراحت هستی و بخواهی با راهنما صحبت کنی به تو امنیت و آرامش میدهند در کنار این عزیزان است که بیوقفه با جانودل به حرفهایت گوش میدهند. فرقی نمیکند که آن راهنما خودت یا راهنما لژیون دیگر باشد. باز هم این روز عزیز را به همه راهنماها تبریک میگویم و از آقای مهندس تشکر میکنم که چنین معلمهایی را بهعنوان راهنما آموزش دادند تا بتوانند من را از تاریکی درونم به رهایی برسانند.
همسفر مرضیه:
امسال با سال قبل هفته راهنما برای من خیلی متفاوت است؛ چرا که جایگاه راهنما را کاملاً فهمیدم راهنمای سفر اول من همسفر راضیه در شعبه سمنان خیلی تلاش کرد تا به رهایی برسم. وارد سفر دوم که شدم به دلیل جابهجایی به شعبه قائمشهر آمدم و فکر نمیکردم بتوانم راهنمایی؛ مانند همسفر راضیه پیدا کنم. با خودم فکر میکردم چرا این کار را کردم و به شمال آمدم؛ اما وقتی همسفر فاطمه را با حس خود انتخاب کردم از دور نمیتوانستم چهرهاش را ببینم دلی او را انتخاب کردم.
زمانی که وارد لژیون همسفر فاطمه شدم و بغلشان کردم با همسفر راضیه شباهت داشتند مخصوصاً رنگ چشمهایشان که رنگی بود و من آرام شدم. همسفر فاطمه؛ مانند همسفر راضیه خیلی مرا میفهمید. انگار از درون من خبر داشت. از راهنماهای زندگیام همسفر راضیه و همسفر فاطمه عزیز سپاسگزار هستم. مرا تشویق میکنند بخوانم و راهنما شوم.
در سفر اول این موضوع را درک نمیکردم و فقط آرزو داشتم شال نارنجی داشته باشم و راهنما شوم و به چیز دیگر فکر نمیکردم؛ اما حالا که تقریباً دو سه سالی است در کنگره هستم و با آموزشهای راهنما همسفر فاطمه جایگاه راهنمایی را کاملاً فهمیدم و میدانم من هم روزی بتوانم یک فرد به هم ریختهای؛ مانند خود را درمان کنم و به رهایی برسانم.
منابع را شروع کردم میخوانم تا در امتحان شهریور سال آینده شرکت کنم. هر سال که جشن راهنما میشود دل من پر میکشد اینکه بتوانم؛ مانند راهنمای خود دل یک نفر را شاد کنم. با آموزشهایی که از راهنماهای عزیزم گرفتم ایمان واقعی را فهمیدم. از راهنمای لژیون تغذیه سالم همسفر محدثه تشکر و قدردانی میکنم. هشت ماه است سفر میکنم و ایشان مرا راهنمایی میکنند. تا به تعادل وزن برسم و دوازده کیلو با کمک ایشان کم کردم. بینهایت از همسفر محدثه سپاسگزارم و این روز فرخنده را به راهنماهای زندگیام تبریک میگویم و از خداوند میخواهم اینهمه خدمت بیمنت و بدون چشم داشت نوری شود و به زندگیشان بتابد.
رابط خبری: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون هفتم)
عکاس: هنمسفر میترا رهجوی راهنما همسفر رقیه (لژیون پنجم)
ویرایش: همسفر گلسا رهجوی راهنما همسفرمریم(لژیون دوم) دبیر اول سایت
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی قائمشهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
57