به گفته استاد امین که میفرمایند: «ما همه صفر کیلومتر بودیم که کنگرهای شدیم؛» من نیز از این قاعده مستثنی نبودم و در اثر جهل و ناآگاهی بندهای زیادی به دست و پایم زده شده بود که اجازه نمیداد از زندگی لذت ببرم. درون بسیار بهم ریختهای داشتم و با ورود به کنگره۶۰ و آموزشهای ناب آقای مهندس که برگرفته از تفکر ژرف ایشان بود، توانستم نسبتاً به حال خوش برسم و به مرور پس از گذشت شش سال آموزش گرفتن بند محکمتری از جنس عشق به دست و پای من زده شد. منی که بلد نبودم یک عزیزم و جانم به عزیزانم، همسرم، پسرم، برادرم و ... بگویم، حالا راهنما شده بودم و عاشق خدمت به عزیزانی که اصلاً آنها را نمیشناختم؛ اما نمیخواهم از خود بگویم؛ بلکه میخواهم از مردی که همه اینها را مدیون ایشان هستم از استاد راهنمای بزرگوارم آقای مهندس دژاکام بگویم.
لطف خداوند شامل حال من شد و سال گذشته به ضیافت الهی در ماه ذیالحجه دعوت شدم. انسان در حرمهای امن الهی مانند مسجدالنبی و مسجدالحرام حال خوش و حس آرامش عجیبی را تجربه میکند که شبیه کنگره است؛ چون آموزشهای کنگره نیز الهی است. اواخر سفر به فکر خرید سوغاتی برای آقای مهندس افتادم؛ اما چیزی که بتواند قابل ایشان را داشته باشد به ذهنم نمیرسید؛ ولی حسی نسبت به ایشان پیدا کردم که بسیار ارزشمند بود و همین قضیه باعث شد روی ارتباط فلسفه حج با آقای مهندس و آموزشهای ایشان متمرکز شوم. کل فلسفه اعمال حج به خودشناسی، خداشناسی، تزکیه و پالایش انسان برمیگردد؛ به عنوان مثال در مسجد شجره مُحرِم شدیم و به سمت مکه حرکت کردیم. وقتی وارد مسجدالحرام میشویم اولین عملی که بر ما واجب است هفت دور طواف دور خانه کعبه است و فلسفه آن این است که باید همیشه حواسم باشد در لحظهبهلحظه زندگیام دور خدا بگردم، یعنی فرمانبردار خداوند باشم و من متوجه شدم که این موضوع در مورد آقای مهندس صدق میکند که اگر ایشان با فرمانبرداری از خداوند به دور او نگشته بودند و در مسیر راه مستقیم قرار نگرفته بودند درمان نمیشدند و الان اینقدر موفق نبودند.
یکی دیگر از واجبات حج وقوف در عرفات از اذان ظهر روز عرفه تا اذان مغرب میباشد. عرفات از ریشه عرف به معنی شناخت است که در این سرزمین باید به یک شناخت و آگاهی نسبت به خودمان، خداوند و همه چیز در هستی برسیم؛ دلیل دیگر که عرفات میگویند این است که حضرت آدم و حوا وقتی از بهشت بر اثر نافرمانی رانده شدند و به زمین سقوط کردند در این سرزمین یکدیگر را پیدا کردند و شناختند که آقای مهندس نیز دائم با آموزشهای نابشان بر شناخت، آگاهی و معرفت ما میافزایند.
در اواخر سفر حج، راهنمایان به ما توصیه میکردند الان که دارید پیش خانواده و آشنایان برمیگردید مراقب باشید و با مردم جوری رفتار نکنید که بگویند این چه حجی بود که اینها رفتند؛ آقای مهندس نیز سیدیهای آداب معاشرت، دیپلماسی، مردمداری را به ما دادهاند و فرمودند: «هنرمندترین انسان کسی است که بتواند دشمنان خود را به دوست تبدیل کند و نادانترین فرد کسی است که مرتب با رفتار نادرست دوستانش را به دشمن تبدیل میکند.» ایشان هرآنچه به ما آموزش میدهند قبلاً خودشان عمل کردهاند، من با سفر به خانه خدا و انجام مراسم حج درک کردم ایشان یک حج رفته واقعی هستند.
شاکر خدا هستم بهخاطر الطاف بیپایانش که به من ارزانی داشت. از آقای مهندس تشکر میکنم که به من اجازه دادند تا در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم. هفته راهنما را خدمت استاد راهنمای بزرگوارم آقای مهندس و خانواده محترم ایشان و تمامی راهنمایان کنگره۶۰ تبریک بیکران عرض میکنم؛ همچنین از خانم شهناز عزیز و تمامی خدمتگزاران سایت تشکر میکنم.
نویسنده: راهنما همسفر صدیقه (لژیون چهاردهم)
رابط خبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر صدیقه ( لژیون چهاردهم)
عکس: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر نگار (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر نگار (لژیون سوم) دبیر سایت
نمایندگی همسفران سهروردی اصفهان
- تعداد بازدید از این مطلب :
90