همسفران لژیون سوم در دلنوشتههای خود در رابطه با دستور جلسه بیان کردند
همسفر جمیله
به پاس قدردانی از عزیزانی در کنار هم هستیم که روزی تاریکی و گمراهی را تجربه کرده بودند؛ اما با خواست خداوند و همیاری خودشان در مسیر نور و هدایت قرار گرفتند. هر کس به اندازه دل هایی که آرام میکند و خیری که میرساند در سایه الطاف الهی مورد حمایت قرار میگیرد.
من، در کنگره۶۰، بخشش آموختم عشق و محبت آموختم و به عینه دیدم. در کنار عزیزانی سفر کردم که خالصانه خدمت کردند و ساعتهای با ارزش زندگی خود را در کنار رهجو هایی گذرانند که در اعماق تاریکی و جهالت بودند؛ چه بسا افرادی را هدایت کردند که شاید تا مرز خودکشی رفتند.
راهنما: مصداق بارانی است که بی منت همه را سیراب میکند وجان دوباره میبخشد. شما روشنی بخش تاریکی جان هستید و ظلمتِ اندیشه را نور میبخشید. چگونه سپاس گویم مهربانی ولطف شما را که سرشار از عشق و یقین است.
چگونه سپاس گویم تاثیر علم آموزی شما را که چراغ روشن هدایت را بر کلبه محقر وجودم فروزان ساخته است. آری درست است در مقابل این همه عظمت و شکوه ، نه توان سپاس است نه کلام وصف.
همسفر سمانه
هفته راهنما، فرصتی است برای قدردانی از کسانی که در مسیر رشد کنار ما هستن ومن هم در طول مسیر، با تجربههای مختلفی روبهرو شدم که به من یاد داد مسئول حال خودم باشم. هر راهنمایی شیوهای داشت و من از آنها درسهای متفاوتی گرفتم. بعضی نکات آسان و بعضی چالش ها با انگیزه بود؛ اما همه تجربهها به من کمک کرد که یاد بگیرم صبور باشم و برای رشد خودم تلاش کنم.
هفته راهنما یادآور تمام محبتها و همراهیهای راهنمای عزیز من است. حضور راهنما، باعث شد مسیر برای منِ همسفر روشن تر و آرام تر شود از صمیم قلب قدردان تمام صبر و راهنمایی های او هستم که همیشه کنارم بوده و مسیر درست را به من نشان داده است.
امیدوارم بتوانم آنچه آموختهام را در عمل نشان دهم. هفته راهنما برای من فقط تعریف و تشکر نیست برای من زمان فکر کردن است امیدوارم بتوانم قدردانی خود را نه فقط با کلام؛ بلکه باعمل نشان دهم و از راهنمایم سپاسگزارم برای فرصتی که در این مسیر برای رشد و یادگیری در اختیار من قرار داده است.
همسفر زهرا.ح
آنچه باور است محبت است و آنچه نیست به ظروف تهی است.
راهنمای عزیزم، نگاه مهربانت ناامیدیهای درونم را تبدیل به امید میکند، ما در آموزشهایتان هر لحظه درس درست زندگی کردن، تفکر صحیح، دانایی، مهر و محبت ، عشق، صبوری؛ گذشت، ودرست قدم برداشتن، در راه ارزشها را به ما آموزش میدهی.
خداوند را شاکرم در کنار شما هستم و از شما آموزشهایی گرفتم و خواهم گرفت امیدوارم من هم بتوانم صبورانه و دلسوزانه در این راه قدم بگذارم جسمی که نه دل پریدن داشت نه عشقی برای پرواز، هر چی در وجود من زنده شده است. دست رنج عشق و محبت شما است.
عشق در وجودتان موج میزند و مرا نیز دعوت به عاشقی کردید شما به مردگانی چون من جان تازهای بخشیدید. بودنتان در زمین و آسمان مبارک باد. از خداوند مهربان برایتان بهترینها را آرزومندم امیدوارم همیشه پر از حسهای خوب باشید.
همسفر مطهره
در ابتدا هفته راهنما را به نگهبان کنگره ۶۰، خانم آنی بزرگوار، و تمام راهنمایان کنگره ۶۰ تبریک میگویم به خصوص راهنمای خوب خودم خانم بتول عزیز. واژه راهنما به کسی گفته میشود که راه را بلد است و دیگران را راهنمایی میکند.
راهنما کسی است که خودش با حال خراب و با تاریکی ها وارد کنگره شده است و با آموزشهای دیگران از تاریکیها خارج شده است و کم کم سختیها را پشت سر گذاشته. با روزنهای از نور وارد روشنایی شده و ضد ارزشها را کنار گذاشته و به درجه راهنمایی رسیده است. مانند معلمی که سالها زحمت کشیده فراز و نشیبها را پشت سر گذاشته تا به معلمی رسیده است.
راهنما بعد از کلی سختی به راهنمایی رسیده و خود چیزهایی که یاد گرفته است و در وجود خودش حس کرده است با تمام بخشندگی در اختیار من رهجو که با کلی تاریکی و حال خراب و تخریب وارد کنگره شده ام قرار میدهد. بدون هیچ چشم داشت و توقعی وقت خود را در اختیار من میگذارد تا من بتوانم از ضد ارزشها و تاریکیها خارج شوم و با روزنهای از نور راه مستقیم را پیدا کنم.
و به زندگی برگردم و در بین جمع یا اجتماع، زندگی کنم و هر انسانی باید در زندگی تشکر کردن یاد بگیرد . ما باید از خداوند شکرگزاری کنیم از راهنما از پدر، مادر و هر کسی که در زندگی به ما کمک میرساند سپاسگزاری کنیم و به دیگران هم یاد بدهیم.
باید یاد بگیریم که چگونه بخشنده باشیم راهنمایان بدون اینکه مزدی دریافت بکنند به ما آموزش میدهند آنقدر بخشنده هستند. این چیزی نیست به جز عشق و محبت به ما میآموزند. تا ما هم شکرگزاری و بخشش را یاد بگیریم. شکرگزاری زبانی ودلی است اما با پاکت دادن هم میتوان تشکر کرد.
امیدوارم که بتوانم گوشهای از زحمات مهندس و خانوادهاش و راهنمای خوب و دوست داشتنی خودم را جبران کنم و تا جایی که امکان دارد آموزشهای کنگره را کاربردی کنم و در اختیار دیگران قرار دهم.
همسفر شهناز
به نام قدرت مطلق که خود عشق و محبت است و آفریننده آن. عشق، قویترین موتور محرک و انگیزهای است که انسان را به حرکت وا میدارد خصوصاً اگر از نوع عشق و محبت بلاعوض باشد. محبت راهنمایان کنگره ۶۰، در حدی است که بعضی از تازه واردین را در همان لحظات ورود چنان شیفته و جذب خود میکند که شاید هیچ عامل دیگری در هستی نتواند چنین جذبی داشته باشد.
اولین و مهمترین مشخصه یک راهنما، عشق و محبت است که از وجود او فوران میکند. راهنما اگر عاشق نباشد در این حوزه نمیتواند فعالیت کند. در صور ظاهر، آنها مزد دریافت نمیکنند؛ اما در صُور پنهان، بزرگترین مزد و پاداش را دریافت میکنند. خداوند لیاقت خدمت به بندگانش را به هر کسی نمیدهد.
خدمت به خلق و بندگان خداوند، آن هم کسانی که در بند اِسارت بیماری اعتیاد هستند. انسانی که آموزش میدهد خودش نیز آموزش میبیند و کسانی که بذر نیکو میکارند محصول نیکو نیز برداشت میکنند. کسانی که دیگران را به صبر، استقامت، محبت و عمل سالم توصیه میکنند نزد پروردگارشان پاداش عظیمی دارند.
و من این عشق و محبت را در وجود راهنمای عزیز و دوست داشتنی خودم، خانم بتول عزیز، دیدم و امیدوارم این روز و این هفته گرامی بر خودشان و خانواده محترمشان مبارک باشد و از خداوند متعال میخواهم که اجر و مزد عظیم بهشون عطا کند انشاالله.
نویسندگان: همسفران لژیون سوم رهجویان راهنما همسفر بتول
رابط خبری: همسفر جمیله رهجو راهنما همسفر بتول (لژیون سوم)
ارسال: همسفر فاطمه.خ رهجو راهنما همسفر زهرا ( لژیون ششم) دبیرسایت
همسفران نمایندگی یحیی زارع میبد
- تعداد بازدید از این مطلب :
81