English Version
This Site Is Available In English

هفته راهنما تعظیم بی‌صداست

هفته راهنما تعظیم بی‌صداست

راهنما همسفر ندا؛
هفته راهنما، هفته قدردانی از کسانی است که بی‌هیاهو و بی‌منت، مسیر را یاد گرفتند و با عشق به ما آموختند. هفته راهنما تنها یک مناسبت نیست؛ هفته‌ای است برای کسانی که بی‌ادعا، راه را مانند نوری به ما نشان دادند؛ نوری که اگر نبود، شاید هنوز در تاریکی تردید و ناآگاهی سرگردان بودیم.

راهنما کسی است که پیش از آن‌که با کلام آموزش دهد، با رفتار درس می‌دهد؛ کسی که درد را می‌شناسد، زیرا خودش از آن عبور کرده و امید را باور دارد؛ زیرا به آن رسیده است.
سپاس از راهنمایانی که یادمان دادند درمان تنها رهایی نیست، بلکه رشد کردن است. هفته راهنما بهانه‌ای است برای سپاسگزاری از کسانی‌که وقت گذاشتند، شنیدند، گاه سکوت کردند و گاه محکم ایستادند تا ما یاد بگیریم و درست زندگی کنیم، نه فقط رها شویم.

سپاس از راهنمایانی که با دانایی، با تواضع و با ایمان مانند روشDST چراغ راه ما شدند. امید است که با آموزش‌های پی‌درپی، راه این بزرگان را در این مسیر پر تلاطم ادامه دهیم تا هیچ‌گاه این چراغ در این مسیر تاریک خاموش نشود.

من نیز همچون دیگر اعضای کنگره۶۰ با تاریکی فراوان وارد کنگره شدم؛ تاریکی‌ای که سال‌ها آن را عمیق‌تر کرده بودم. ناامید از هرجا وارد کنگره شدم و به‌دنبال نور آموزش‌های راهنمایم حرکت کردم. بخش زیادی از این تاریکی‌ها زمانی برایم تمام شد که توانستم در جایگاه راهنمای تازه‌واردین و راهنمایDST خدمت کنم. هر دوی این جایگاه‌ها به من کمک کرد ابتدا خودم از بندهایی که به دست و پایم بسته شده بود رها شوم و در ادامه به افرادی که با امید وارد کنگره۶۰ شده بودند، کمک کنم.

جایگاه راهنمایی مقدس است؛ برای اینکه می‌تواند از انسان در بند شیطان، استادی را پرورش دهد که خود در ادامه استادی برای دیگران می‌شود.

در پایان، هفته راهنما را خدمت مهندس حسین دژاکام، بنیانِ کنگره۶۰ تبریک می‌گویم و از راهنمای خود خانم الهه سپاسگزار هستم.

همسفر مریم؛
در پهنای بی‌کران زندگی، انسان گاه به نقطه‌ای می‌رسد که آفتاب امید از نگاهش می‌گریزد و در پسِ پرده تاریکِ ناآگاهی گم می‌شود. در چنین لحظاتی خداوند نوری را میان بندگانش می‌دمد، نوری به شکل انسان، لبریز از عشق، آگاهی و ایمان.
آن نور همان راهنماست، سرچشمه‌ای زلال که از دل رهایی جوشیده و اکنون تشنگان را سیراب می‌کند. 

راهنما در کنگره۶۰، نه تنها آموزگار علم و تجربه است، بلکه تجلی آرامش، صبر و عشق بی‌منت است. او به‌جای گفتن از رهایی، خود رهایی را زندگی می‌کند، به‌جای موعظه، نوری می‌افروزد تا رهجو خود، مسیر را ببیند. در لبخندش امیدی نهفته که گویی از دل خدا رسیده است. 

هر رهجو که گام در مسیر درمان می‌‌گذارد، دستانی را احساس می‌کند که محکم و آرام او را از خاکستر نیستی بلند می‌کند، همان دست‌های راهنماست، دست‌هایی که سال‌ها پیش خود بر خاک افتاده، اما با ایمان و حرکت برخاسته و امروز چراغی بر دستان خود دارد تا روشنی را میان دیگران تقسیم کند. 

راهنما می‌داند که نجات، سفری یک‌روزه نیست. او صبورانه کنار رهجویان می‌ایستد، لحظه‌لحظه باور و تردید را می‌فهمد و با نگاهی سرشار از اطمینان، ایمان را در دلشان زنده نگه می‌دارد. او نه داور است، نه ناصحی خشک؛ بلکه دوستی حقیقی است که هم‌پا رهجو، از تاریکی به سمت نور گام برمی‌دارد. 

اگر کنگره۶۰ امروز مأمن عشق و دانایی‌ست، به برکت وجود چنین انسان‌هایی‌ست، آنان که خود چراغ شده‌اند تا دیگران را از شب عبور دهند. در هفته راهنما ما تمام قد در برابر این بزرگی می‌ایستیم و با دل‌هایی سرشار از سپاس می‌گوییم: 
خدایا! شکر که در مسیر ما چنین فرشتگانی از جنس انسان آفریدی. 

ای راهنمای عزیز، تو نه فقط آموزگار دانایی، بلکه پیام‌آور عشق خدا هستی. بودنت درس است، سخنت آرامش و رفتارت الگو رهایی. 
تو یادمان دادی چگونه انسان دوباره متولد شود، چگونه در میان درد، امید را بیابد، چگونه در میان سایه‌ها، نور را باور کند. 

باشد که نورت هرگز خاموش نگردد، 
و دلت همیشه لبریز از آرامش و عشق الهی باشد. 
درود بر تو ای چراغ جاودانه مسیر رهایی.

همه دیدند نقاشیِ نقشِ منِ خسته
به جانم آمدی تو، چه زیبا دفتری طناز کردی

نگاهم خسته بود از صحبتِ بالا نشینان
چه زیبا صحبتی در گوشهِ دِنجی برایم راز کردی

تماشایی تر از احساسِ تو، هرگز ندیدم من
خودت دیدی، چه زیبا روح و جان دمساز کردی

همسفر فیروزه؛
هفته راهنما از جنس زمان نیست، از جنس تعهد است؛ نه برای تبریک آمده، نه برای مکث‌های نمادین؛ آمده تا یادمان بیندازد بعضی راه‌ها فقط با تجربه فهم می‌شوند. راهنما محصولِ  انتخاب‌های سخت است، نه نتیجه آموزش.
کسی که درد را پشت سر نگذاشته، بلکه آن را حمل کرده و هنوز ایستاده است.

راهنما نه از بالا، که از عمق آمده؛ از جایی که تاریکی واقعی‌ست و ترس نام دارد. او شاهدِ شکست بوده، هم‌نشینِ ناامیدی و همسفرِ لحظه‌هایی که انسان دلش می‌خواهد نباشد، اما می‌ماند؛

راهنما کسی نیست که فقط راه را بلد باشد، کسی است که گم شدن را زندگی کرده و هنوز به مسیر خیانت نکرده است. صدایش آرام، اما اثرش ماندگار است؛ نگاهش قضاوت نمی‌کند، راه باز می‌کند. او امید را تعریف نکرده، با استخوان لمسش کرده؛ با زخم‌هایی که هنوز نفس می‌کشند و سکوت‌هایی که فریادند.
کنگره محل حرف‌های زیبا نیست، میدانِ مسئولیت است؛ جایی که راهنما را تعهد به جان آدم‌ها تعریف می‌کند؛ یعنی چراغی که می‌سوزد تا دیگری نلغزد. در این هفته، تشکر بلند گفته نمی‌شود، در دل‌ها ایستاده می‌شود. احترام فریاد ندارد؛ مکث دارد. راهنما قهرمان نیست، انسانی‌ست که تاریکی را دیده، اما انتخاب کرده نور را رها نکند. هفته راهنما تعظیمِ بی‌صداست؛ به مسیر، به صبر، به ایستادن وقتی رفتن آسان‌تر بود، به انسان‌هایی که راه را نه با زبان، که با بودنشان نشان دادند و شاید بزرگ‌ترین معنای راهنما همین باشد؛ کسی که عجله ندارد قضاوت کند، اما مسئولیت دارد که بماند. ماندن، وقتی رفتن ساده‌تر است؛ ماندن کنار انسانی که هنوز درگیر خودش است، هنوز از خودش فرار می‌کند، هنوز به نور اعتماد ندارد. راهنما بلد است صبر را، نه به‌عنوان فضیلت، بلکه به‌عنوان ضرورت. او می‌داند تغییر فرمان‌بردارِ زمان نیست؛ رشد با فشار اتفاق نمی‌افتد. پس آهسته راه می‌رود، هم‌قدم می‌شود و اجازه می‌دهد هرکس به اندازهٔ ظرفیتش قد بکشد. این‌جا راهنما یعنی اعتماد به مسیر، حتی وقتی نتیجه هنوز دیده نمی‌شود.

در نهایت، آن‌چه می‌ماند نه اسم‌هاست و نه عنوان‌ها؛ اثر است. اثری که در جان‌ها جا می‌گیرد و بی‌صدا تکثیر می‌شود. نوری که راهنما روشن کرده خاموش نمی‌شود، چون راه واقعی از انسان به انسان منتقل می‌شود، نه از کلمه به کلمه. هفته راهنما یادآوری همین حقیقت است که بعضی آدم‌ها با بودنشان زندگی را قابلِ  ادامه می‌کنند و بعضی مسیرها فقط به‌خاطر حضور یک راهنما به رهایی ختم می‌شوند.

و در پایان، این ایستادنِ آگاهانه بی‌مخاطب نمی‌ماند. قدردانی ما متوجه راهنماهایی‌ست که مسیر را نه تعریف کردند و نه ساده گرفتند، بلکه با درد فهمیدند و با تعهد ادامه دادند؛ انسان‌هایی که از دلِ تاریکی آمده‌اند، اما به نور وفادار مانده‌اند که مسئولیت جان‌ها را پذیرفته‌اند و ماندن را هر روز دوباره انتخاب کرده‌اند. این تشکر تشریفات نیست؛ اعترافی‌ست به ارزش حضوری که راه را امن‌تر کرده و انسان شدن را ممکن‌تر.

ویرایش و رابط خبری: خدمتگزاران سایت
عکاس و ارسال: همسفر زکیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
همسفران نمایندگی ملاصدرا (نیک‌آباد)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .