همسفر صحرا رهجوی راهنما همسفر فائره (لژیون ششم)
در روزهای تاریک و سرد زندگیم هزاران بار این سؤال را پرسیدم، خداوندا! چرا کسی نیست که دستانم را بگیرد و راه را نشانم دهد؟ گویی خداوند صدایم را شنید و برای نجات من از ظلمت و تنهایی ناجی فرستاد. راه رسیدن به خداوند همین نزدیکی بود؛ اما چشم دل من نابینا بود و تویی که از جنس نور الهی بودی دستانت را برای گرفتن دستانم دراز کردی.
راهنما مهربانم، ناجی من
واژه سپاس در برابر ازخود گذشتگیها و ایثار شما ذرهای بیش نیست. تنها دارایی من برای شما، دعا خیری است که به پاس تمام مهربانیهایتان میتوانم بدرقه راهتان کنم تا پایدار باشید، تا بمانید برای من و برای هزاران هزار انسان دیگر مانند من. آرامش و حال خوش، سلامت جسم و روحم و همه و همه و…به خاطر مهربانیهای شما بوده است. دوستت دارم فرشته زندگی من راهنما همسفر فائزه عزیزم.
همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر فائزه (لژیون ششم)
امروز میخواهم از صمیم قلبم از شما تشکر کنم و بگویم چقدر وجودتان برای من ارزشمند است. در دنیای پر از چالشها و سختیها، شما مانند نوری در تاریکی هستید که همیشه راه را برای من روشن کردهاید. هر جلسهای که با هم میگذرانیم، برای من نه تنها یک فرصت یادگیری، بلکه یک منبع از انگیزه و امید است.
شما با دانش و تجربه خود به من آموختهاید، که در برابر دشواریها تسلیم نشوم. هربار که نگران یا ناامید میشوم، یادآوریهای شما به من میفهماند که هیچ چیزی غیرممکن نیست و با تلاش و همت میتوان به هر هدفی دست یافت. من چقدر خوشبختم که در کنار شما هستم و میتوانم از آموزههای شما بهرهمند شوم.
شما همواره با عشق و صمیمیت به ما آموزش میدهید و ما را تشویق میکنید تا از هر فرصتی برای یادگیری استفاده کنیم. حس میکنم در کنار شما نه تنها یاد میگیرم؛ بلکه دوستیهای عمیقتری نیز میسازم. ارتباطی که با شما دارم، برایم بسیار ارزشمند است و من به خاطر حمایت و راهنماییهای شما هر روز سپاسگزارم.
من امیدوارم به زودی تمام درسهایی که از شما آموختهام را به کار بگیرم و در زندگی بهترین استفاده را از این تجربیات کنم. شما نه تنها یک معلم برای من هستید؛ بلکه یک الگوی بینظیر هستید، من به خاطر وجود شما در زندگی شکرگزارم و امیدوارم بتوانم در این مسیر با شما ادامه دهم.
همسفر و مسافر تغذیه سالم اکرم رهجوی راهنما همسفر فائزه(لژیون ششم )
در کنگره ۶۰، راهنما جایگاهی فراتر از یک عنوان ساده دارد. این نقش، ترکیبی از تجربه، عشق، دانایی و خدمت است؛ نقشی که از دل تاریکیها شکل گرفته و در روشنایی معنا پیدا کردهاست. راهنما فردی است که مسیر رهایی را با تمام سختیهایش پیموده و اکنون توانایی آن را دارد که مسیر را برای دیگران روشن کند. او نه فرمانده است، نه قاضی، نه نجاتدهنده؛ بلکه چراغی است که راه را نشان میدهد و انتخاب را به عهدهی رهجو میگذارد.
در جهانبینی کنگره، راهنما نماد تعادل است. تعادلی که از دل تجربههای تلخ، شکستها، تلاشها و بازسازیهای درونی بهدست آمده است. چنین فردی به نقطهای رسیده که میتواند بدون آشفتگی، بدون ترس و بدون قضاوت، همراه رهجو باشد. این همراهی نه از سر وظیفه، بلکه از سر عشق و آگاهی است.
در مسیر آموزش، راهنما از داناییای بهره میگیرد که حاصل تفکر، تجربه و عمل است. دانایی او فقط از کتابها نیامده است؛ بلکه از زندگی، از سقوطها و از برخاستنها شکل گرفته است. همین دانایی زیستن باعث میشود که سخنش بر دل بنشیند و راهنماییاش اثرگذار باشد. او به رهجو نمیگوید چه کاری انجام دهد؛ بلکه ذهن او را بیدار میکند تا خودش راه درست را تشخیص دهد.
در کنگره ۶۰، خدمت جایگاه ویژهای دارد و راهنما یکی از بزرگترین خدمتگزاران است. او وقت، انرژی و آرامش خود را در اختیار رهجو قرار میدهد، بدون آنکه چشمداشتی داشته باشد. خدمت برای او پاداش است؛ فرصتی برای رشد، تزکیه و پالایش. هر رهجو، آینهای است که بخشی از وجود راهنما را نشان میدهد و هر خدمت، گامی به سوی تکامل بیشتر است.
در برخورد با رهجو، راهنما به قوانین هستی احترام میگذارد. او میداند که تغییر، زمان میخواهد و هیچکس نمیتواند این زمان را کوتاه کند. به همین دلیل، عجله نمیکند و رهجو را نیز به عجله دعوت نمیکند. او باور دارد که هر انسانی در زمان مناسب خود شکوفا میشود و هر مرحله از مسیر، ارزشمند و ضروری است.
حرمتها در کنگره ستونهایی هستند که ساختار آموزش بر آنها استوار است. راهنما با رفتار خود، نه با سخن، این حرمتها را به رهجو میآموزد. احترام، نظم، صداقت، فروتنی و مسئولیتپذیری در رفتار او دیده میشود. رهجو بیش از آنکه از کلام بیاموزد، از رفتار میآموزد و راهنما این حقیقت را بهخوبی میداند.
آرامش درونی یکی از ویژگیهای برجستهی راهنماست. این آرامش نتیجهی سالها تلاش، تفکر و تغییر است. وقتی رهجو مضطرب است، راهنما آرام میماند؛ وقتی رهجو ناامید میشود، او امید را زنده نگه میدارد؛ وقتی رهجو میترسد، او با اطمینان مسیر را نشان میدهد. این آرامش، به رهجو منتقل میشود و او را در مسیر نگه میدارد.
تواضع، یکی از زیباترین ویژگیهای راهنماست. او خود را بالاتر از رهجو نمیبیند و باور دارد که همهی انسانها در مسیر تکامل هستند. فروتنی او نه ظاهری، بلکه واقعی و از عمق جان است. همین تواضع، رهجو را به آرامش و اعتماد میرساند و فضای امنی برای یادگیری ایجاد میکند.
در جلسات و لژیون، راهنما شنوندهای دقیق و صبور است. او بدون قضاوت و پیشداوری به سخنان رهجو گوش میدهد. این شنیدن، فقط شنیدن کلمات نیست؛ شنیدن احساسات، ترسها، امیدها و دردهای پنهان است. بسیاری از رهجوها تنها با شنیده شدن، بخشی از مسیر رهایی را طی میکنند.
امید، یکی از بزرگترین هدیههایی است که راهنما به رهجو میدهد. او با حضور خود ثابت میکند که رهایی ممکن است، تغییر ممکن است و زندگی دوباره ممکن است. حتی زمانی که رهجو به خودش ایمان ندارد، راهنما به او ایمان دارد. این ایمان، نیرویی است که رهجو را به حرکت وامیدارد.
در مسیر آموزش، راهنما نقش چراغ را دارد. او مسیر را روشن میکند، اما قدمها را رهجو باید بردارد. او بار رهجو را برنمیدارد، تصمیم او را نمیگیرد و زندگی او را اداره نمیکند. تنها نور میدهد، تنها نشان میدهد، تنها همراهی میکند. این همراهی، رهجو را مستقل و توانمند میسازد.
گذشت از گذشته، یکی از درسهایی است که راهنما با رفتار خود منتقل میکند. او از اشتباهات و رنجهای گذشته عبور کرده و اکنون در روشنایی قدم میزند. همین تجربهی گذشت به او توانایی میدهد که رهجو را نیز به رها کردن گذشته دعوت کند. تا زمانی که انسان در گذشته گیر کرده باشد آیندهای روشن نخواهد داشت.
صبر، یکی از ستونهای اصلی شخصیت راهنماست. او میداند که رهجو ممکن است اشتباه کند، عقبگرد داشته باشد یا حتی مسیر را رها کند. اما صبر میکند، چون میداند که هر انسانی در نهایت به نقطهی بیداری میرسد. این صبر، نه از سر بیتفاوتی، بلکه از سر دانایی است.
امانتداری، ویژگی دیگری است که رابطهی راهنما و رهجو را استوار میکند. حرفها، دردها و رازهای رهجو نزد او محفوظ میماند. این امانتداری، اعتماد میسازد و بدون اعتماد، هیچ آموزشی به نتیجه نمیرسد.
عشق در رفتار راهنما جاری است؛ عشقی عمیق، پایدار و مسئولانه. این عشق، رهجو را رشد میدهد، نه محدود. عشق او، عشق رهاییبخش است، نه عشق وابستهکننده. او رهجو را آزاد میگذارد تا تجربه کند، بیاموزد و انتخاب کند.
نظم در رفتار و برنامهی راهنما کاملاً مشهود است. حضور بهموقع، آموزش منظم، رفتار دقیق و پایبندی به اصول، همه نشاندهندهی این نظم است. او میداند که رهایی نتیجهی نظم و استمرار است و این حقیقت را با رفتار خود به رهجو منتقل میکند.
مسئولیتپذیری یکی از مهمترین درسهایی است که راهنما منتقل میکند. او باور دارد که هیچکس مسئول زندگی انسان نیست جز خودش. به همین دلیل، رهجو را به پذیرش مسئولیت دعوت میکند. تا زمانی که انسان مسئولیت زندگی خود را نپذیرد، هیچ تغییری پایدار نخواهد بود.
آگاهی، چراغی است که راهنما در دل رهجو روشن میکند. آگاهی از رفتار، افکار، احساسات و جهان پیرامون. این آگاهی، اولین قدم برای تغییر است و راهنما با مثالها، تجربهها و آموزشهای خود این چراغ را روشن نگه میدارد.
در نهایت، راهنما نماد نور است؛ نوری که از دل تاریکی برخاسته و اکنون مسیر را برای دیگران روشن میکند. این نور، نور دانایی، عشق، امید و رهایی است. هر رهجو که در کنار چنین نوری حرکت کند، دیر یا زود به روشنایی خواهد رسید.
همسفر مریم همسفر علی اکبر و رامبد رهجوی راهنما همسفر فائزه (لژیون ششم)
راهنما عزیزم یک دنیا از شما ممنونم به خاطر بودنتان، با بودن شما من به مریم تبدیل شدم، تازه فهمیدم غیر از مادربودن، همسربودن، دختر بودن یا دوست بودن، من مریم هستم. مریم با بودن شما عزت نفس و اعتماد به نفس گم شدهاش را پیدا کرد و به خود واقعیاش تبدیل شد.
خدایا چقدر بگویم، چگونه شکر بگویم به خاطر بودن راهنمایی در مسیر زندگیم به نام راهنما همسفر فائزه عزیزم، متوجه شدم تا چه اندازهای مسئول هستم. اصلاً چقدر مسئولیت در زندگی با من است، برای خودم ارزش قائل بشم، خودم را دوست داشته باشم. آن شور و اشتیاق را به شعور تبدیل کنم.
در همه موارد، بفهمم و درک کنم در زندگی به دنبال چه هستم، صبور باشم، گذشت داشته باشم، از صمیم قلب مهربان باشم، بتوانم در همان لحظه فکر کنم و بهترین تصمیم را بگیرم. بدانم هر انسانی جایگاهی دارد که خود باید آن را حفظ کند. بتوانم تعادل را در تمام زمینهها حفظ کنم که صدمه نخورم و به کسی صدمه نزنم.
تلاش خود را بیشتر کنم و تماماً سعی بنمایم از ضدارزشها دوری کنم و در صراط مستقیم حرکت کنم. من ضامن خود و کردار خود هستم نه جوابگوی رفتار اطرافیان...
برای بودن آقای مهندس که چنین استادانی را پرورش دادند که به انسانهای زخم خورده وپریشان کمک کنند، هزاران بار شکر شکر شکر.
همسفر محبوبه رهجوی راهنما همسفر فائزه (لژیون ششم):
ای چراغی که همیشه روشن و ناظر هستی و مسیر نورانی را به دنبال داری، تا من از نوری که شما بر جای میگذاری استفاده کنم و در این مسیر پر از نور دنبال کلیدهای گمشدهام بگردم که روزی آنها را پیدا کردم و شما به من آموزش دادی تا بتوانیم درستتر ادامه بدهم، از شما که بهترین یار و یاورم بودی و هستی سپاسگزارم.
تنظیم و ارسال: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پانزدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صالحی
- تعداد بازدید از این مطلب :
135