English Version
This Site Is Available In English

عصاره جانت رو به من بخشیدی

عصاره جانت رو به من بخشیدی

*به نام خدایی که دوست داشتن را آفرید*خدایی که ایثار و محبت را معنا بخشید*

هرچه قلب و قلمم را به تلاش وامی‌دارم تا خطی بر سپیدی کاغذ درباره وجود راهنمایی عزیز و بزرگوار همچون شما بنگارم، واژه‌ها کم می‌آورند.

تنها همین را می‌دانم که شما منبعی از نور و چشمه‌ای از انرژی ناب هستید؛ با نورتان راه روشنایی را نمایان می‌کنید و با گرمای حضورتان به جان‌ها آرامش می‌بخشید. دیگران از این نور و عشق بهره‌مند می‌شوند تا از تاریکی‌ها به روشنایی‌ها رهسپار شوند.خداوند را هزاران بار شاکرم که مرا با مکان مقدسی به نام کنگره ۶۰ آشنا نمود و لایق حضور در این مسیر کرد.

همچنین بی‌نهایت سپاسگزارم که مرا با راهنمایان عزیزم آشنا ساخت.

*خانم زهره عزیزم*

که از عصاره جانتان به من بخشیدید و آموزش‌هایی ارزشمند به من هدیه دادید؛ آموزش‌هایی که در هیچ کلاس درسی، مدرسه یا دانشگاهی نیاموخته بودم.

خانم زهره عزیز، راهنمای من، معلم و استاد زندگی‌ام، شما برای من همچون آموزگاری عاشق بودید که الفبای زندگی را سرمشق دادی.با صدایی سرشار از مهر، در گوش جانم زمزمه کردی،عشق را، گذشت را، صبر و مهربانی را و هنر چگونه زیستن را، روزی از من خواستید بنویسم در کنگره چه آموخته‌ام، و من نوشتم:«کنگره، دری بود که خداوند پس از صدها درِ بسته، به روی من گشود.»

امروز به یقین رسیده‌ام که هر راهی برای دیده شدن، به حضور یک نفر گره خورده است، و آن یک نفر برای من، شما بودید.

شما که خود این مسیر را پیمودید و درست مانند میزبانی سرشار از عشق و ایثار، مرا  خسته و درمانده  پذیرفتید.

آرامش امروز من، حال خوشم و سلامت جسم و روحم، همه و همه ثمره تلاش‌های بی‌وقفه، محبت، ایثار و ازخودگذشتگی شماست.

*این دلنوشته را برای راهنمای تازه‌واردین*خانم ام‌البنین عزیزم نوشتم.

*ام‌البنین جان*شما برای من همچون ابری بودید که بر کویر تشنه وجودم بارید؛ بارانی از عشق، امید و کلامی سرشار از مهر،شما بودید که شوق ماندن در کنگره را در دلم زنده کردید و به من گفتید:

«در کنگره بمان، فقط به خاطر خودت» شما به من ارزش دادید، منی که سال‌ها از خویش فاصله گرفته بودم.

به لطف شما، خودم را دوباره پیدا کردم و تا همیشه قدردان آن آغوش گرم و امن خواهم بود.

* راهنمای من خانم زهره عزیزم*

هر بار که در کنار شما قرار می‌گیرم و نگاه پرمهرتان را حس می‌کنم،جان تازه‌ای در وجودم جاری می‌شود.

کلام آرام‌بخش شما،چون موسیقی دلنوازی است که بر گوش جان می‌نشیندو آهنگ زندگی را در دلم به شور درمی‌آورد.

این هفته پرارزش را به جناب مهندس دژاکام و خانواده مهربانشان، بنیان‌گذاران این مسیر نورانی، تبریک عرض می‌کنم.

همچنین به خانم مهدیه عزیز،که به لطف تلاش‌های ایشان بخش همسفران در شعبه زاهدان برپا شد. و از تمامی خدمتگزاران شعبه زاهدان صمیمانه سپاسگزارم.🌿

نویسنده و ارسال:همسفر زهرا.خ رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون دوم)دبیر اول سایت

نمایندگی همسفران زاهدان 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .