English Version
This Site Is Available In English

لطف خداوند بود که شامل حال من شد

لطف خداوند بود که شامل حال من شد

سلام دوستان، منیژه هستم همسفر

خدا را شکر می‌کنم که آقای مهندس و کنگره 60 در مسیر زندگی‌ام قرار گرفتند. تا بتوانم از موج‌های سنگین به‌خوبی و آرام آرام با صبر و امید عبور کنم. روزی که وارد کنگره شدم، حال من آن‌قدر خراب بود که همه دوستان متوجه شدند که وضعیت خوبی ندارم. حال خودم خراب بود، حال مسافرم هم خراب‌تر. مسافرم هفت ماه سفر کرده بود که از من خواست عنوان همسفر را با او بپذیرم و به کنگره بیایم. وقتی هر کسی متوجه شد که من هم به کنگره می‌روم، ازم می‌پرسیدند که آیا تو هم باید بروی؟ می‌گفتم: «بله، باید بروم.»

همیشه از خدا می‌خواستم که راهی برایم باز کند تا من هم حالم خوب شود. دو ماه سفر کردم، ولی کمرم درد گرفت و مجبور شدم از کنگره بیرون بیایم. بعد از یک سال دوباره شروع کردم. خدارا شکر، روز به روز حالم بهتر شده است. از خیلی ضد ارزش‌ها دور شدم و ان‌شاءالله با تلاش و کوشش پی در پی به خواسته‌هایی که دارم می‌رسم.

یکی از خواسته‌هایم این بود که آیا می‌شود من سوادم را تقویت کنم؟ و شد! من که فقط حروف الفبا را یاد گرفته بودم، روزی که برای راهنمایی رفته بودم، آنجا که سی‌دی‌ها را نگاه می‌کردم، یک نفر گفت: «من یک کلاس سواد داشتم.» این حرف خیلی مرا تشویق کرد. من آنقدر خوشحال شدم که آن روز برای من یک روز به یاد ماندنی شد. اگر بخواهم در هر مسیری حرکت کنم، می‌توانم. همه چیز بستگی به خودم دارد که در چه مسیری حرکت کنم.

مسافرم از روزی که ازدواج کردیم وارد تاریکی‌ها شد و چندین بار تصمیم به طلاق گرفتم. اما با خودم می‌گفتم: «اگر جدا شوم، بچه‌هایم چی؟» زندگی آن‌قدر برایم سخت شده بود که دیگر نمی‌توانستم ادامه بدهم. تا اینکه یک روز به مسافرم گفتم: «تا کی می‌خواهی صبح که از خواب پا می‌‍‌شوی فکر مواد جور کردن باشی؟» می‌گفت: «من مواد مصرف نمی‌کنم.» تا اینکه خودم دیدم که مواد می‌زند. از او پرسیدم: «چرا مواد می‌زنی؟» گفت: «برای رفع خستگی.» به او گفتم: «خوب، اندازه توانت کار کن.» اما او دیگر مواد را به‌عنوان جزئی از بدنش می‌دید. آن‌وقت بود که نمی‌فهمیدم که این مسأله چقدر خطرناک است.

تا اینکه به کنگره آمدم و فهمیدم که فردی که مواد، سیگار یا هر چیزی مصرف می‌کند، این ماده از سد خونی مغز عبور می‌کند. این آموزش‌ها را مدیون آقای مهندس و خانواده دژاکام هستم و همچنین تمامی عزیزانی که در کنگره به‌ خوبی زحمت می‌کشند. این همه لطف خداوند بود که شامل حال من شد. خدارا شاکر و سپاسگزارم و ان‌شاءالله با تلاش و کوشش بیشتر بتوانم در کنگره بمانم و خدمت کنم.

ان‌شاءالله.

تایپیست: همسفر منیژه رهجوی راهنما همسفر سمیرا (لژیون اول)
ارسال و ویرایش: همسفر زینت رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون دوم) نگهبان سایت

نمایندگی همسفران شهباز

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .