خانم دکتر! بفرمایید، این هم آزمایشات و مدارکی که خواسته بودید.
-ممنونم، عزیزم! ظاهراً هیچ مشکلی وجود ندارد. همه چیز نرمال است؛ اما این دردها و خستگیهایی که از آنها شکایت دارید احتمالاً به اعصابتان مربوط است. من چند تا ویتامین و آرامبخش مینویسم، میل کنید، انشاءالله که خوب میشوید. ۲ ماه بعد مراجعه کنید، ببینمتان.
چشم، حتماً.
در طول زندگی حتماً بارها و بارها درگیر چنین مکالمات و شرایطی شدهاید. از عذاب درد و خستگی کلافه شده و به پزشک مراجعه کردهاید و پس از انجام یکسری آزمایش، سونوگرافی، اسکن و نوار شنیدهاید که همهچیز نرمال است و با مشتی آرامبخش و ویتامین از مطب خارج شدهاید. به توصیههای پزشک عمل کردهاید و مجدداً با کلی شکایت مراجعه کردهاید که پس چرا فقط یکی دو روز همهچیز خوب شد و باز هم خستگی و کسلی و انواع و اقسام دردهای جسمی! به قول شاعر شیرین سخن:
درد هجران دارم و تجویز مسهل میکنی
فکر دیگر کن طبیبا، این علاج درد نیست!
«درد و رنج بشر از نادانی نیست، بلکه از دانشهای کشف نشده است»؛ جملهای طلایی و کلیدی که قفلهای پوسیده و زنگ زده زیادی را تا به امروز گشوده است و در آینده هم خواهد گشود.
اجازه دهید کمی به عقب برگردیم؛ در سالهای مدرسه با علت و معلول آشنا شدیم. علت یا عامل که باعث به وجود آمدن میشود و معلول هم چیزی است که بهواسطه علت به وجود میآید و به عبارتی وجود خود را از علت میگیرد. مثلاً باد وزید و در کوبیده شد. در این مثال، باد علت است که باعث کوبیده شدن در شده است؛ پس کوبیده شدن در، معلول باد است. با توجه به این بحث، به نظر شما در مسائلی که در زندگی روزمره با آنها مواجه میشویم باید علت را از بین ببریم یا معلول را؟ به عبارت دیگر علت دلیل اصلی ایجاد مسئله است یا معلول؟!
مسلماً علت دلیل اصلی بروز مشکل است؛ اما چقدر روی این مسئله شناخت داریم؟ بهتر است به بحث ابتدای این مطلب برگردیم. خستگی جسمی، کسلی، بیماری و … علت است یا معلول؟ با تعریف بالا حتماً خواهید گفت: علت؛ اما به راستی علت چیست؟ چه عاملی باعث میشود که علیرغم ظاهری سلامت از حالی خوب و انرژی بالا بهرهمند نباشیم؟ تا وقتی به پاسخ این سوال نرسیم قطعاً نمیتوانیم از درد و رنج رهایی پیدا کنیم و به سوی سلامتی و شادابی حرکت کنیم. برای پاسخ به این سؤال لازم است شناخت اندکی در مورد انسان پیدا کنیم.
بیماری به دلیل از تعادل خارج شدن سیستم درونی بدن یعنی سیستم ایکس اتفاق میافتد. این از تعادل خارج شدن میتواند بهواسطه تغذیه نامناسب یا افکار و اندیشه ناسالم باشد. ممکن است بپرسید چرا؟ چون انسان از دو بخش صور پنهان و آشکار تشکیل شده است و این بخش پنهان انسان با چشم قابل رؤیت نیست؛ اما اثرات آن کاملا قابل مشاهده است. اما صور آشکار او که همین قالب فیزیکی است با چشم سر کاملا قابل رؤیت و لمس است. هر کدام از این بخشها برای زنده ماندن نیاز به انرژی دارند؛ پس باید انرژی کسب و یا تولید کنند. در قدم اول به جسم یا کالبد فیزیکی میپردازیم؛ جسم انرژی خود را چگونه بهدست میآورد؟
با توجه به اینکه جسم انسان از خاک آفریده شده، پس به هر آنچه که مستقیماً از خاک بهدست میآید یا از خاک تغذیه میکند نیازمند است؛ پس کیفیت مواد غذایی و تازه بودن آنها از اهمیت فراوانی برخوردار است. هر چه غذا سالمتر و تازهتر باشد، انرژی بیشتری به فرد میرساند. غذایی سالم است که ظاهری خوب و قابل قبول داشته باشد، از بو و طعم خوبی برخوردار باشد و فاصله زمانی تهیه تا مصرف آن کم باشد. بهعلاوه به صورت طبیعی با کمترین میزان دخالت بشر از نظر افزودن سموم و مواد شیمیایی، رنگهای مصنوعی و مواد افزودنی تهیه شده باشد؛ پس میتوان به راحتی دریافت که انواع غذاهای فرآوری شده، غذاهای منجمد، غذاهایی با زمان ماندگاری بالا و … جزء غذاهای ناسالم محسوب شده و انرژی قابل قبول و مورد نیاز بدن را تامین نمیکنند. به عبارت سادهتر مواد غذایی ناسالم خیلی کمتر از آن میزانی که استفاده میشوند به بدن انرژی میرسانند.
حال در نظر بگیرید فرد نه تنها غذای سالم مصرف نمیکند؛ بلکه کنار هر کدام از غذاهای ناسالم از انواع الکلها، سیگار، مواد مخدر و قرصهای خودسرانه هم استفاده میکند، ناگفته پیداست که این شخص چه بلایی بر سر جسم خود میآورد و چه مصیبتی را برای خود فراهم میکند، مثل اینکه در باک اتومبیلش به جای بنزین روغن بریزد، تکلیف آن اتومبیل کاملاً روشن است؛ البته با این تفاوت مهم که بنزین فقط باعث حرکت اتومبیل میشود؛ اما تغذیه در انسان علاوه بر اینکه باعث حرکت میشود، مسئولیت ساختن و تعمیر قسمتهای فرسوده و آسیب دیده جسم را هم برعهده دارد. به نظر میرسد اکنون با اندکی تفکر دریابید که چرا گاهی علیرغم اینکه به ظاهر غذا میخوریم؛ اما از درد و بیماری شکایت داریم.
باید دید آیا غذایی که میخوریم مواد مورد نیاز جهت ساخت و ساز را در اختیار جسم قرار میدهد؟ مثلاً حتماً بارها شنیدهاید که جهت رشد استخوانها و جلوگیری از پوکی آنها شیر و لبنیات بخورید؛ اما ممکن است علیرغم خوردن لبنیات استخوانهای شما از رشد مناسبی برخوردار نباشند؛ چرا که استخوان برای ساخته شدن علاوه بر کلسیم، به فسفر، ویتامین D و نور آفتاب نیاز دارد. آیا سبد غذایی شما این مواد را شامل میشود؟ آیا شیری که میخورید مدت دار است یا شیر تازه؟ چرا که کلسیم در شیر تازه موجود است نه شیری که ۶ ماه ماندگاری دارد. آیا اگر لبنیات تازه و سالم که حاوی کلسیم است استفاده میکنید فسفر هم جهت جذب کلسیم به بدنتان میرسانید؟ آیا ویتامین D در سبزیجات و موادی که مصرف میکنید موجود است تا شرایط برای جذب کلسیم و فسفر فراهم شود؟ اگر پاسخ مثبت است که تبریک به شما بابت شناخت مناسبی که از جسمتان و علم تغذیه دارید، اگر پاسخ منفی است لطفاً این مطلب را تا انتها مطالعه کنید.
این از جسم! حالا برویم سراغ صور پنهان انسان که مهمترین بخش آن نفس است؛ آن چیزی که «من» نامیده شده و باعث حرکت جسم میشود. به عبارت دیگر اگر جسم را اتومبیل در نظر بگیرید نفس، راننده این اتومبیل است؛ پس نفس هم برای تأمین نیروی خود نیاز به انرژی دارد تا هم خودش تغذیه کند و هم باعث حرکت جسم شود؛ اما انرژی نفس از چه طریقی به دست میآید؟
از آنجایی که جنس نفس مادی نیست؛ پس مسلماً از طریق مادی تغذیه نمیشود؛ یعنی غذایی که خورده میشود به نفس انرژی نمیدهد؛ بلکه انرژی نفس از طریق صوت، نور و حس تأمین میشود. مثلاٌ حتماً بارها تجربه کردهاید که شنیدن یک خبر خوب چهقدر به شما انرژی داده و یا بالعکس، شنیدن خبری ناگوار چقدر حالتان را بد کرده و به اصطلاح از شما انرژی گرفته است. همچنین دیدن تصویری زیبا یا فیلمی آموزنده چه تغییر مثبتی در شما به وجود آورده و چه حال خوشی به شما هدیه کرده است.
همچنین ممکن است تجربه کرده باشید که وقتی ذهنیت بدی راجع به چیزی یا کسی دارید چهقدر سطح انرژی شما پایین میآید و حس رخوت و سستی میکنید. افکاری که در طول روز یا شب با آنها زندگی میکنید بدون آنکه بدانید اثر شگرفی بر تغذیه نفستان دارند. امیدواری و ناامیدی، ترس و شجاعت، خوش بینی و بدبینی و … همه اینها دلیلهای بارزی هستند از اینکه نفس خود را به درستی یا نادرست تغذبه کردهاید. اینجاست که میتوانید متوجه دلیل بسیاری از مشکلات خود بشوید، مشکلاتی که به اصطلاح پزشکی، عصبی یا سایکوسوماتیک هستند، بیماریهایی که به دلیل مشکلات نفس ایجاد میشوند، همان بیماریهایی که علیرغم خوردن انواع قرصها و مکملها بهبود نمییابند.
اما از آنجایی که «دانسته باید، لیکن شایسته باید» برای تغذیه درست نفس باید آموزش دید؛ یعنی ابتدا تا حدودی نفس را شناخت و سپس روش تغذیه درست آن را آموخت و این مهم با آموزش جهانبینی به زیباترین، سادهتربن و قابل فهمترین شکل ممکن امکانپذیر است. آموزشهایی که به مرور زمان و با تکرار و تمرین باعث رشد نفس میشود تا هر روز بیشتر از قبل به فرمان عقل یعنی «شو، شود» نزدیک شویم.
برای اینکه جسم و نفس هر دو از راههای صحیح و اصولی انرژی بگیرند؛ باید دانش و آگاهی کسب کنیم و این دانش به لطف خداوند بهواسطه محقق و دانشمند بزرگ آقای مهندس دژاکام توسط کتب مختلف و آموزشهای گوناگونشان در اختیار دوستداران سلامتی قرار گرفته است. آخرین مکتوب ایشان که تحت عنوان «کاهش وزن و ساختمان جسم» در ۶ بهمنماه ۱۴۰۴ منتشر شد با بیانی شیوا، ساده، دلنشین و قابل فهم برای تمام اقشار جامعه به تشریح ساختمان جسم انسان، دلایل بیماریهای جسمی و انواع گروههای غذایی و ویتامینها میپردازد و به زیباترین و آسانترین شکل ممکن توضیح میدهد که چه بخوریم، چگونه بخوریم و کی بخوریم تا سلامت و تندرست باشیم. این مکتوب مانند کلید طلایی قفلهای زنگزده بیماریهای لاعلاج و همهگیر جوامع بشری را به بهترین شکل گشوده است و تکتک خوانندگان و بهرهمندان از این متد سند بدون نقص این ادعا هستند.
برای آموزش جهانبینی هم زمان لازم است با مطالعه سایر مکتوبهای آقای مهندس و گوش سپردن به سیدیهای مختلف ایشان از جمله «سیدیهای انرژی نفس» به شناخت خوبی از خودتان میرسید و با عمل به دستورالعملها و باز کردن جایی برای ورزش در زندگی ماشینی، در اندک زمانی خواهید دید که بیماریها یکییکی از وجودتان رخت میبندند و علیرغم همه مشکلات بیرونی در بهشت زندگی میکنید؛ چون بهترین تصمیمها را در بهترین زمانها میگیرید؛ چراکه عقل سالم در بدن سالم است.
نویسنده: راهنما همسفر خندان (لژیون هفتم)
رابط خبری: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر خندان (لژیون هفتم)
عکاس: همسفر رها رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون دهم)
ارسال: راهنما همسفر سعیده (لژیون هشتم)
همسفران نمایندگی لویی پاستور
- تعداد بازدید از این مطلب :
470