اعضای خانواده مانند شاخههای درخت هستند که در جهات مختلف رشد میکنند؛ اما ریشههای آنها به هم پیوسته و ثابت، باقی میماند.
من در خانواده اعتیاد بزرگ نشده بودم. وقتی بعداز ازدواج فهمیدم همسرم یک مصرفکننده است، دنیا بر سرم خراب شد. احساس میکردم وحشتناکترین چیز را در دنیا دارم تجربه میکنم. احساس خشم و نفرت به مسافرم داشتم و هر روز هم بیشتر از قبل، از او بیزار میشدم.
بعد از مدتی، فقط نگران آینده فرزندانم بودم و امیدم را در زندگی از دست داده بودم؛ تا اینکه با کنگره۶۰ آشنا شدم.
اوایل که آمده بودم، پر از خشم و ناراحتی بودم و فقط با هدف خوب شدن مسافرم آمدم؛ ولی در ادامه امید و انگیزه پیدا کردم.
اکنون به شکر خدا حال بسیار خوبی دارم، به خانواده و مسافرم عشق میورزم، از بودن در کنار همسرم واقعا خوشحال هستم؛ حتی با وجود اینکه درمان مسافرم هنوز کامل نشده است؛ ولی توانستم خود و خانوادهام را پیدا کنم.
در گذشته، اصلاً معنی صبر و تحمل را نمیدانستم؛ ولی الان هر روز که میگذرد، نقطهتحمل من بیشتر میشود و از این بابت بسیار خوشحال هستم؛ چون یکی از ضدارزشهای وجودی من بود که بسیار از آن رنج میبردم.
قبل از آمدن به کنگره۶۰، تمام تلاش من فقط به خاطر خوب شدن مسافرم بود و هرچه بیشتر تلاش میکردم، بیشتر حالم بد میشد. اکنونکه آموزشهای کنگره را در زندگی خود کاربردی کردم، آموختم که حال خوب یا بد من اصلاً ربطی به مسافرم ندارد.
بسیار امیدوارم که مسافرم درمان خواهد شد و الان لطف خداوند را بیشتر در زندگی احساس میکنم. من با آموزشهای کنگره۶۰ توانستم با وجود مشکلات، در کنار خانواده خود بمانم.
خداوند را سپاسگزارم که مهندس دژاکام و استاد امین دژاکام را در مسیر من قرار داد تا از آنها آموزش بگیرم. از راهنما همسفر زهرا تشکر میکنم که با محبت و بردباری خود این آموزشها را برای من راحتتر کردند.
نویسنده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون سوم)
رابط خبری: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون سوم)
ارسال: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون بیستوششم) دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی شیخبهایی
- تعداد بازدید از این مطلب :
3