English Version
This Site Is Available In English

هر پایان خودش یک شروع است

هر پایان خودش یک شروع است

گاهی‌اوقات در راهی که می‌دانم درست است، ادامه می‌دهم؛ اما همیشه صاف و غیرقابل‌پیش‌بینی است، فقط با دلی که گاهی سنگین است، با فکری که شلوغ است و با پاهایی که بعضی‌اوقات فقط از سر تعهد جلو می‌روند، حرکت می‌کنم.

زمانی وسط راه می‌ایستم، نه از خستگی؛ بلکه از این‌که دلم می‌خواهد شخصی به من بگوید: ادامه بده حتی اگر خودت هم ندانی چرا؟ همه‌چیز آن‌قدر آرام به‌هم‌ریخته است که کسی از بیرون نمی‌فهمد؛ اما در دل طوفان است و با این حال یک حس خیلی کم‌رنگ در گوشه‌‌ای از دلم نشسته که می‌گوید: این راه قرار است در یک مکانی، یک زمانی و یک جوری معنا پیدا کند.

امیدوارم این را به خوبی درک کنم که هر پایان خودش یک شروع است؛ درواقع هر خطی که فکر می‌کنم تمام شده یک مسیر تازه را باز می‌کند. شاید الآن هیچ‌چیز سر جایش نباشد، شاید خیلی چیزها آن ‌طوری که باید پیش نرفته باشد؛ اما من باور دارم راهی که با دل لرزان شروع می‌شود، یک روز با دل آرام تمام می‌شود.

اگر هنوز دارم راه می‌روم، اگر هنوز زمین نخوردم و بلند نشدم، اگر هنوز ناامید نشدم حتماً یک نوری وجود دارد که من هنوز به آن نرسیدم و من به خودم قول می‌دهم که این روزها می‌گذرند.

این بلاتکلیفی‌ها، این سکوت‌ها و این سنگینی‌ها یک روز تبدیل به یک نفس راحت و یک لبخند آرام می‌شود و به این جمله که دیدی درست شد؟

نویسنده: همسفر رضوان رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون هفتم)
رابط خبری: همسفر مهری رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون هفتم)
ارسال: همسفر مژگان رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی جواد گلپایگان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .