چهاردهمین جلسه از دوره سوم لژیون سردار همسفران آقا، نمایندگی شادآباد؛ به استادی مسافر کروش، نگهبانی همسفر خسرو و دبیری موقت همسفر افشین با دستور جلسه «وادی سیزدهم: پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است.» در روز پنجشنبه 9 بهمنماه ۱۴۰۴، رأس ساعت ۱3:۰۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
خدا را شکر، هزار مرتبه شکر، که امروز هم توفیق حضور در کنگره را دارم؛ در جمع دوستان خوبم و همسفران عزیزم هستم. از نگهبان محترم آقا خسرو تشکر میکنم که این فرصت را به من داد تا بتوانم در این جایگاه هم بیاموزم، هم خدمت کنم و هم بهرهمند شوم.
کنگره اینگونه است؛ گاهی مسیر ذهنی آدمی ناگهان تغییر میکند. یادم هست اوایل که به لژیون سردار میآمدم، همیشه در ذهنم حساب و کتاب میکردم؛ میگفتم مثلاً هزینه موادم اینقدر بود، خرج بساطم آنقدر. حالا که دیگر مصرف نمیکنم، میتوانم انقدر کمک کنم. اما بعدها فهمیدم حقیقت کنگره چیز دیگری است.
در کنگره، هر جلسه، پایان یک نقطه و آغاز خطی تازه است. یواشیواش برای من لژیون سردار معنی عمیقتری پیدا کرد؛ دیگر حساب و کتاب نمیکردم که چقدر خرج کردهام و حالا چقدر باید کمک کنم. امروز، مسئله برایم این است که دلم میخواهد چراغی روشن بماند، صندلیای برای تازهواردی آماده باشد.
بهنظر من، لژیون سردار یکی از مهمترین لژیونهای کنگره است. تنها لژیونی که هرگز در آن غیبت نمیکنم، همین لژیون است. از سال ۱۴۰۰ که سفرم را شروع کردم، شاید تنها یک جلسه از لژیون سردار شعبهمان را از دست داده باشم، بس که برایم ارزشمند و پراهمیت است. جلوتر، علتش را خواهم گفت که به وادی سیزدهم و مفهوم «خط خمر» ارتباط دارد.
قبل از آنکه به مبحث «انسان تکبعدی و دوبعدی» برسم، باید بگویم اتفاقاتی که در ماهها و دفعات گذشته برایم رخ داده، دوباره اهمیت لژیون سردار را برایم پررنگ کرده است. ببینید، اگر ما وابسته به نهادی، دولت یا سازمانی بودیم، کافی بود کوچکترین حاشیهای پیش بیاید؛ بودجهمان را قطع میکردند و فعالیتمان مختل میشد. اما ما اینطور نیستیم.
امروز بیش از ۲۰۰ هزار نفر در کنگره حضور دارند و حدود ۸۰ هزار نفر در حال درماناند؛ یعنی ۸۰ هزار خانواده. حالا تصور کنید اگر حتی دو ماه نتوانیم اجاره مکان را بپردازیم، صاحبخانه حکم تخلیه بدهد! اگر وابسته به سازمانی بودیم، اولین چالشمان مالی میشد. اما خدا را شکر، وجود لژیون سردار ما را مستقل کرده است؛ چشم امیدمان به هیچکس نیست جز اعضای خود کنگره.
از نظر من، شعبهای قوی است که لژیون سردارش قوی باشد. عددها اهمیت زیادی ندارند؛ آنچه اهمیت دارد «توان» و نیت است. اینکه هرکس با چه میزان توان و درک، وارد لژیون میشود و چقدر از دل و جان برای رشد سازمان میگذارد.
از منظر شخصی، من راهنمایی دارم که در لژیون سردار شرکت کرده و نشان «پهلوان» دارد. برادرم در لژیون زمینی بخشیده و اطرافم پر است از هملژیونیهایی که بخشنده و قدرتمندند. همیشه از خودم میپرسیدم چرا حال آنها بهتر از من است؟
راهنمایم گفت: «زیادتر تلاش کن و بیشتر ببخش. اگر ببخشی، خط خمرت فعال میشود.» آن زمان دقیق نفهمیدم چه میگوید.
حالا که دستور جلسه وادی سیزدهم است، دوباره سراغ کتاب رفتم و وقتی به بخش «انسان تکبعدی، دوبعدی و سهبعدی» رسیدم، تازه معنا برایم روشن شد. من خودم انسانی تکبعدی بودم. لژیون سردار، اولین و مهمترین کارش این بود که مرا از تکبعدی بودن خارج کرد و به انسان دوبعدی بدل ساخت.
وقتی انسان دوبعدی میشوی، چند اتفاق میافتد: به فرمان عقل نزدیکتر میشوی، سطح انرژیات بالاتر میرود و احساس امنیت درونت افزایش مییابد. چرا؟ چون بخشیدن، یکی از سختترین کارهای دنیاست.
بخشش فقط در گفتار یا ذهن نیست. سختترین نوع آن، بخشش مالی است؛ گذرگاهی دشوار که تنها با رسیدن به فرمان عقل و درک مثلث معرفت، عدالت و عمل سالم میتوان از آن عبور کرد. این بخشش باعث میشود از ضدارزشها فاصله بگیریم، به عشق نزدیکتر شویم، پرانرژیتر باشیم و ایمانمان به راه و روش کنگره استوارتر گردد.
وقتی فرمان عقل جاری شد، سطح انرژی بالا رفت و احساس امنیت حاصل شد، آنگاه «خط خمر» فعال میشود. و من همانجا فهمیدم چرا حال بچههای لژیون سردار اینقدر خوب است؛ چون این سه مؤلفه عقل، عشق و ایمان را در خود زنده کردهاند.
ما در لژیون سردار همه به این نتیجه رسیدهایم که بخشیدن، قبل از هر چیز به خودمان کمک میکند. بعد از آن، به کنگره و نهایتاً به تقویت و ماندگاری این سازمان مردم نهاد.
امیدوارم لژیون سردار شعبه شادآباد، بهویژه بخش همسفران آقا، هر روز قویتر از گذشته شود و در مسیر عشق و بخشش، بالاتر رود.
سپاسگزارم و متشکرم.

تایپ و ویراستاری: همسفر نیما
سایت همسفران آقا نمایندگی شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
16