English Version
This Site Is Available In English

کنگره‌۶۰ یک مکان نیست؛ بلکه یک خانواده است

کنگره‌۶۰ یک مکان نیست؛ بلکه یک خانواده است

خانواده واژه‌ای ساده اما پر از معناست؛ وقتی اسم خانواده می‌آید، ناخودآگاه ذهنمان به سمت یک جای امن می‌رود، جایی که می‌شود، راحت نفس کشید و
آرامش در آن جریان دارد. خانواده؛ یعنی صبر، تکیه‌گاه، جایی که اگر تمام دنیا پشتت را خالی کنند، هنوز دستی هست که تو را نگه دارد و پشتت بایستد.

ما یک خانواده‌ پنج‌نفره، پر از خنده، شادی، دورهمی و روزهای خوب بودیم.
روزهایی که فکر می‌کردیم همیشه ادامه دارند؛ اما زندگی همیشه آن‌طور که ما می‌خواهیم پیش نمی‌رود.
ستون خانواده‌، پدر، دلش ناخواسته به مسیری دیگری کشیده و گرفتار ماده‌ای خانمان‌سوز شد. از همان‌جا بود که آرام‌آرام، خنده‌ها کم‌رنگ شدند و
صدای شادی، جای خود را به سکوت داد. اضطراب، ناراحتی و اشک، مهمان همیشگی خانه‌مان شدند.

دیوارهای خانه دیگر بوی امنیت نمی‌دادند؛ یأس و ناامیدی راهشان را باز کرده بودند و ما هر روز بیشتر در ترس و نگرانی فرو می‌رفتیم. تا اینکه یک روز،
پدر با حرف‌هایی تازه و نوری کوچک در دل تاریکی به خانه برگشت و از جایی سخن می‌گفت که دل‌ها در آنجا به آرامش می‌رسند، از جایی که نامش کنگره‌۶۰ بود.

وقتی نام کنگره‌۶۰ را شنیدم، بدنم به لرزه افتاد. با خودم گفتم: «حتماً این هم مثل راه‌های قبلی است؛ راهی که می‌آید و می‌رود و باز ما می‌مانیم و همان دردها…»؛ اما وقتی وارد کنگره شدیم و حال و هوای آنجا را دیدم، چیزی در دلم تغییر کرد. آن‌جا آدم‌ها به هم شبیه بودند؛ پر از درد؛ اما امیدوار و پر از زخم‌های در حال ترمیم.

آن‌جا فهمیدم، کنگره‌۶۰ فقط یک مکان نیست؛ بلکه یک خانواده است، خانواده‌ای که در آن دوباره می‌شود، صبر را یاد گرفت، تحمل را تمرین کرد و به آرامش رسید. جایی که می‌توان به آن تکیه کرد، دوباره نفس کشید و قدم‌به‌قدم به سمت شادی، امید و نشاط حرکت کرد.

نویسنده: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون یازدهم)
رابط خبری‌: همسفر الهه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون یازدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دنا شهرضا 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .