English Version
This Site Is Available In English

آموزش مطالب با چاشنی محبت در قالب تجربیات با بیان ساده و مثال‌های قابل فهم

آموزش مطالب با چاشنی محبت در قالب تجربیات با بیان ساده و مثال‌های قابل فهم

از همان روز اول که وارد کنگره۶۰ شدم فقط برای خودم آمدم؛ گویی مسافرم را سال‌ها پیش رها کرده بودم و به‌دنبال گمشده‌ای بودم. در بدو ورودم احساس کردم اینجا می‌توانم گوهر وجودیم را که سال‌ها پیش در جایی گم کرده بودم را پیدا کنم. در طول سفر اول، به گفته آقای مهندس در "سی‌دی کشش"؛ علم و ایمان را در جامی ریخته بودند که هرقدر از آن می‌نوشیدم، تشنه‌تر می‌شدم. احساس می‌کردم وارد دانشگاهی شده‌ام که سال‌ها بود آرزوی رفتن به آن را داشتم؛ اما نکته‌ای که به گفته استاد امین فراموش کرده بودم این بود که همسفر باید هم برای آموزش خود و هم برای کمک و همراهی مسافرش وارد کنگره شود.

در سفر دوم سعی کردم کینه‌هایی که در سفر اول از آنها گذشته بودم؛ اما نبخشیده بودم را ببخشم. چند ماه بعد از رهایی، امتحان راهنمایی بود و بسیار خواستار این خدمت بودم؛ اما مسافرم مخالف بود و می‌گفت؛ من اجازه نمی‌دهم؛ چون ما قرار نیست که در کنگره بمانیم. روز‌ها‌ی سختی بود و من با چشم گریان منابع را برای آزمون می‌خواندم. درمورد این مشکل با راهنمایم صحبت کردم و ایشان از من خواستند که تلاش کنم و بقیه چیز‌ها را به خداوند بسپارم. ایشان گفتند؛ اگر فرمان باشد که راهنما بشوی هیچ‌کس نمی‌تواند مانع شود. تا اینکه در  ناباوری، مسافرم وارد خدمت در قسمت اوتی شد که این خدمت باعث تغییراتی در او شد و بالاخره من راهنما شدم. ۲۷ دی‌‌ماه ۱۴۰۰ تاریخی بود که همز‌مان با دستور‌جلسه وادی دوازدهم در لژیون ۱۲ شروع به‌ خدمت نمودم. خداوند با این وادی به من آموخت که در آخر امر، امر اول اجرا می‌شود. در طی این چهار سال سعی کردم که عاشقانه خدمت کنم و در حد توانم تلاش کردم که بهترین عملکرد را داشته باشم و اکنون که قرار است تجلیل شوم در حال جمع‌بندی و حسابرسی به عملکرد خود هستم که در این چهار سال چه کار کردم؟ چه چیزهایی آموختم و چه اشتباهاتی کردم؟ چون هیچ‌کس به اندازه خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند. بزرگترین آموزش برای من این بود که محبت باید خالص و بی‌توقع باشد که انجام این کار بسیار سخت است؛ اما با تغییر دیدگاه می‌توان کارهای سخت را سهل کرد.

تلاش کردم رهجویانم به آرامش برسند و راهنما شوند. در اواخر خدمت فکر می‌کردم که شاید من زیاد تلاش کردم؛ اما به قول استاد سردار در پیام "بهترین راه" در کتاب ۶۰ درجه زیر صفر؛ برای فرمان، هیچ موضوعی زیاد نمی‌تواند باشد! فهمیدم که تلاش زیاد باعث می‌شود خود راهنما برداشت زیادی داشته باشد و وقتی اشکال رخ می‌دهد که به‌خاطر این تلاش زیاد، در دل راهنما توقع ایجاد شود و در جزوه راهنما و راهنمایی می‌خوانیم که راهنما نباید هیچ توقعی از رهجو داشته باشد.

نتیجه‌ای که در این چهار سال خدمت حاصل نمودم این بود که آموزش علم کنگره۶۰ برای راهنما سخت نیست؛ زیرا منابع و سی‌دی‌ها و استادان بزرگی همچون آقای مهندس و دکتر امین و همچنین پیشکسوتانی که تجارب بسیاری در چند دوره خدمت خود داشتند را داریم که ما می‌توانیم از آنها استفاده کنیم و خداوند نیز نیروهای خود را تنها نمی‌گذارد و به موقع با الهامات و القائات و وسایلش ما را یاری می‌رساند. به نظر من بیشترین سختی که برای من راهنما وجود دارد شناخت انسان‌ها، حفظ تعادل‌ها و قدرت تشخیص است؛ زیرا هر رهجویی عملکرد منحصر‌به‌فرد خود را می‌طلبد و رشد انسان‌ها در حفظ تعادل‌‌ها است. راهنما باید طوری در لژیون آموزش دهد که همه رهجو‌ها چه آن‌که توان و درک بالایی دارد و چه آن رهجویی که توان و درک کمی دارد از آموزش‌ها بهره ببرند.

من راهنما اگر بتوانم سی‌دی‌ها، منابع آموزشی و دستور‌جلسات را با چاشنی محبت در قالب تجربیات با بیان ساده و مثال‌های قابل فهم آموزش بدهم، لژیون بدون هیچ‌گونه زور زدنی راه خودش را پیدا می‌کند؛ چون علم راستین و حقیقی را روی سنگ بگذاریم، سنگ را نرم می‌کند. آموختم باید قوانین، حرمت‌ها، نظم، انظباط و احترام خط قرمز یک راهنما باشد و نباید در آموزش آن‌ها رودربایستی با کسی داشته باشم. به گفته استاد سردار در پیام "لنگر کشتی را بکشید" در کتاب ۶۰ درجه زیر صفر؛ قدری مأخوذ به آداب خویشیم و این در ادامه‌ مسئوليت‌های ما تاخیر ایجاد می‌نماید که بیشتر اوقات قابل جبران نیستند.

در این چهار سال آموختم که معرفت، عمل سالم و عدالت هدف راهنما است و باید تمام قدرت عقلی و حسی خود را به‌کار ببرم و با عشق و ایمان تلاش کنم و نتیجه را به خداوند بخشنده مهربان بسپارم و بدانم در آخر امر، امر اول اجرا می‌شود.

در آخر سپاسگزار راهنمایم خانم محبوبه و تمام خدمتگزاران، همسفران شعبه سهروردی و رهجویان لژیون دوازدهم هستم که در کنار آن‌ها آموزش گرفتم که با کلام گرم و پر از عشق و محبت خود‌شان من را در این مسیر خدمت یاری نمودند.

نویسنده: همسفر شهناز راهنمای (لژیون دوازدهم)
رابط خبری: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر شهناز (لژیون دوازدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر نگار (لژیون سوم) دبیر سایت
نمایندگی همسفران سهروردی اصفهان

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .