جلسه چهارم از دور یازدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ با استادی راهنما همسفر سمیه، دبیری همسفر معصومه و نگهبانی همسفر سمیه با دستور جلسه «وادی سیزدهم: پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است.» روز دوشنبه ۶ بهمنماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۴:۰۰ آغاز شد.
دیروز را رها کن، بگذار امروز یک شروع تازه باشد. بهترینی باش که میتوانی و به جایی که خدا میخواهد میرسی. سلام دوستان سمیه هستم همسفر. خداوند را بسیار شاکر و سپاسگزارم که یکبار دیگر به من اجازه داد در این جایگاه قرار گرفته و در کنار شما عزیزان آموزش بگیرم. دستور جلسه درباره وادی سیزدهم است: پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است. به این معنی که هر دفتری بسته میشود دفتر دیگری باز میشود. مسافری که به مقصد میرسد، مسافر دیگری سفر خود را آغاز میکند. هر مشکلی که تمام میشود، مشکل دیگری آغاز میشود.
هر یک از ما نسبت به موقعیتی که در آن قرار داریم، میتوانیم برداشت متفاوتی از آن داشته باشیم. اگر من اکنون در شرایط سختی قرار دارم؛ باید بدانم که این شرایط پایدار نیست و بعد از هر سختی، آسانی است و این وعده خداوند است؛ پس از تاریکی، روشنایی خواهد آمد و اگر اکنون در شرایط ایدهآلی قرار دارم، نباید به این شرایط مغرور شوم؛ زیرا خط جدید و سرآغاز تازهای پس از این در انتظار من است. اگر در هر زمان احساس کردم مسیری که در پیش گرفتهام یا شرایطی که در آن قرار دارم باب میلم نیست یا آن چیزی نیست که از خود انتظار دارم، میتوانم تغییر کنم و از مسیری که در آن هستم بازگردم.
فقط باید بدانم که تغییر، آرام و تدریجی است؛ بنابراین نباید عجله کنم و باید صبور باشم تا بهتدریج به آنچه مدنظر دارم برسم، دچار تحول شوم و در نهایت به مرحله ترخیص برسم. ممکن است با خود فکر کنیم اصلاً چه نیازی به تغییر وجود دارد. زمانی که خداوند انسان را آفرید، به او اختیار کامل داد تا مسیر خود را انتخاب کند؛ مسیر درست، صراط مستقیم یا مسیر کجی و نادرستی؛ اما پایان هر مسیر را نیز مشخص کرد. به من انسان اجازه داد چیزهایی را که نمیدانم بیاموزم و زمانی که آموختم، آنها را از قوه به فعل درآورم. اگر در این دریافتها متوجه شدم مسیری که در پیش گرفتهام مسیر درستی نیست یا صفاتی که دارم ناشایست است،
عقل حکم میکند آن صفات را تغییر دهم؛ زیرا در جهان بعد با همین صفات ظاهر خواهم شد. این صفات مربوط به جسم من نیست که با ازبینرفتن جسم از بین برود؛ بلکه مربوط به روح و روان من است. اکنون که تصمیم گرفتهام تغییر کنم و خطوط زشت زندگی خود را به خطوط زیبا تبدیل کنم؛ باید تفکر و اندیشه داشته باشم، سعی و تلاش کنم و از سختیها نهراسم؛ زیرا این مسیر، مسیر آسانی نیست. صراط مستقیم اگرچه اسم آن مستقیم است؛ اما با سختی همراه است؛ بنابراین نباید بترسم؛ باید بدانم سختی و مشکل همواره وجود دارد. بهجای شکوه و شکایت؛ باید به دنبال راهحل باشم.
همچنین باید بدانم که هرگز از مسیر کج و نادرست نمیتوان به مسیر ارزشها رسید. بهعبارتدیگر تا زمانی که از ضدارزشها لذت میبرم، نمیتوانم در مسیر ارزشها قرار داشته باشم. در مسیر زندگی باید همواره اعتدال داشته باشم و انسانی تکبعدی نباشم. تکبعدی یعنی فردی که هنگام روبهروشدن با مشکل، نمیتواند راهحلی برای آن پیدا کند و تنها بر یک بعد از زندگی خود تمرکز دارد؛ مانند کسی که تمام توجهش جمعآوری پول است و زندگیاش فقط در همین خلاصه میشود. برای اینکه تکبعدی نباشم و به انسانی دوبعدی تبدیل شوم، به سه خط نیاز دارم: خط عقل، خط عشق و خط ایمان. هر سه این خطوط نیز به خط چهارمی به نام خط خمر نیاز دارند.
در ابتدا، تعریفی کوتاه از انسان دوبعدی ارائه میدهم: انسان دوبعدی انسانی است که در صلح و آرامش به سر میبرد، برای جامعه مفید است، همه انسانها و جهان هستی را دوست دارد و زمانی که با مشکلی روبهرو میشود، میتواند راهحلی برای آن پیدا کند. خط عقل به کارهایی گفته میشود که معقول است؛ یعنی برای انجام آنها از فرمان عقل پیروی میکنیم. عشق در مفهوم عام، نهایت دوستداشتن و عشقورزیدن به کل هستی بر مبنای بیداری است. عشق در مفهوم خواسته نیز به معنای نهایت دوستداشتن و عشقورزیدن به موضوع خاص یا فرد خاص است، باز هم بر پایه همان بیداری.
ایمان به معنای اعتقاد داشتن به خود، به انسانیت، بهنظام هستی و به ارزشمندبودن زندگی است. در یککلام، ایمان یعنی: تجلی نور خداوند در انسان. این ایمان است که به من فرمان میدهد در برابر رنج اطرافیانم بیتفاوت نباشم و روابط من با سایر انسانها را مستحکم میکند. خمر نیز یکی از عوامل اساسی در بیماریهای جسمی، روحی و روانی است که به عدم تعادل و عدم فعالیت صحیح سیستم خمر مربوط میشود. من چگونه میتوانم سیستم خمر خود را فعال و تقویت کنم؟ درصورتیکه در مسیر ارزشها باشم و از قوانین الهی پیروی کنم.
هنگامی که سیستم خمر بهخوبی عمل کند، گویی در بهشت قرار دارم؛ اما زمانی که در مسیر ضد ارزشها باشم، این سیستم ضعیف میشود و گویی در جهنم قرار گرفتهام. تمام این خطوطی که بیان شد مکمل یکدیگرند؛ به این معنا که بدون هر یک از آنها سایرین ناقص خواهند بود و در پایان، تعریفی کوتاه از انسان سهبعدی: انسان سهبعدی کسی است که از نظر عقل، عشق، ایمان و خمر به مرحله لازم رسیده است، تمام جهان و موجودات را دوست دارد، خود را برتر از دیگران نمیداند، بهصورت عادی در میان مردم زندگی میکند و بهخوبی میداند که پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است.
تایپیست: همسفر فرزانه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون سوم)
مرزبان خبری: همسفر مرضیه
ویرایش و ارسال: همسفر مهین رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون دوم)
همسفران نمایندگی خیام نیشابوری
- تعداد بازدید از این مطلب :
3