English Version
This Site Is Available In English

از قلم است که گام‌های بلندش در سراسر گیتی روان و جاری است

از قلم است که گام‌های بلندش در سراسر گیتی روان و جاری است

سومین جلسه از دور ششم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره۶۰ نمایندگی بروجن ویژه مسافران و همسفران با استادی راهنمای محترم مسافر محمد و نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر مهدی با دستور جلسه «وادی سیزدهم: پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است» روز پنج‌شنبه 9 بهمن ١۴٠۴ ساعت 15 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان محمد هستم یک مسافر

دستور جلسه این هفته《وادی سیزدهم و تاثیر آن روی من》می‌باشد. از نظر من تمام دوازده وادی در وادی سیزدهم جمع می‌شود و وادی سیزدهم می‌گوید: پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است. این وادی به من می‌گوید زمانی که به کنگره آمدم و درمان اعتیاد را انجام دادم، فکر نکنم که دیگر همه چیز تمام شده و به پایان رسیده است. قوانین هستی به گونه‌ای است که می‌گوید یوالفصلی برای همه انسان‌ها وجود دارد. یوم‌الفصل به معنای روز جدایی است. زمانی که مواد خود را درمان می‌کنیم روز جدایی ما از مواد فرا می‌رسد. من زمانی که برای رهایی به تهران می‌رفتم اصلا باور نمی‌کردم که بتوانم از مواد جدا شوم و آن را کنار بگذارم و با خود می‌گفتم آیا روزی می‌رسد زمانی که از خواب بیدار می‌شوم دیگر به مواد مخدر فکر نکنم. همان‌طور که وادی سیزدهم می‌گوید پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است زمانی که درمان مواد به پایان می‌رسد نقطه‌ی دیگری در زندگی  شروع می‌شود که آن درمان سیگار است وزمانی که درمان سیگار را انجام دهیم  شروع به درمان اضافه وزن می‌کنیم.

در ابتدای وادی می‌گوید: از قلم است که گام‌های بلندش در سراسر گیتی روان و جاری است. خداوند در کلام‌الله نیز به قلم قسم خورده است. یعنی هرچیزی که نوشته شود محکوم به اجرا شدن است و روزی اجرا خواهد شد. هر چیزی که در تفکر ما باشد و روی قلم بیاید و نوشته شود، باید اجرا شود. به همین دلیل است که در کنگره تاکید می‌شود که سی‌دی‌های آقای مهندس را باید بنویسیم چرا که ضلع روان فقط و فقط با نوشتن است که به درمان می‌رسد. زمانی که افراد وارد کنگره می‌شوند و یا زمانی که وارد صراط مستقیم می‌شوند، انتهای مسیر آن است که به حقیقت نزدیک شوند. ته همه کارهایی که من انجام می‌دهم و این همه تزکیه و پالایش می‌کنم این است که حقیقت را بفهمم و درک کنم. تا بوده و این بوده که آدم‌های نادان در پی ویرانی حقیقت هستند و انسان‌های دانا در پی درست کردن حقیقت. از نظر من زمانی که یک مصرف کننده وارد کنگره می‌شود باید تغییر صفت درونش ایجاد شود تا به درمان برسد. تغییر صفت در سه ضلع اتفاق می‌افتد که اولین ضلع آن تغییر کردن است. تغییر به ما می‌گوید که ما یک شبه مصرف کننده مواد نشدیم که بخواهیم یک شبه آن را کنار بگذاریم. تغییر باید کم‌کم و ذره‌ذره ایجاد شود. ما کم‌کم وارد مسیر تاریکی شدیم و از تعادل خارج شدیم و حالا باید زمانی که وارد کنگره می‌شویم به خودمان زمان بدهیم و حداقل طی ده الی یازده ماه ذره‌ذره تغییر کنیم و تبدیل شویم به آن انسانی که قبلاً نبودم. زمانی که تغییر کردیم، به موقع آمدیم و به موقع رفتیم، سی‌دی نوشتیم و مشارکت کردیم، آن زمان ضلع بعدی اتفاق می‌افتد که تبدیل است. تبدیل به انسانی می‌شویم که قبلاً نبوده‌ایم و نظم در زندگی ما ایجاد می‌شود و بعد از تبدیل شدن و در نهایت بعد از طی ده ماه ترخیص در ما صورت می‌گیرد. یعنی زمانی که ما به عنوان مصرف کننده وارد کنگره می‌شویم بعد از ده ماه که نزد آقای مهندس برای رهایی می‌رویم باید آن آدم سابق را کشته باشیم تا آدم جدیدی متولد شود.
تمام نقطه‌ها و خط‌هایی که ما می‌سازیم ته آن به این سه ضلع می‌رسد؛ ضلع عقل، عشق و ایمان. یعنی نتیجه تمام خط‌های ما به عقل، عشق و ایمان ختم می‌شود و تنها چیزی که این سه خط را هدایت و تنظیم می‌کند خط نامرئی است که در وادی سیزدهم به آن خط خمر می‌گویند که همان سیستم شبه افیونی بدن ما می‌باشد. سیستم خمر ما دستور می‌دهد که این سه ضلع بر روی حالت طبیعی خودشان کار کند. زمانی که گرفتار تاریکی‌ها می‌شویم این سه خط را ما از بین برده‌ایم. زمانی که وارد مسیر صراط مستقیم می‌شویم باید این را این‌ها را درست کنیم. یک چیز باعث می‌شود که ما این خط‌ها را درست کنیم و آن این است که دنیای درون خود را ببینیم. تنها چیزی که می‌تواند به ما کمک کند تا دنیای درون خود را ببینیم بخشش است. باید وارد سرزمین بخشش و عشق و محبت شویم. اعتقاد با ایمان کاملاً متفاوت است. اعتقاد یعنی اینکه من ایمان دارم مکانی به نام کنگره ۶۰ وجود دارد که انسان‌ها را به درمان می‌رساند. من باور دارم که DST انسان‌ها را درمان می‌کند. اما برای ایمان اعتقاد و باور به تنهایی کافی نیست و باید به آن راه نیز ایمان داشته باشیم. یعنی در مسیر قرار بگیریم، حرکت کنیم  و روش DST را اجرا کنم تا بتوانم به درمان برسیم.
استاد امین در جزوه جهان‌بینی یک شعری را بیان کردند که یک بیت آن این است:  ذره بی نور و شعف، پرتو تابنده شویم؛  انسانی که در تاریکی فرو می‌رود همانند ذره‌ای است که نور از آن گرفته شده است. زمانی که می‌آییم و در مسیر مستقیم حرکت می‌کنیم دوباره نور به ما برگردانده می‌شود. اوج رحمت خداوند زمانی است که وقتی ما در قعر تاریکی‌ها قرار می‌گیریم دوباره به ما نور می‌دهد و تا ما بیرون بیاییم.

آقای مهندس از انسان‌هایی بود که در تاریکی خداوند به او نور بخشید تا بیرون بیاید. فرق است بین انسان‌هایی که با نور از تاریکی‌ها خارج می‌شوند و انسانی که بدون نور از تاریکی‌ها خارج می‌شود. زمانی که به آقای مهندس نور بخشیده شد توانست فرق بین الماس و  سنگ را تشخیص دهد و توانست روش DST را از تاریکی‌ها بیرون بکشد و نتیجه‌اش درمان ما مسافران کنگره شد. امیدوارم که بتوانم سرباز خوبی برای کنگره ۶۰ باشم.

تایپ: مسافر مسعود
تنظیم خبر: مسافر کرامت (نگهبان سایت)
مرزبان‌ خبری: مسافر مصطفی 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .