چند روز قبل چند عدد بذر گیاه خریدم، آنها را در گلدانهای کوچکی کاشتم. با حوصله و عشق هر روز به آنها سر میزدم. بعد از چند روز جوانهها را دیدم که تازه سرهای لطیفشان از خاک بیرون آمده بود. چقدر ذوق کردم. بعد یاد وادی دوازدهم افتادم و اینکه تبدیل این جوانهها به گلهای زیبا چقدر باعث انرژی و شادی میشود. در مسیر عشق که باشی نباید هیچ هراسی به دل راه دهی. توکل به خداوند همان نیرویی است که بیشترین قدرت را دارد.
مهم این است که به قلبت رجوع کنی؛ اما آیا به همین قلب که تکه گوشتی بیشتر نیست یا منظور چیز دیگری است. آها، فهمیدم. منظور آیینه جان یا روح الهی است که با چشم ظاهری دیده نمیشود مثل وقتی که ماهی در دریا شنا میکند. آیا قادر به دیدن آب است؟ نه. وصلشدن به زمین و آسمان با نور حقیقت ممکن است. در کنگره، نشستن بر روی صندلی آدابی دارد. پاها کنار هم و کف پا روی زمین است.
دستها معمولاً آزاد و رها هستند. چرا؟ این همان اتصال به انرژی زمین و سما است. اینکه بذر گیاهی را در خاک بکارم و بعد از مدتی شاهد جوانهزدن آن باشم بسیار زیباست. وادی دوازدهم همان دشتی است که شاهد جوانهزدن بذرهاست. چقدر برایم لذتبخش است که در این مکان مقدس هستم و از آقای مهندس تمام خدمتگزاران کنگره۶۰ سپاسگزارم که به من کمک میکنند تا روح الهی خود را ارتقا دهم.
نویسنده: همسفر مهین رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر مهین رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون دوم)
همسفران نمایندگی خیام نیشابوری
- تعداد بازدید از این مطلب :
8