شاید چندین بار یک وادی را خوانده باشیم؛ اما چرا هربار که میخوانیم مطالب برای ما تازگی دارند و هربار یک مطلب جدیدی را یاد میگیریم؛ چون تمام مطالب کنگره۶۰ و همچنین وادیها برگرفته از کلام آسمانی است و برپایه حق و حقیقت استوار هستند.
حال، وادی سیزدهم نیز جزء همان وادیهایی است که مطالبش تکراری نمیشوند و هربار که میخوانیم مطالب فراوانی را یاد میگیریم که پایانی ندارد. مطالب زیادی در دل عنوان وادی سیزدهم است که به اندازه قوانین اعداد پیروی میکند.
عنوان این وادی به من آموخت که مشکلات آخر ندارد، مشکلی تمام بشود، مشکل دیگر شروع میشود که در اصطلاح پایان یک مشکل سرآغاز مشکل دیگر است. پذیرش همین مطلب کمک شایانی به من نمود تا بهتر بتوانم با مشکلات کنار بیایم و مشکلات را لعنت ندانم؛ بلکه رحمت بدانم و به جای اینکه تمام تمرکزم را روی این موضوع قرار بدهم که چرا این مشکل بهوجود آمد و بهدنبال مقصر باشم، بهدنبال حل مشکل و پیدا کردن راهحل باشم.
این وادی به من آموخت که زندگی پایانناپذیر است و انسان بقا دارد و مرگ نشانه نیستی و نابودی نیست؛ بلکه پایان این حیات سرآغاز حیات دیگر است که دانستن همین موضوع برای من امیدبخش بود؛ چراکه باعث تغییر دید من نسبت به زندگی و آخرت شد تا برای بهتر زیستن تلاش کنم؛ چراکه دنیا مزرعه آخرت است و هرآنچه در این دنیا بکاریم در آن دنیا برداشت خواهیم کرد و انسان مالک افکار، اندیشه، صفات، آگاهی، دانش، اطلاعات، ایمان، عقل، عشق، اعمالش است و هرآنچه که برداشتنی باشد را با خود به بُعد دیگری میبرد.
مفهوم این مطلب که "پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است" باعث شد اعضاء کنگره به ارزش واقعی خود بیشتر پیببرند و طالب دانستن و فراگیری علم باشند و بدون توجه به سن و سال به تحصیل ادامه دهند و مقاطع پیشرفت را طی کنند؛ زیرا به گفته آقای مهندس دژاکام، انسان تحصیلکرده از این دنیا برود خیلی بهتر از این است که بیسواد از این دنیا برود؛ زیرا هستی برای این اطلاعات و آگاهیها و تجربیات، ارزش قائل است، چنانکه آقای مهندس افراد بیسواد را در کنگره نمیپذیرند که با این عمل سالم باعث شدند انسانهای زیادی که سواد خواندن و نوشتن نداشتند باسواد شوند.
این وادی به من آموخت که تکامل در جمع صورت میگیرد و برای گذر از تکبعدی باید که با گذشت زمان و تکرار و تمرین بتوانم خطهای دیگر را دنبال کنم و فقط در یک محدوده حرکت نکنم و سطحینگر نباشم و به مسائل عمقی نگاه کنم. من شاید مادر، همسر یا خانهدار خوبی باشم؛ اما این کافی نیست و باید در کنار اینها خطوط دیگری را نیز مثل تحصیل، شغل و ... دنبال کنم. میتوان گفت خطی که کمک میکند تا بتوانم چندین کار را با هم انجام بدهم، خدمت است، زیرا با خدمت کردن اعتمادبهنفس ما بالا میرود و احساس مفیدبودن، نظم، احترام، تعهد و ... را فرا میگیریم. خوشا به حال آنانی که بدون هیچ مزد و منتی و هیچگونه چشمداشتی، زمان و انرژی میگذارند و از تفریح و استراحتشان میزنند تا خدمت کنند؛ زیرا به این مطلب رسیدهاند که انسانبودن به معنای عبدبودن است.
این وادی یادآور این موضوع است که ای انسان فکر نکن اگر به خواستهای که داشتی و رسیدی، کار تمام است؛ چراکه زندگی رفتن و رفتن و رسیدن و باز هم رفتن و رفتن و رسیدن است و باید انسان همیشه تشنه رسیدن و سیراب شدن باشد و از حرکت نایستد؛ زیرا به گفته استاد؛ میرسند آنانی که تشنه رسیدن و سیراب شدن هستند و آنانی که از سکون بهدرنمیآیند هرگز نخواهند رسید.
نویسنده: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر نگار (لژیون سوم)
رابط خبری: همسفر بانو رهجوی راهنما همسفر نگار (لژیون سوم)
ارسال: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر نگار (لژیون سوم) دبیر سایت
نمایندگی همسفران سهروردی اصفهان
- تعداد بازدید از این مطلب :
38