هفته همسفر فقط یک عنوان در تقویم کنگره نیست؛ هفتهای است که روبهروی خودم میایستم و میبینم چه راهی آمدهام. من همسفرم؛ نه فقط همراه یک مسافر، بلکه همراه ترسها، رنجها، سؤالها و امیدهای که سالها زیر خاکستر مانده بود. با دستی پر از درد و دلی خسته به کنگره آمدم، با این تصور که آمدهام کسی را نجات بدهم، اما آرام آرام فهمیدم اینجا قرار است خودم نجات پیدا کنم.
همسفر بودن برای من یعنی یاد گرفتن صبر؛ نه صبری از سر اجبار، بلکه صبری آگاهانه که از آموزش، فهمیدن و دیدن نقش خودم در ویرانیها و آبادانیها میآید. یاد گرفتم کنترل نکنم و قضاوت نکنم، بهجای فریاد زدن گوش بدهم و بهجای فرار، بمانم. فهمیدم اگر حال من خوب نباشد، هیچ چیز در اطرافم خوب نمیشود.
در کنگره فهمیدم همسفر بودن یعنی خودسازی قبل از دیگرسازی، مسئولیتپذیری بهجای طلبکاری و ایستادن روی پای خودم، حتی وقتی مسیر سخت است. امروز اگر آرامترم، اگر کمتر میترسم و اگر امید دوباره در دلم جوانه زده، به خاطر آموزشهایی است که به من یاد داد من هم مهم هستم، من هم دیده میشوم و حق دارم حال خوب را تجربه کنم.
هفتهی همسفر را به خودم تبریک میگویم؛ به زنی که ماند، آموخت، ساخت و انتخاب کرد بهجای قربانی بودن، آگاه باشد. و شکرگزارم؛ برای وجود مسافرم، برای وجود کنگره ۶۰، برای آموزش، برای وجود راهنمای عزیزتر از جانم و برای فرصتی که دوباره «خودم» را پیدا کنم.
نویسنده: همسفر مژده رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول)
رابط خبری و ویرایش: همسفر مژده رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول)
ارسال: همسفر راضیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ارگ کرمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
8