جلسه دوم از دوره هفدهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی اردستان با استادی راهنما همسفر فاطمه، نگهبانی همسفر طاهره و دبیری همسفر معصومه با دستورجلسه «وادی سیزدهم: (پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است.) و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه ۶ بهمنماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۴ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
ابتدا خداوند را شکر میکنم که امروز فرصتی به من داد که در این جایگاه قرار بگیرم و بتوانم از همه شما عزیزان آموزش بگیرم. خدا را شکر میکنم که دوباره در کنگره حضور دارم و به خدای خودم قول دادم که قدر کنگره را بیشتر بدانم. همیشه من به این فکر میکنم که اگر دستورجلسهای به من واگذار شد؛ حتماً یک گره در این دستورجلسه دارم و من باید از آن درس بگیرم. از مرزبان، نگهبان و تمام کسانی که کمک کردند تا امروز من در این جایگاه قرار بگیرم و خدمت کنم سپاسگزارم.
عنوان دستور جلسه میگوید: «پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است.» گاهی ما در زندگی به یک نقطهای میرسیم که فکر میکنیم، آن شب دیگر صبح نمیشود و میگوییم دیگر همه چیز تمام شده، دیگر شکست خوردهایم و نمیتوانیم، این تفکرات غلط ریشه و عامل شکست خوردن ما بود. در زندگی اگر یک مشکلی برای من رقم میخورد، از زمین و آسمان گله میکردم و میگفتم: اگر من امروز در این زندگی قرار گرفتهام که همسرم مصرفکننده است، مادر شوهرم مقصر است؛ اما نمیگفتم، سهم من از این مشکل چه بود و اینجا بود که من یاد گرفتم؛ برای حل مشکل و برای اینکه به نقطه تشخیص برسم، پا به هستی گذاشتهام و هر اتفاقی که در زندگی من رقم خورده، یک سر آن به من وصل است و من هم در این قضیه مقصر هستم. اینجا بود که من معنی عدالت را فهمیدم که اگر اتفاقی در زندگی من افتاده؛ حتماً عدالت خداوند بوده و باید اتفاق میافتاد و اگر من به نقطهای برسم که پذیرش داشته باشم؛ میتوانم از پس مشکلاتم برآیم.
این وادی به من آموخت؛ اگر مشکلات نباشد، من هم به هیچ چیز نمیرسم. اگر سربالاییها نباشد، هیچ وقت سرازیری برای من اتفاق نمیافتد؛ پس آن مشکل خیلی در ارتقاء میتواند به من کمک کند. من اصلاً به این دنیا آمدهام که روش حل مشکلاتم را یاد بگیرم. کسانی که به مشکلاتشان به این شکل نگاه میکنند؛ میتوانند، موفق شوند. در این وادی انسانها را به سه دسته تقسیم کرده است که شامل: انسانهای تکبعدی، دوبعدی و سهبعدی است. انسانهای تکبعدی انسانهایی هستند که فقط به خودشان فکر میکنند و به دنبال خوشگلی خودشان هستند یا اصلاً زیبایی را فقط در صورتشان میبینند. انسانهایی تک بعدی به مشکلات توجهی ندارند و من فکر میکنم قبلاً خودم از آن دسته انسانها بودم. انسانهای دوبعدی انسانهایی هستند که یک مقدار پیشرفت کردهاند و میگویند: اگر جسم هست، صور پنهانی هم هست؛ زمانیکه صورتم را زیبا میکنم، درون را هم باید زیبا کنم؛ پس اگر این آرامش و زیبایی در کنار هم باشد به تعادل میرسم.
وقتی مسافری به کنگره میآید و مصرفکننده هست، اصلاً تعادلی ندارد و در اینجا یاد میگیرد که مصرف موادش را کنار بگذارد و پلهپله آموزش میگیرد، جهانبینی او تغییر میکند و به انسان دوبعدی تبدیل میشود و اما انسانهای سهبعدی انسانهایی هستند که همه موجودات را دوست دارند و همه دوستشان دارند؛ مانند آقای مهندس یعنی آنقدر زیبا به مسائل و مشکلات زندگیاش توجه میکند، نه بههم میریزد و نه تعادلش بههم میخورد و همه موجودات و اتفاقاتی که در زندگیاش رقم میخورد را دوست دارد؛ اگر امروز سنگ از آسمان ببارد میگوید: خوب این را دوست دارم، این آمده که من را بسازد.
گاهی اوقات در زندگیمان برای اینکه موفق باشیم؛ باید کر، لال و نابینا باشیم، زمانیکه من این را یاد بگیرم؛ میتوانم به موفقیت برسم. ما در سفر در کنار مسافرمان قرار داریم؛ نباید مشکلات را ببینیم و بشنویم؛ چون تا دلتان بخواهد، مشکلات زیاد است. در آخر من هم میخواهم، تلاش کنم و به انسان سهبعدی تبدیل شوم. تغییر کردن انسانها خیلی سخت است. من در کنگره حضور دارم که تغییر کنم و این تغییر خیلی قشنگ است؛ اما در این وادی میگوید: تغییر باید اندکاندک اتفاق بیفتد که اگر ناگهانی باشد ناپایدار است.
مرزبانان کشیک: همسفر معصومه و مسافر مجتبی
تایپیست: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دوم)
ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر اکرم نگهبان سایت
همسفران نمایندگی اردستان
- تعداد بازدید از این مطلب :
87