جلسه سوم از دوره سیودوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی نیمایوشیج به استادی راهنما همسفر عطیه، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر ریحانه با دستور جلسه «وادی سیزدهم (پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریست.) و تاثیر آن روی من» روز دوشنبه ۶ بهمن ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۴:۰۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
خدا را شاکرم که در این جایگاه قرار گرفتم تا از تکتک شما آموزش بگیرم و خدمت کنم، از آقای مهندس و خانواده محترمشان و از همه کسانی که به هر طریقی در کنگره خدمت میکنند، از دیدهبانان محترم و از آن تازهواردی که برای اولین بار روی این صندلیها نشستهاند، مخصوصاً از خدمتگزاران شعبه، از ایجنت، گروه مرزبانی، نگهبان و دبیر تشکر میکنم. از راهنمای خودم همسفر معصومه بابت تمام آموزشها و تلاش بیوقفه ایشان برای من و بابت تجربه این حس و جایگاه بسیار سپاسگزارم؛ به نظر من فقط یک مادر میتواند تجربه حس خوبی که خودش داشته را بخواهد بچهاش داشته باشد که برای هر دو لذتبخش میباشد.
دستور جلسه وادی سیزدهم، پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریست. وادیها قوانین الهی یا قوانین طبیعت هستند که با خرد جهانی و عقل ما یکی شدند و آمدند که ما راه درست زندگی کردن را یاد بگیریم و وادی ها میخواهند که ما از ضدارزش ها فاصله بگیریم تا بتوانیم یک محیط آرام و امن برای خودمان و اطرافیان داشته باشیم؛ چون ما در کنار هم زندگی میکنیم و به همین خاطر باید قوانین را رعایت کنیم و منظور از این قوانین حد و مرز را تعیین میکند. منظور از قلم که در کل وادیها آمده است و همان قوانینی هستند که ما با رعایت آنها به صلح و آرامش برسیم و هم اطرافیان به آرامش برسند.
زندگی تکتک ما همسفرها و مسافرها دقیقاً همین وادی است؛ پایان جهل، تاریکی و ناامیدی و شروع زندگی جدید. برای رسیدن به هدفی که داریم باید مسیرهای متعدد و پیوسته را طی کنیم. در این مسیر اگر بخواهیم مثلثی را در نظر بگیریم باید مثلث آغاز، پایان و در این مسیر بین آغاز و پایان زندگی هست که قاعده مثلث است . ما برای رسیدن به آن هدف هر سه ضلع این مثلث را باید رعایت کنیم و هر سه ضلع مهم است؛ ولی متأسفانه ما میخواهیم آغاز را خیلی سریع به پایان برسانیم و در این فاصله مسیر زندگی را در نظر نمیگیریم و میخواهیم خیلی سریع به پایان برسیم و هر آغازی پایانی دارد، هر پایانی شروع یک آغاز دیگر است.
من اگر بخواهم به پایان و به حال خوش برسم؛ باید در این مسیر از مثلث عشق، عقل و ایمان استفاده کنم و در استفاده از این مثلث افراط و تفریط نکنم و اگر من در زندگی مشکلی دارم و حل نمیشود مطمئناً در یکی از بُعد زندگی ماندهام و از این سه ضلع روی یک یا دو ضلع آن افراط و تفریط کردهام. برای این که اعتدال را رعایت کنم و به حال خوش برسم باید از هر سه ضلع به یک اندازه استفاده کنم.
این وادی در زندگی برای من خیلی چیزها را روشن کرد و به باور قلبی رسیدم که دنیای بعد از مرگ وجود دارد؛ چون اگر من در زندگی به مشکلی بر میخوردم یا کسی را از دست میدادم به شدت در غم فرو میرفتم و زندگی را برای خودم و خانوادهام تلخ میکردم، که زندگی برای من به حالت سکون قرار میگرفت. این وادی خیلی قشنگ برای من روشن کرد که همانطور که دنیای درون رحم برای جنین پایان نیست و وارد مرحله جدیدی از زندگی میشود؛ دنیای بعد از مرگ هم همینطور است و میتواند خیلی زیباتر و قشنگتر باشد.
در صورتی که من باید از قاعده این زندگی لذت ببرم و قوانین را در این زندگی رعایت بکنم. وقتی من در غم فرو میرفتم هستی داشت حرکت میکرد و نگاه به من نمیکرد که حال من بد است یا اینکه منتظر باشد تا غم من کهنه شود، که من بخواهم حرکت کنم هستی به حرکت خود ادامه میداد، برای اینکه حال من بهتر شود باید همراه هستی حرکت میکردم.
امام حسن مجتبی فرمودند: برای دنیا جوری کار کن که انگار تا ابد زندهای و برای آخرت جوری کار کن که فردا قرار است بمیری. من اینجا متوجه شدم که زگهواره تا گور دانش بجوی؛ یعنی چه؛ یعنی زندگی با مرگ پایان ندارد تازه شروع دوباره زندگی در دنیای دیگر است. همانطور که آقای مهندس همیشه توصیه میکنند که قدر داشتههای خودمان را قبل از اینکه از دست بدهیم بدانیم و طوری نشود که چیزی را از دست دادهایم تازه متوجه بشویم که چه چیزهایی داشتیم، بلکه باید با قدردانی و سپاسگزاری قدر نعمتهایی که در اختیار ما قرار دارند را بدانیم.
مرزبانان کشیک: همسفر صدیقه و مسافر حجت
تایپیست: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر اکرم (لژیون پانزدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر صدیقه (مرزبان خبری)
همسفران نمایندگی نیمایوشیج
- تعداد بازدید از این مطلب :
19