English Version
This Site Is Available In English

چرخه حیات و هستی ادامه‌دار است

چرخه حیات و هستی ادامه‌دار است

جلسه چهارم از دوره هفدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره‌۶۰ نمایندگی هاتف به استادی همسفر پروانه، نگهبانی همسفر مریم و دبیری همسفر اعظم ، با دستور جلسه «وادی سیزدهم: پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است». روز یکشنبه ۱۶ بهمن ماه ۱۴۰۴ ساعت ۰۰ : ۱۴ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خدا را شکر می‌کنم که کنگره را سر راه من قرار داد. آقای‌مهندس۱۴ وادی به ما آموختند که هر کدام از این وادی‌ها یک درس زندگی به ما می‌دهد. دستور جلسه امروز وادی سیزدهم است، عنوان این وادی می‌گوید: «پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است». یا به فرموده آقای‌مهندس: «پایان هر مشکل مشکل دیگری است». برای انسان‌ها در زندگی مشکلات زیادی به وجود می‌آید و وقتی که آن مشکل حل شد، خیال می‌کنند که تمام مشکلات حل شده و دیگر زندگی آن‌ها گل و بلبل شده است؛ ولی می‌بینند که دوباره یک مشکل دیگری برایشان پیدا می‌شود و آن موقع؛ باید بدانند که آن مشکل را چگونه حل کنند، ابتدا تفکر کنند، نقطه تحملشان را بالا ببرند و صبور باشند تا بتوانند به خوبی آن مشکل را حل کنند و به نتیجه دلخواه که می‌خواهند برسند.

انسان‌ها در حل هر مشکل که پیش می‌‌آید تازه متوجه می‌شوند که هیچ نمی‌دانند. مشکلات باعث می‌شود که انسان قدر زندگی‌ و نعمت‌هایی که خداوند در زندگی به او داده است را بیشتر بداند و در این راه تجربه‌های زیادی هم کسب می‌کند؛ باید بدانیم که پیدا کردن راه حل از خود مشکل مهم‌تر است.

این وادی، فقط درباره مشکلات صحبت نمی‌کند؛ بلکه در مورد اتفاقات خوب زندگی هم صحبت می‌کند. ممکن است امروز برای ما در زندگی یک اتفاق خوب بیفتد؛ اما خیلی طول نکشد و این خط خیلی ادامه دار نباشد و زود تمام شود، در این حالت یک سری از انسان‌ها زود ناامید می‌شوند. در چنین مواقعی؛ نباید ناامید شوند و فکر کنند همه چیز تمام شده است؛ باید بدانند که این چرخه در حیات و هستی همیشه ادامه‌دار است.

تجربه من در مورد این وادی این است که من ۳۵ سال است که ازدواج کرده‌ام و در زندگی مشکلات زیادی داشتم؛ اما تا یک خطی تمام می‌شد، هنوز این خط به پایان نرسیده یک خط دیگر برای من شروع می‌شد. با ورود به کنگره تازه فهمیدم که همه عیب‌ها و همه مشکلات از خود من بوده است، به خاطر این‌که بلد نبودم چه کار کنم‌، اصلاً در مورد مشکلاتم فکر نمی‌کردم و همیشه اطرافیان را مقصر می‌دانستم. می‌گفتم: چرا فلانی به من این حرف را زد و یا چرا فلانی با من این کار را کرد؟ اصلاً فکر نمی‌کردم که مقصر اصلی خودم بودم که باعث شدم آن‌ها با من چنین رفتارهایی داشته باشند، به همین دلیل، خیلی عذاب می‌کشیدم و اصلاً آسایش نداشتم.

خدا را شکر می‌کنم که به کنگره آمدم و یاد گرفتم که آدم در هر سن‌ و موقعیتی که باشد برای یادگیری دیر نیست، همیشه می‌تواند چیزهای خوب زندگی را ببیند و درس‌های خوب زندگی را یاد بگیرد. خدا را شکر می‌کنم که یک مسافر دارم که باعث شد با کنگره آشنا بشوم تا بتوانم آن اشتباهات را جبران کنم.

مرزبانان کشیک: مسافر احمد و همسفر مهین
تایپیست: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوازدهم)
ویراستاری و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر رعنا (لژیون نهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی هاتف

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .