جهان، کتابی بزرگ است که هیچ صفحهای در آن بیآغاز و بیپایان نیست. از نخستین تپش قلب انسان تا آخرین نفس، از طلوع آرام خورشید تا خاموشی شب، همهچیز در چرخهای پایانناپذیر، از آغاز و انجام جریان دارد.
ما میدانیم طبق قانون زندگی، هیچ چیز برای همیشه نمیماند: غم، شادی، قدرت، ضعف، بیماری، اعتیاد و موارد دیگر.
در فاصله آغاز و پایان، باید به نتیجه نگاه کنیم؛ چون نتیجه هر کاری بسیار مهم است.
در کنگره آموختیم؛ هر مسافری که شروع به سفر میکند روزی سفرش با ورود به سفر دوم پایان میپذیرد؛ ولی آنچه خیلی خیلی مهم است؛ نتیجه سفر است که چهگونه سفر اول را به اتمام رسانده و آیا به حال خوش با جهانبینی بالا رسیده است یا فقط مواد خود را کنار گذاشته است؟ آیا سبک زندگی و تفکرات خود را تغییر داده و از ضدارزشها دوری کرده است؟
آغازها معمولاً با امید همراه هستند و انسان در این لحظهها پر از شوق است و آینده را روشن میبیند؛ اما زندگی تنها از آغازها ساخته نشده است و پایانها هم سهم بزرگی از آن را دارند.
پایانها گاهی تلخ و دردناک هستند؛ مثل پایان یک دوستی, یک قدرت، یک خدمت در کنگره، پایان حضور عزیزی در زندگی و بسیاری موارد دیگر.
انسان در مواجهه با چنین پایانهایی احساس شکست میکند؛ ولی میدانیم پایانها همیشه به معنای نابودی نیستند و آغاز مرحله تازه هستند؛ همانگونه که شب، پایان روز و پاییز، پایان سرسبزی است اما مقدمهای برای تولد دوباره است.
اگر پایانها نبودند، قدر آغازها را نمیدانستیم و اگر رفتنی در کار نبود، ماندن ارزشی نداشت. زندگی به ما میآموزد؛ نه به شادیها دل ببندیم و نه از غمها بترسیم؛ چون هر دو میآیند و میروند.
اگر من بدانم شادیها پایدار نیستند، قدرشان را بیشتر میدانم و اگر باور داشته باشم که غمها ماندگار نیستند، امید خود را از دست نمیدهم و اینها به من صبر و تحمل در سختیها را میآموزند. پس ما باید بدانیم هیچ دردی همیشگی نیست و هیچ موفقیتی ابدی نخواهد بود؛ آنچه میماند تجربهای است که از میان این آغازها و پایانها به دست میآوریم؛ پس باید همیشه در حرکت باشیم و از این پستی و بلندیها در زندگی عبور کنیم.
وقتی من بدانم هیچچیز همیشگی نیست؛ حتی سختیها روزی شروع میشوند و روزی تمام میشوند، امید خود را از دست نمیدهم، صبر من بیشتر و اضطرابم کمتر میشود و میدانم که پایان شب سیه سفید است و مسافران ما به حال خوب و خوش میرسند.
پایان مرگ در این دنیا، شروع زندگی در حیات دیگری است. ما مال دنیا را با خود به جهان دیگر نمیبریم و اندوختههای ذهنی ماست که کاملاً در جهان دیگری مورد استفاده قرار میگیرد و با خود به جهان دیگر میبریم؛ پس باید تمام سعی خود را بکنیم که افکارمان را به طرف مثبت و چیزهای خوب سوق دهیم.
ما باید چشمه جوشان شویم تا دیگران در این دنیا از ما انرژی بگیرند و شاد شوند، آبروی علم به عمل آن است و عمل و قدم راست جلودار ندارد، خودش جلو میرود؛ چون راهش در صراط مستقیم است.
منبع: سیدی «آغاز و پایان»
نویسنده: همسفر منیژه رهجوی راهنما همسفر مریم لژیون دوم
رابط خبری: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر مریم لژیون دوم
ارسال: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر مریم لژیون دوم (نگهبان سایت)
همسفران نمایندگی شیخبهایی
- تعداد بازدید از این مطلب :
9