English Version
This Site Is Available In English

نگاه سالم من را عبور می‌دهد

نگاه سالم من را عبور می‌دهد

اولین جلسه از دوره چهاردهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره ۶۰ نمایندگی صادق‌قم، با استادی راهنما همسفر زهرا، نگهبانی همسفر معصومه و دبیری همسفر زهره با دستور جلسه《وادی سیزدهم؛ پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریستروز یکشنبه ۵ بهمن‌ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۴ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

تشکر می‌کنم از دبیر محترم که خلاصه سخنان جلسه قبل را قرائت کردند. همچنین تشکر می‌کنم از لژیون مرزبانی ایجنت محترم و مرزبانان‌ عزیز خانم نازنین و خانم ندا که اجازه دادند در این جایگاه باشم و در نهایت از راهنمای محترم لژیون پنجم خانم مریم که اجازه دادند جایگاه استادی را تجربه کنم سپاسگزارم.

دستور جلسه‌ای که این هفته دنبال می کنیم وادی سیزدهم؛ پایان هر نقطه سر آغاز خط دیگریست. فکر می‌کنم که این دستور جلسه انسان‌ را امیدوارم می‌کند، در هر روالی که هستیم و در هر زمینه‌ای با هر نوع تفکری که دنبال می‌کردیم یک نوع خطی را به ما نشان می‌دهد. اکنون ما در شرایطی قرار داریم که دوباره در حال تجربه کردن یک مسیر جدید و شرایط متفاوت هستیم. چقدر زیبا است که استاد عزیزمان در هر جلسه، دستور اجرایی جدیدی را برای ما پی‌ریزی می‌کنند و ما دنبال می‌کنیم.

 وادی سیزدهم می‌گوید: پایان هر نقطه سر آغاز خط دیگریست؛ ‌درواقع به زندگی خودمان که نگاه کنیم، هر لحظه که تجربه می‌کنیم شروع یک تفکر، شروع یک دیدگاه است و در نهایت ما را به یک مقصدی می‌رساند که هدف ما بوده. ما بسته به اینکه نوع فکر و ایده‌مان در زندگی چه چیزی است یک مسیری را طی می‌کنیم، براساس آن چیزی که مثلا نوع برداشت‌های ما بوده آن را دنبال کرده بودیم. چیزی که برای ما مهم است؛ ما از سه نقطه مهم، در هر مسیر که یک نقطه است و به خط و نقطه بعدی و امتداد خط می‌رسد عبور می‌کنیم با تدبیر، تغییر، تبدیل و ترخیص. 

 آن برداشتی که در نگاه همسفر بودن ما وجود دارد، در زندگی هر کجا از مسیرمان که هستیم؛ شاید ما را کمی سر در گم کند. ما شروع می‌کنیم به تغییر؛ ولی در نهایت کدام نقطه از زندگی را تبدیل حساب می‌کنیم و در نهایت ترخیص. مثل اینکه فیلمی که ما دنبال می‌کنیم از یک مثلا مسئله‌ای شروع می‌شود و جلوتر که می رود برداشت‌ از فیلم برای من شروع می‌شود، ممکن است فیلم را در یک سکانسی قطع کنند و این سکانس غم آلود باشد، یا اینکه این برداشت مملو از شادی باشد؛ در حالی‌ که ما در زندگی هر لحظه در حال تجربه تغییر، تبدیل و ترخیص هستیم. می‌خواهم این را بگویم در جایگاه همسفر بودن هواسم به این نکته باشد؛ اکنون که شروع کرده‌ام در ادامه کدام نقطه تغییرات در من انجام شده؟ در خود، افکارم، نوع زندگی که ادامه می‌دهم و در نهایت کدام بخش از زندگی و مسیر درونی برای من ترخیص به حساب می‌آید.

ما بعضی اوقات مسیر را گم می‌کنیم، نگاهمان همواره باید به این باشد که این برداشت‌ها متوجه خودمان باشد، متوجه این است که طول سفر مسافرم چگونه می‌گذرد؟ اکنون این مدت که آمده چه دستاوردی داشته؟ نتیجه‌اش چه بوده؟ بعد آن تغییراتی که قرار بوده من در سفر درونی خود نقطه به نقطه تغییرش بدهم که در خود تبدیل ایجاد کنم را کنار می‌گذرام و تمام هواسم پرت این موضوع می‌شود و هر جایی از مسیر شخصی را که زیر نظر دارم براساس احوالات آن بگویم اوضاع خوب است یا اوضاع بد است.

آقای مهندس ما را توجه می‌دهند به اینکه؛ مثال همان دلو خالی که به آب می اندازیم در هر لحظه در مسیری که دلو خالی است وجودت را باید از یک چیزهایی خالی کنی و دلو را که به آب می‌اندازی و وجودت را از خرد و آگاهی جدید پر کنی و لحظه‌ای که دلو پر از آب می‌شود، وجود با خرد جدیدت را بالا بکشی، این فقط یک نقطه برای یک ترخیص است. 

پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریست به ما می‌گوید: که تو در هر لحظه‌ای که هستی توجه به این مسئله داشته باش که در مسیری که میروی انسان تک بعدی هستی و یک خط را دنبال می‌کنی و خودت را فقط در یک مسئله رشد داده‌ای یا نه انسان دو بعدی هستی؟ باید توجه کنی که یک انسان چند بعد دارد و با همان چند بعد که از خود می‌شناسی، مسیر ترخیص شدن را طی کنی. مثلا در مسیر کنگره من هر آن‌چه که قبلا آموخته بودم را از وجود خود خالی می‌کنم و داشته‌های جدیدی در آن پر می‌کنم که باید ترکیبی از عشق و عقل و ایمان را به من بدهد. باید توجه کنم آیا این داشته‌ها سه اصل مهم را به من می‌دهد؟ آیا برای داشتن ایمان هنوز معطل این هستم که در جای دیگر یا در تجربیات دیگران آن را پیدا کنم یا تجربه و اندوخته درونی خود من باشد؟ این شاید چیزی است که من را به اشتباه بیاندازد؛ یعنی من پایان سفر را، پایان هر خط از سفر زندگیم را به‌ جای اینکه به روی خودم متمرکز بشوم به روی شخص دیگری دوربین می‌اندازم که من را به اشتباه جای دیگری می‌برد. 

مسیری که ما انسان‌ها می‌رویم؛ از آن انسان تک بعدی که فقط پول و مقام و جایگاه را می‌شناخت باید تبدیل بشویم به شخصی که چند بخش از خودش را دنبال می‌کند، انسانی‌ که این کار را به انجام می‌رساند جایگاهش می‌شود انسان سه بعدی و در نهایت مجموع چیزهایی که دستاوردهای جدید او است می‌شود حال خوش، آرامشی که دارد و عشقی که عمیقا به دیگران دارد که در عشق او تملک نیست، در ایمانش تعصب نیست و در نهایت عقل او هم از روی حسابگری نیست؛ ترکیب همه این‌ها را که روی هم می‌گذارد، تبدیل به انسان متعادل می شود که این مسیر زندگی من است‌. آقای مهندس می‌فرمایند: هرزمانی که موضوعی را تمام کردی، رشته جدیدی نقطه به نقطه روبروی تو باز می‌شود؛ ولی همه این‌ها بستگی به این دارد که تو از چه زاویه‌ای به آن نگاه کنی. من باید زاویه دیدم را تغییر بدهم و نگاه سالم را دنبال کنم و نگاه سالم آن چیزی است که من را عبور می‌دهد.

 در نهایت آن چیزی‌ که دستاورد من هست در وادی سیزدهم؛ به‌عنوان اینکه از تفکر شروع کردم و در وادی دوازدهم یک امری را به پایان رساندم، وادی سیزدهم دوباره می‌گوید از حرکت باز نایست، باز هم حرکت است باز هم حرکت و ادامه تا جای‌ که آن بهشتی که در دیگران جستجو می‌کنم در خود پیدا کنم. آن بهشت؛ نه حال و احوال دیگران است، نه حال اجتماع، نه دریافت دیگران و نه تلقی ذهنی آن‌ها است. آن بهشت امنی که من به‌دنبال آن هستم آن تلقی از خود من است که باید ریز به ریز در خودم نو به‌ نو کنم و به اندازه برسانم، که بشود آسایش و آرامش در جهانی که ماده‌اش را تجربه می‌کنم و خداوند اجازه داده خردش را به خودم اضافه کنم.

مرزبانان کشیک: همسفر نازنین و مسافر علی
تایپیست: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون سوم)
عکاس: همسفر سهیلا رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر نازنین (مرزبان خبری)
همسفران نمایندگی صادق‌قم                                                                                                                                                                                                                

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .