جلسه سیزدهم از دوره نوزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی بیستون کرمانشاه با استادی همسفر لیلا، نگهبانی همسفر نگار و دبیری همسفر فریبا با دستور جلسه «وادی سیزدهم: پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است.» روز دوشنبه ۶ بهمنماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۴:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
قبل از هرچیز خداوند را شاکر هستم که جلسات رسمیمان شروع شد و روی ماه شما همسفران را دیدم و انشاءالله به همین روال باشد و ادامه پیدا کند. دستور جلسه امروز وادی سیزدهم: « پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است.» خداوند همه انسانها را که اشرف مخلوقات است با قدرت اختیار کامل خلق کرده و ما میتوانیم ذرهذره تغییر کنیم و این اختیار را داریم که خودمان از چیزیکه هستیم تبدیل به موجودی بهتر شویم و درنهایت ترخیص که آنچه را آموختهایم به مرحله اجرا در بیاوریم و همه این موارد مستلزم تفکر، تلاش و پشتکار است. من با بسته شدن لژیون دوم و تمام شدن دوره ۴ ساله راهنمایی همسفر حمیرا، نقطه گذاشتم و گفتم کنگره دیگر کافی است، رها شدهام و نمیخواهد ادامه بدهم و مسافرم هم زیاد همراهیام نمیکرد و به انتهای کنگره آمدنم نقطه گذاشتم؛ ولی با راهنمایم همسفر حمیرا صحبت کردم گفتند نه این نقطه، پایان سرآغاز خط دیگری است تو دوباره برو، ادامه بده و با حس و حال خودت راهنمای دیگری را انتخاب کن. الآن خوشحالم از اینکه رهجوی همسفر سارا و در خدمت شما بزرگواران هستم و همه این چیزهایی که آموختم از آموختههای کنگره است.
در علم ریاضی نقطه برای آغاز و پایان یک دوره تعریف شدهاست و حالا باید ببینیم این دوره چه باشد، این دوره میتواند شروع یک روشنایی یا شروع یک دوره تاریکی باشد و این خودمان هستیم که انتخاب میکنیم. به هرحال انسان در طول زندگیاش با نقطههای مختلفی در ارتباط است و از نقطهای به نقطهای دیگر انتقال پیدا میکند و از بههم پیوستن نقطهها خطوط زندگی ما شکل میگیرد و مهمترین خطوطی که در زندگی هرکسی ممکن است ایجاد شود. آقای مهندس میفرمایند: «که یک مثلثی از این خطوط بهوجود میآید که شامل ۳ خط عشق، عقل و ایمان است» و نقش ما این است که خط چهارم را بهصورت نامرئی باشیم که سیستم خمر را توضیح میدهد و اجرا میکند. سیستم خمر همان، سیستم ایکس بدن است که شامل: دستگاههای عصبی مغز، ساقه مغز، نخاع و هر کدامشان کار خاصی انجام میدهند و موادی را ترشح میکنند مانند: دوپامین، اندرفین، آدرنالین و هرکدام احساسات مختلفی را در بدن انسان بهوجود میآورند و کار خاصی انجام میدهند. ما با انجام دادن کارهای ارزشی و رهرو بودن در مسیر مستقیم، میتوانیم سیستم خمر خودمان را تقویت کنیم و برعکس، یعنی اگر به کارهای ضدارزشی بپردازیم سیستم خمرمان بهمراتب ضعیف میشود و همه بیماریهای روحی و روانی که خیلی از انسانها درگیرش هستند بهخاطر همین خراب بودن سیستم خمرشان است. در دنیای امروز ما، عشق ۲ حالت دارد: ۱- عشق خاص ۲- عشق عام. عشق عام همان احساس دوستداشتن نسبت به کل هستی و نسبت به تمام موجودات است که البته، باید برمبنای آگاهی و دانایی باشد.
عشق خاص هم این است که یک نفر را در زندگی دوست داشته باشیم این هم برمبنای آگاهی و دانایی باید باشد. بعضیها فکر میکنند عشق و ایمان مقابل همديگر هستند، یا عشق و عقل متضاد همدیگر هستند؛ اما این تصور اشتباه است و این ۳ مؤلفه، باید در کنار همدیگر قرار بگیرند تا مکمل هم باشند و انسان بتواند به رشد و تعالی خودش دست پیدا کند و با هم مثلثی را ایجاد میکنند که نتیجه آن آسایش، آرامش و صلح درونی ما است که در زندگی شامل حال ما میشود و برای درک بهتر این را بهصورت عقل در بدن درنظر گرفته میشود. جایگاه عشق را در قلب، ایمان را در ریهها و خمر را همان جریان خونی است که در تمام بدن میچرخد و خونرسانی میکند. انسانها اگر سیستم خمرشان بهدرستی کار کند و این ۴ مؤلفه را به همراه هم رشد بدهند و به تعالی برسانند انسان تبدیل به یک انسان ۳ بعدی میشود؛ یعنی انسانی که داناییاش بهحدی است که میتواند خوب را از بد تشخیص دهد و چنین انسانی هیچ ادعایی ندارد و از اینکه من خیلی میدانم و خیلی کاربلد هستم چنین ادعایی ندارد و چنین فردی بهمرحلهای میرسد که عقیده پیدا میکند و میداند آن چیزی که وجود دارد، محبت است و آن چیزیکه غیر از این وجود دارد ظروف تهی است.

مرزبانان کشیک: همسفر طیبه و مسافر امین
تایپیست : همسفر سحر رهجوی راهنما همسفر مهتاب (لژیون اول)
عکاس: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر سارا (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر اکرم (دبیر سایت)
همسفران نمایندگی بیستون کرمانشاه
- تعداد بازدید از این مطلب :
21