English Version
This Site Is Available In English

مسیر کنگره، تنها راه نجات

مسیر کنگره، تنها راه نجات

یوسف گم‌ گشته باز آید به کنعان غم مخور
کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور

من و مسافرم زندگی خوبی داشتیم هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم آرامش، امنیت و شادی زندگی‌ام را، از دست بدهم. زندگی روی خوشش را نشان داده بود، موقعیت مالی خوبی داشتیم و خدا پسرم را به من بخشیده بود، سر‌خوش از داشته‌هایم بودم؛ اما خبر از ادامه خط زندگی‌ام نداشتم. مسافرم بعد از ۶ سال سقوط آزاد دوباره خط زشت و سیاه اعتیاد را در زندگی شروع کرد، روز‌های دلهره‌آوری داشتم و ترس از دست دادن آرامش، سراغم آمده بود، فکر می‌کردم عاقل و بی‌نقص هستم و همیشه همه مشکلات زیر سر مسافرم است.

تصور داشتم عقل، ایمان و عشقم همه چیز را درست می‌کند، ۲ سال در اضطراب و آشفتگی گذشت و دوباره نقطه‌های تلخ و زشت اعتیاد در زندگی ما نقش بست. این ‌‌بار من نا‌امید‌تر و خسته، با احساس ترس بیشتری مواجه شدم که انتهای این خط‌های سیاه و تلخ چه خواهد شد؟ بر سر من، پسرم و زندگی‌مان چه می‌آید؟ افکارم مثل خواب‌هایم آشفته بود. فکر نمی‌کردم از آن روز‌های خوب به روز‌هایی برسم که برای حل مشکلاتم دائم به خدا گلایه کنم که چرا من را نمی‌بیند؟ نکند مرا فراموش کرده؟ و چرا من؟ خیال می‌کردم من مستحق این شرایط نیستم.

امروز که وادی سیزدهم را خواندم، فهمیدم چرا همیشه حوصله نداشتم؟ چرا از جمع گریزان بودم؟ چرا چهره‌ام همیشه غمگین بود و فکر می‌کردم به ته دنیا رسیده‌ام؛ چون من ایمان به قدرت خدا، خودم، خانواده و هستی داشتم؛ الآن می‌دانم که عقل، ایمان نداشتم و نه چیزی از عشق می‌دانستم. چرا‌که می‌دانم عقل، عشق و ایمان را به تنهایی نمی‌توان داشت؛ زیرا اگر عاقل بودم به دنبال حل مشکلاتم بودم و تسلیم نمی‌شدم؛ شاید اگر ایمان داشتم که مدام نمی‌گفتم چرا! به عدالت و قدرت پروردگارم امید داشتم و اگر عشق داشتم از خود می‌گذشتم.

خدای خوبم صدای مرا شنید؛ من ۷ ماه است که مسیر قشنگ کنگره‌۶۰ را پیدا کردم و می‌دانم که تنها راه نجاتم این است که خطوط زندگی‌ام مثل آب، زلال و شفاف باشد و بدون هر‌گونه آلودگی، مثل راستی و درستی، صداقت، مهربانی، عشق و ایمان باشد. می‌فهمم که پروردگار و هستی برای من و تجربه‌هایم ارزش قائل است؛ پس من سپاسگزار او هستم که چنین زیبا و قشنگ برایم می‌چیند. من به این امید دارم که ان‌شاء‌الله سفرم را به لطف خدای خوبم تمام می‌کنم و خدمت‌گزار خوبی برای خانه امن زندگی‌ام می‌شوم.

نویسنده: همسفر زهرا رهجو راهنما همسفر زهرا (لژیون یکم)
رابط خبری: همسفر مریم رهجو راهنما همسفر زهرا (لژیون یکم)
عکاس: همسفر نصیبه رهجو راهنما همسفر شهلا (لژیون دوم)
ارسال: همسفر محدثه رهجو راهنما همسفر فاطمه (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی امیر اراک

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .