حقیقت ناب حرکت است و سکون در هستی معنا ندارد، «پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است» این جوهره جهانبینی است که به ما آموخته میشود تا در دام توهم توقف نیفتیم. ما انسانها با دو بال اختیار و حقیقت در جهان هستی به پرواز درمیآییم و این اختیار است که به ما قدرت میدهد تا بین روشنایی و تاریکی، بین ضدارزش و ارزش، دست به انتخاب بزنیم؛ این انتخابها هستند که خطوط زندگی ما را رقم میزنند و هرگز نمیتوان با اندیشه کردن به مسیرهای نادرست یا مصرف مواد، به آرامش حقیقی دست یافت، زیرا سیستم وجودی ما به گونهای طراحی شده که تنها با حرکت در مسیر عقل و عشق، به تعادل میرسد.
برای دستیابی به این تعادل بنیادین، سه ضلع اساسی در مثلث وجودی ما نقش دارند: عقل، ایمان و عشق؛ این سه ضلع، ضامن پایداری هستند، اما برای آنکه بتوانند به درستی کار کنند، نیازمند پشتیبانی یک عنصر حیاتی چهارم هستند که آن را خمر مینامیم؛ خمر، اشاره به سیستم بیوشیمی و فعالیتهای شیمیایی سالم بدن دارد که مستقیماً تحت تأثیر وضعیت عقل، ایمان و عشق ما قرار میگیرد.
زمانی که ما در مسیر ارزشها حرکت میکنیم، این سه ضلع تقویت شده و خمر سالم فعال میشود که نتیجه آن جسمی قوی و روانی آرام خواهد بود؛ این فرآیند، همان پالایش سیستم وجودی است که در کنگره۶۰ با متد DST پایهگذاری شده است. اگر در هر مرحلهای از زندگی، چه در سفر اول اعتیاد و چه در سفر دوم رهایی، دچار سستی شویم و فراموش کنیم که دانایی مطلق نیست و همواره باید با تفکر و اندیشه، مرز بین ارزش و ضدارزش را تشخیص دهیم، آنگاه خط زندگیمان دچار انحراف میشود.
نکته کلیدی وادی سیزدهم این است که نباید از پایانهای ظاهری بترسیم یا خود را در آنها حبس کنیم؛ چه پایان یک دوره درمانی باشد، چه پایان یک رابطه یا یک پروژه، اینها تنها نقاط عطف هستند، نه انتهای مطلق. این ما هستیم که با آگاهی از این پایان، خط زندگی بعدی خود را مینویسیم. پایان یک مرحله، به ما فرصت میدهد تا با دانایی اندوختهشده، خط جدیدی را با ظرافت و دقت بیشتری ترسیم کنیم، زیرا هر چه بیشتر بدانیم، آگاهانهتر میتوانیم انتخاب کنیم.
سفر اول در کنگره۶۰، پایان مصرف مواد است، اما این پایان، آغاز حرکت به سمت تعادل کاملتر در سفر دوم است؛ در سفر دوم نیز همچنان باید فعال بود، باید آموزش دید و مهمتر از همه، باید خدمت کرد؛ زیرا خدمت، خود نوعی تداوم در حرکت و تحقق بخشیدن به خطوط ارزشی است که در طول سفر اول آموختهایم.
همانطور که مهندس دژاکام تأکید میکنند، این حرکت پیوسته است و حقیقت، جز جاری بودن و فرمان محبت دادن نیست؛ ما از آسمان تفکر و آموزش به خاک تجربه قدم میگذاریم تا سپس به اقیانوس بیکران معرفت و خدمت برسیم.
برای من همسفر که سالها شاهد جنگیدن مسافرم با تاریکی اعتیاد بودم، لحظه رهایی (پایان سفر اول) همزمان ترسناک و باشکوه بود. ترس از اینکه آیا این پایان، پایدار خواهد بود؟ آیا واقعاً این فصل بسته شد یا فقط یک وقفه کوتاه است؟ وادی سیزدهم به من یاد داد که این پایان، نقطه نیست، بلکه یک پیچ تاریخی است؛ این پایان مصرف، پایان رنج نبود، بلکه آغاز ساختن یک زندگی جدید بود. فهمیدم که من هم باید سفر خودم را ادامه دهم؛ یعنی باید از آن تجربه تلخ، درس بگیرم و خط جدید زندگیام را با عقلانیت، ایمان قویتر به قدرتهای برتر و عشقی پایدارتر به خانواده و خودم بنویسم. این وادی به من آموخت که نباید درگیر غمهای گذشته یا ترسهای آینده شوم؛ بلکه باید با تمرکز بر لحظه حال، مطمئن شوم که هر گامی که برمیدارم، مرا به سمت تعادل بیشتر هدایت میکند. اکنون، این وادی به من قدرت میدهد تا باور کنم هر چالش جدیدی که در مسیر زندگی مشترکمان پیش میآید، پایان کار نیست، بلکه صرفاً دعوت به یادگیری، رشد و آغاز یک فصل جدید با دانایی بیشتر است. این باور، بار سنگینی را از دوشم برداشت و به جای نگرانی، نیروی تعهد به ادامه خدمت و آموزش را به من بخشید.
منبع : کتاب «عشق» نوشته حسین دژاکام و سیدی وادی «سیزدهم»
نویسنده: راهنما همسفر الین (لژیونششم)
عکاس:همسفر رقیه رهجوی راهنما همسفر حمیرا(لژیوندوم)
ویرایش و ارسال: راهنمای تازه واردین همسفر لیلا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی محمدیپور قم
- تعداد بازدید از این مطلب :
14