English Version
This Site Is Available In English

از نجات تا زندگی

از نجات تا زندگی

امروزپنج شنبه 1404/10/18  جلسه چهاردهم  از دوره چهارم سری کارگاههای عمومی مسافران و همسفران کنگره 60 نمایندگی زاهدان با دستور جلسه "کمک من به کنگره و کمک کنگره به من"  به استادی مسافر علیرضا.م ، نگهبانی مسافر محمدرضا.ش  و دبیری مسافر عیدمحمد ساعت 17 آغاز بکار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، علیرضا هستم، یک مسافر.
خدا را شکر می‌کنم که به من اجازه داد در این جمع امن و آگاه حضور داشته باشم؛ جمعی که با اندیشه مهندس عزیز شکل گرفت و با تلاش بی‌وقفه دوستان، به پناهگاهی برای انسان‌های خسته از تاریکی تبدیل شد. قدردان تمام کسانی هستم که بی‌هیاهو، این راه را هموار کردند.
دستور جلسه «کمک من به کنگره و کمک کنگره به من» ما را به تأمل دعوت می‌کند. در کنگره زیاد از مثلث می‌شنویم، اما اصل موضوع در فهمِ کمک است. کمک همیشه هم‌قد و اندازه نیست؛ گاهی دستی ما را از زمین بلند می‌کند، و گاهی جانِ از‌دست‌رفته‌ای را به ما بازمی‌گرداند. تفاوت این دو کمک، تفاوت نجات و زندگی است. مهم‌تر از خود کمک، نیتِ پشت آن است؛ اینکه کمک‌کننده در ازای کمکش، توقعی دارد یا نه. برای درک کمک کنگره، باید به گذشته نگاه کنیم؛ به روزهایی که اعتیاد فقط جسم ما را تخریب نکرد، بلکه عقل، شخصیت، اعتبار و آرامش‌مان را هم گرفت. چهره‌ها فرسوده شد، جرأتِ زندگی از ما گرفته شد، و از کنار خانواده، قانون و حتی مردم عادی با ترس عبور می‌کردیم. اعتیاد ما را از «خودِ واقعی‌مان» دور کرد.
و کنگره چه کرد؟
کنگره آرام‌آرام جسم را ترمیم کرد، عقل را بیدار نمود و روح را به مسیر بازگرداند. سلامتی، آرامش، شناخت صراط مستقیم، آشنایی با قدرت مطلق و یادگیری درست زندگی‌کردن، هدایایی بود که دوباره به ما داده شد. جایی که خواب، آرام شد و بیداری، معنا گرفت.
افراد زیادی بدون چشم‌داشت به من کمک کردند تا سفر اولم را به سلامت طی کنم. حالا سؤال این است: بعد از دریافت این همه نعمت، سهم من چیست؟
مهندس به‌زیبایی می‌فرمایند ما با کنگره معامله‌ای نداریم؛ حساب‌ها صفر است. هرکس درمان شد، مختار است بماند یا برود. خدمت در کنگره نه بیمه دارد و نه حقوق؛ تنها معیار آن، مرام، معرفت و قدردانی انسان است.

و اما کمک من به کنگره:
کنگره به من زندگی داد، سلامتی داد و خداوند به برکت این راه، فرزندی به من عطا کرد. پس کمک من شاید بزرگ نباشد، اما صادقانه است؛ ماندن، خدمت‌کردن، لبخند زدن به تازه‌واردی که شبیه روزهای تاریک خودم است، و تلاشی هرچند کوچک برای بهتر شدن حال دیگران.
ان‌شاءالله خداوند کمک کند چراغ کنگره همیشه روشن بماند.

نگارش : مسافر مهدی (لژیون چهارم، راهنما آقای سعید)
عکس و ارسال : مسافر رامین (لژیون یکم، راهنما آقای جواد)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .