English Version
This Site Is Available In English

کنگره معلم‌های کارآزموده را وسیله آموزش قرار داد

کنگره معلم‌های کارآزموده را وسیله آموزش قرار داد

درفراسوی زمان و در گوشه‌ای از این جهان خاکی همراه شده بودم با یک مصرف‌کننده مواد مخدر، هر لحظه صدای تیک‌تاک ساعت به گوش می‌رسید و مرا آزرده‌خاطر می‌کرد نمی‌خواستم صدایی بشنوم، با کسی هم‌صحبت بشوم، از دنیا، زمین‌و‌زمان بیزار بودم؛ در زندگی با وجود افیون و موادمخدر تمام حس‌ها یخ‌بسته بود هر روز بیشتر در بند ضدارزشی و اعماق تاریکی فرو می‌رفتم.

فرزندان، خانواده و اطرافیان برای من دیگر مهم نبودند؛ فقط منتظر عبور از روزهای سخت بودم؛ ولی در ته‌ قلب یک نور اندکی سوسو می‌زد، همیشه با خود می‌گفتم روزگار این‌گونه نمی‌ماند آخر درست می‌شود با این امید در کنار یک مصرف‌کننده زندگی را ادامه می‌دادم و فقط منتظر عبور از روزهای سخت بودم. 

اسفند ۴۰۱ راه کنگره برای ما باز شد و مسافر من وارد کنگره۶۰ شد، با صحبت‌های او بعد از ۵ماه من نیز وارد کنگره شدم، به‌خاطر دارم در اولین جلسه عمومی با خواندن پیام سفر اول توسط نگهبان؛ وقتی به‌ خود آمدم گونه‌هایم از اشک خیس شده بود؛ این پیام برای من است! یعنی ممکن است من، مسافرم و اعضای خانواده از غول اعتیاد نجات پیدا کنیم، به لطف خدا و دستان پر مهر آقای مهندس بعد از ۱۱ماه مسافر من به‌درمان رسید، اولین کاری که کنگره۶۰ انجام داد دانش اعتیاد را باز کرد و علم جهان‌بینی را در همه موارد زندگی به من آموزش داد.

 کنگره من را با انسان‌های خوب آشنا کرد و معلم‌های کارآزموده را وسیله آموزش قرار داد، کنگره۶۰ کتاب عشق را معرفی کرد تا در وادی اول در شهر وجودی خود تفکر و پله‌پله وادی را اجرا کنم روح و اندیشه خود را پرورش و تمام بند‌ها، ناخالصی‌ها را رها کنم تا به وادی عشق برسم، عشق به‌خود، عشق به مخلوق و عشق به‌خالق را درک کنم.

قبل از کنگره۶۰؛ وقتی دفتر زندگی‌ را ورق می‌زدم و تقدیر خود را نگاه می‌کردم؛ تلخی‌های زندگی را می‌دیدم و همیشه گله‌وشکایت از خدا داشتم که این چه زندگی است که من دارم و باید ادامه بدهم تا زمانی‌که از روی کره‌زمین محو شوم؛ سرنوشت را نمی‌توان از سر نوشت و این جمله مدام در ذهن من تکرار می‌شد؛ ولی کنگره به من آموخت که می‌توانم سرنوشت خود را از نو شروع و زندگی جدیدی را آغاز کنم.

 کنگره۶۰ باعث شد خلقت آفرینش جهان هستی را دوباره در اختیار من قرار بدهد؛ به من گفت ای انسان الآن که وارد کنگره شده‌ای و آموزش دیده‌ای؛ برو و زندگیت را از ابتدا آغاز کن! تو می‌توانی در مسیر صراط‌‌مستقیم حرکت از ضدارزش‌ها دوری، تزکیه و پالایش کنی تا به تکامل نزدیک شوی؛ اما صبر کن، به خود زمان بده؛ چون صبر و زمان دو نیروی مقاوم در جهان خاکی هستند.

یک روزهایی بود در جمع خانواده و دوستان نمی‌توانستم صحبت کنم چون حس‌های منفی قدرت تکلم را گرفته بود؛ کنگره۶۰ قدرت بیان من را تقویت کرد و اکنون می‌توانم در جلسات مشارکت و در جمع دوستان صحبت کنم این برای من بسیار ارزشمند است.

آقای مهندس همیشه می‌فرمایند: هنوز به کنگره۶۰ بدهکار هستند. ایشان که بنیان‌گذار و تمام تحقیقات خود را در اختیار جامعه پزشکی قرار داده‌اند و خیلی نفس‌ها را احیاء کرده‌اند؛ هنوز خود را بدهکار می‌دانند؛ پس من همسفر چگونه با این کارهای کوچک می‌توانم بگویم دین خود را اداء و یا کمک کرده‌ام!

در قبال این همه آموزش و خدمت تنها کاری که می‌توانم انجام دهم این‌که آموزش‌ها را کاربردی تا الگویی برای فرزندان، خانواده‌ باشم و پیامی برای هم‌نوعان که در تاریکی هستند؛ بتوانند به کنگره۶۰ بیایند و از تاریکی‌ها نجات پیدا کنند.

نویسنده: راهنمای تازه‌وارین همسفر آرامش
عکاس: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر اکرم (لژیون چهارم)
ارسال: همسفر ریحانه رهجوی راهنما همسفر اکرم (لژیون هفتم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی رضا مشهد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .