به نام او که هرچه هست از اوست.
واژه همسفر به معنی همراه است در سفری که کسی در پیش میگیرد. همسفر یعنی کسی که تمام خطرات، لذتها و خاطرات خوب و بد سفر همراه اوست. در پیام سفر اول به یک آزاد شده از بند اعتیاد گفته میشود، همسفر تو بر مرکبی نشستهای که گرچه دیر به مقصد میرسی؛ اما سالم و کامیاب خواهی رسید و در پایان به بند عشق میان بنده و قدرت مطلق الله گره میخوری و ای همسفر بدان که این پاداش نصیب تو نیز خواهد شد.
همسفر وقتی سفرت را با مسافرت آغاز کردی بر مرکبی راهوار و چابک نشسته بودی؛ اما در میانه راه کسی به پاهای مرکبت ضربهای زد و پاهایش درد گرفت، چیزی به دستان پر قدرتش فشار آورد و نتوانست روی زمین بماند؛ پس با سر به زمین افتادید. مسافران لنگانلنگان به دنبال کسی که ضربه زده بود و چیزی که فشار آورده بود به راه افتاد تا علت را بداند. در حالی که آنچنان با آنها همساز شد که دیگر ضربهها و فشارهای بیحد دیگر را هم نفهمید؛ چون آنها دیگر برایش درد نبود تسکین بود، فشار نبود و آرامش بود؛ اما تو همسفر وقتی زمین خوردی بر روی پاهای پر توان خودت ایستادی و با دستان پر قدرتت سنگینی غمها و مصیبتها را تحمل کردی.
آنجا بود که تو برای خودت شدی همسر، برای فرزندانت پدر و گاهی کسانی برای فرزندانشان شدند مادر مگر میشود؟ آری زیرا تو از آغاز سفر به بند عشق الله بسته شده بودی و این بند و این عشق همواره تو را محکم نگه میداشت تا مبادا زندگیات، فرزندانت و مسافرت را رها کنی، او که در چاه ظلمانی تنگ اعتیاد اسیر شده بود به یکباره به اعماق چاه فرو رود و خاکهای سرد او را بپوشانند و دیگر خبری جز خبر مرگ از او نباشد. همسفر تو ماندی تا بفهمانی هنوز امید هست، زندگی هست و هنوز خدایی هست که یاریگر کسانی باشد که از همهجا و همه چیز برگشت خوردهاند.
تو ماندی تا مسافرت به روزنه و نقطه روشنی که در زندگی برایش باز نگه داشته بودی ایمان آورد و بداند همه چیز از یک نقطه آغاز میگردد. در پیام به رها شده از بند اعتیاد میگوید به سفرت ادامه بده تا در این سفر پخته و صیقل داده شوی، تو ای همسفر در سراسر زندگیات آنچنان پخته شدهای و آن چنان تجربه کسب نمودهای که زندگیات کتابی برای آموزش میشود و چنان صیقل داده شدهای که قلبت، مانند آیینه و روحت، مانند قطرات باران پاک است.
زمانی که در پیام میگوید همسفران در آن مکان لامکان تو را یاری خواهند داد. این گفته برای تو نیز صادق است؛ زیرا به خاطر یاریگران در آن مکان لامکان بود که تو از ادامه باز نایستادی و حرکت کردی و با کمک آنان بود که توانستی چرخ زندگیات را بچرخانی تا چرخ یک جامعه بچرخد و ثابت کنی تا انسان هست خدا هم با اوست، ایمان هم با اوست، اندیشه و آگاهی هم با اوست.
نویسنده: همسفر محبوبه رهجو راهنما همسفر فاطمه (لژیون بیست و دوم)
رابط خبری: همسفر محبوبه رهجو راهنما همسفر فاطمه (لژیون بیست و دوم)
عکاس: همسفر فاطمه رهجو راهنما همسفر زهرا (لژیون دوازدهم)
ویراستاری: همسفر فاطمه رهجو راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم) نگهبان سایت
ارسال: همسفر زهرا رهجو راهنما همسفر سمیرا (لژیون بیست و چهارم) دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی میرداماد اصفهان
- تعداد بازدید از این مطلب :
74