دل نوشته مسافر کاوش را باهم میخوانیم.
سلام دوستان من کاوش هستم یک مسافر، بعد از ۱۰ سال مصرف با این مکان زیبا آشنا شدم، آخرین مواد مصرفی گل و تریاک و اونتوس بود، درمان خودم را با ۳ دهم سیسی شروع کردم به روش DST با داروی OT باراهنمایی راهنمای محترم آقا امیر، حدود ۳ ماه است سفر میکنم و TDS فعلی ۶ دهم میباشد.
در ایام نوجوانی با الکل و حشیش آشنا شدم و بعد از مصرف کردن از آن حال و احساسی که به من دست داد بسیار لذت بردم و بهشدت علاقهمند شدم، ازآنرو که من کمی به شعر و شعرا و تحقیق و کاوش درباره زندگی آنها علاقهمند بودم و احساس میکردم بعد از مصرف حشیش به حالت عرفانی میرسم، خیال کردم که جادوی هفترنگ را یافتهام و درستترین کار ممکن را انجام میدهم و این خود جرقهای بود برای سقوط من به عمق تاریکیها.
اما اینها فقط خیال خام و توهمی بیش نبود سالها گذشت و مواد مخدر مرا بسیار منزوی و گوشهگیر کرده بود بهطوریکه دیگر حتی خودم را هم فراموش کرده بودم و روزهای قبل از مصرفم را به یاد نمیآوردم.
تا با این مکان مقدس آشنا شدم، روزی که وارد کنگره شدم و در جلسه نشستم انگار که چندین سال است که من کنگره و اعضای آن را میشناختم، از همان ابتدا بند محبت بین من و کنگره شکل گرفت و راهنمایم را انتخاب کردم و رفتهرفته این بند محکمتر شد و من هم علاقهمندتر به کنگره و درمان، آموزشهایی که در همین مدت کم در کنگره فراگرفتم را در تمام زندگیام حتی درصدی از آن را هم نمیدانستم، ازنظر من اگر بهجای آموزشهای مدارس و دانشگاه این آموزش هارا تدریس میکردند امروز وضعیت جامعه و سطح دانش جامعه و افراد بسیار بالاتر از چیزی که امروزه است میشد و انسانها زندگی بهتر و آرامش بیشتری داشتند.
خدا را شکر میکنم که اذن ورودم را به کنگره صادر کرد و اجازه داد تا عضوی از این بهشت بیکران باشم و از همه شما عزیزان که وقت گذاشتید و دل نوشته بنده را مطالعه کردید بسیار سپاسگزارم.
نگارنده: مسافر کاوش ل 3
تهیه و تنظیم: مسافر فرشاد ل 3
- تعداد بازدید از این مطلب :
87